میر اصغر موسوی:
علی خامنه ای در دیدار با خانوادهی قاسم سلیمانی ادعا کرده که حرف خدا بر زبان ایشان جاری شده و سخنانی که در یکی از سخنرانیهایش برای فرماندهان سپاه، بیان کرده، حرف خدا بوده از زبان ایشان. آن هم ۲۰ سال پیش. یعنی به زعم رهبری، دستکم از آن موقع تاکنون ممکن است بسیاری از حرفها و تصمیمات وی مشمول همین ادعا باشد.
برخلاف تحلیل برخی از روانشناسان و تحلیلگران که این سخنان را به مقولاتی چون کهولت سن و زوال عقل و آشفتگی ذهنی و مسایلی از این دست مربوط میدانند، با توجه به شواهد و قرائن و دیگر سخنان اخیر ایشان، هرگز نمیتوان این ادعا را به موارد یادشده مربوط دانست.
به نظر میرسد این ادعا که حرف خدا از زبان من صادر شده، کاملا آگاهانه و با تسلط و حضور ذهن کامل و با اهداف چندگانه مطرح شده است و شش گروه مخاطب دارد که برای هر یک از آنها با هدف یا اهداف خاصی میتواند مطرح باشد:
۱. عامهی مردم
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه فکر نکنید چون اعتراضات سال گذشته گستردهتر، فراگیرتر و طولانیتر از همیشه بود و تمامی اجزای حاکمیت را به وحشت انداخت، ذرهای باعث ترس یا تغییر من شده است. نه تنها در خط و مشی من تغییری روی نداده بلکه خود را قادر مطلق و حرف خود را همردیف حرف خدا میدانم و هر چه گفتم و انجام دادهام درست بوده و سودای تغییر و یا کوتاه آمدن حاکمیت را از سرتان بیرون کنید. چند روزی هم خودتان و رسانهها و تحلیلگران با پرداختن به همین جنجال که برایتان ساختهام، مشغول باشید تا خبرهایی مانند فساد چای دبش و لگدهای اخیر روسیه به حکومت من و انفعال ما در برابر اسرائیل در ماجرای ترور سیدرضی موسوی کمرنگ شده و از خاطرتان برود.
۲. خواص و اطرافیان
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه شما اطرافیان و نزدیکان من که تا دیروز مطیع مطلق و چاکر آستان بودید اما امروز وخامت اوضاع مملکت شما را به وحشت انداخته و اندک انتقاداتی را مستقیم یا غیرمستقیم و دست و پا شکسته، به سیاستهای من و دخالتهایم در جزئیترین امور ادارهی کشور مطرح میکنید و خواهان تجدیدنظر از جانب من در برخی امور هستید، بدانید که من قادر مطلق هستم و حرف خود را مانند حرف خدا میدانم. پس تلاش بیهوده نکنید، مرا ناراحت نکنید و خودتان را از رانتها و مواهبی که در سایهی من دارید، محروم نسازید و بدانید که من هرگز اشتباه نکرده و نمیکنم و هیچگونه تغییری را لازم نمیدانم.
۳.سپاه و نیروهای نظامی
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه هر آنچه تا به امروز به دستور من در داخل و خارج از کشور انجام دادهاید، تمایلات و منویات من نبوده یلکه خواست و فرمان خدا بوده و کاملا درست و در راه رضای خدا بوده و از این پس هم همین خواهد بود. نه از شراکت در کشتار مردم سوریه و یمن و لبنان و فلسطین واهمه داشته باشید و نه در سرکوب شدید مخالفان داخل و خارج، تردیدی به خود راه دهید. بدانید که قادر مطلق که میتواند شما را به همه جا برساند و یا از همه چیز ساقط کند، من هستم و بس.
۴. حوزه علمیه، مراجع و روحانیون
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه ببینید که امروز تمام ایرانیان و حتی شما که مثلا درد دین دارید، به اندازهای مطیع، منقاد و منکوب من و دستگاه قدرت من هستید که حتی در برابر ادعای خدایی من هم، تاب و توان و جرات اعتراض ندارید و حتی یکی از مراجع دینی هم حاضر به رویارویی با من حتی در چنین موضوع مهمی نیست. پس رشتهی اطاعت از من و سکوت فعلی را محکمتر از همیشه بچسبید و بدانید که قدرتی بالاتر از من نیست. فراگیر شدن اعتراضات مردم و رویگردانی جامعه از دین شما را نترساند و با من باشید تا سیستم و دستگاه فعلی پابرجا بماند وگرنه شما میمانید و مردمی که از هیچ کدامتان دل خوشی ندارند.
۵. خبرگان رهبری
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه اگر من مستقیم یا به طور تلویحی گزینه ای را برای جانشینی خودم معرفی کردم، بدانید که حرف من نبوده و خواست خداست و دقیقا همان کسی است که از جانب خدا برای رهبری انتخاب شده و شما فقط باید او را کشف و منصوب کنید. چون و چرا و اعتراضی نداشته باشید و جز به اطاعت محض از فرمان خدا، نیندیشید.
۶. مجامع جهانی و سران غرب
“زبان من بود حرف خدا بود”یعنی اینکه فکر نکنید در اثر اعتراضات مردم، حتی اندکی از جایگاه، اقتدار و قدرت بلامنازع من کاسته شده، به آرزوها و نقشهها و گفتههای اپوزیسیونی که سعی دارند شما را به خود جلب کنند، توجه نکنید، سودای براندازی را از سر بیرون کرده و بدانید که منم که در ایران خدایی میکنم. پس راهی جز کنار آمدن و مصالحه با من ندارید.