از شش دی هشتادوهشت تا نودوشش: تکثیر مقاومت مدنی

مجتبی نجفی

از ششم دی ماه هشتاد و هشت تا نودوشش. اجتماع سبزها در عاشورای هشتادوهشت تا ایستادن ویدا موحد با برافراشتن روسری،نماد اجبار، بر چوبه ای با هدف نافرمانی مدنی( اسلاید دوم). اینها همه سکانس هایی از مقاومت مدنی هستند، وقتی شهروند معترض اعلام کرد همه راههای تغییر از صندوق رای نمی گذرد. به عبارتی وقتی صندوق را ببندند، خیابان هست و مقاومت مدنی شکل های متنوعی دارد و تنها به خیابان هم بسته نیست.

بزرگترین اجتماع جنبش سبز و بهتر بگویم بزرگترین اجتماع تاریخ جنبش های مدنی ایران، بیست و پنجم خرداد هشتاد و هشت بود. بین انقلاب تا آزادی، جمعیت میلیونی بود. بعد از خطبه بیست و نه خرداد رهبر جمهوری اسلامی و اعلام اینکه به خواست معترضان برای ابطال انتخابات هشتاد و هشت تن نمی دهد، به رغم تهدید به سرکوب باز هم سی خرداد و روزهای پس از آن مردم به خیابان آمدند. این حضور خیابانی یعنی اینکه حاکم با قانون ظالمانه نمی تواند در برابر خواست تغییر بایستد و حاکم نمی‌تواند فراتر از قانون بایستد. همه حضورها برای همان جمله ماندگار بود،قانون جایی است که مردم هستند و اصولاً دیکتاتوری خود ضدقانون است، چون قانون باید برآمده از اراده جمعی شهروندان باشد و در دیکتاتوری آنچه نادیده گرفته می شود « شهروند» است. به عبارتی قانون دیکتاتوری فاقد مشروعیت است.

از جنبش سبز به خصوص اراده شهروندان برای فتح خیابان و میدان های شهر محکم تر شد. رادیکال ترین حضور سبزها در عاشورای هشتادوهشت بود. همان ششم دی ماه، زمانی که خیابان قتلگاه جمعی دیگر از آزادیخواهان شد. بعد از سرکوب شدید عاشورای هشتاد و هشت به دست اوباش سازماندهی شده، اجتماعات خیابانی فروکش کرد تا بهمن هشتاد و نه و آن اجتماع معروف آن روز و در پی آن حصر رهبران جنبش سبز. اینجا دیگر نقطه پایانی بود بر حضور خیابانی سبزها

اما مسأله این است که مقاومت مدنی شکلهای متنوع دارد. سرکوب جنبش سبز توقفی بر اعتراض نبود‌. ویدا موحد در سال نودوشش در میدان شهر در برابر دیدگان مردم ایستاد و چند سال بعد پرچم به نیکاشاکرمی و دهها شهروند دیگر سپرده شد. این یعنی امتداد مقاومت در شکلهای متنوع. یعنی جامعه ای ملتهب، که درد دارد و رفع این التهاب جز با نظم دموکراتیک ممکن نیست. به نظر من فهمی غیر از این در باب تحولات تاریخ معاصر ایران به بیراهه می رود. خوانش تاریخ ایران از مشروطه به بعد همین را می گوید که در هر شکل استبداد راهی به سوی توسعه متوازن در ایران نیست. حاکمی که فکر نکند با این همه هزینه و کشته چرا باز هم جنبش ها بازتولید میشوند،در خواب هپروتی یا در ترس وسواس گونه از تغییر است.

تلگرام نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»