آیا تنوره‌ی دیو منازعات خاورمیانه، اوج می گیرد؟

علیرضا قندریز
iranfardamag

مقدمه

اسراییل “صالح العاروری” نائب رییس دفتر سیاسی ‎حماس را در قلب بیروت ترور کرد! این ترور می تواند نشانه ای کم نظیر و جدی از قرار گرفتن منطقه در آستانه یک وضعیت تشدید بحران فراگیر باشد. هرچند العاروی شخصیتی درسطح سینوار شناخته شده و کلیدی نیست اما او برای حماس یک عامل کاملا راهبردی بود.

۱- العاروی در بازسازی روابط حماس با ایران و حزب الله که به دلیل اختلافات آنها در جنگ داخلی سوریه به شدت خدشه دار شده بود، نقش تعیین کننده ای داشت. حالا با حذف او حلقه وفاق طرفین و معدود شخصیتی در تشکیلات سیاسی حماس که پیوند نظامی و امنیتی وثیقی با نیروهای میدانی (القسام) داشت و نیز رابط میان جنگجویان حماس(نه فقط کادر سیاسی) با رهبری حزب الله بود حذف شده است.

۲- حزب الله پس از این ترور(در کنار عملیات حذف فرماندهی عالی رتبه نظامی ایران در سوریه که از هماهنگ کنندگان تدارکات حیاتی برای حزب الله بود) با یک آزمون بزرگ روبرو است:

آیا همچنان به خویشتن داری و تهدید لفظی و درگیری محدود و پراکنده با اسراییل بسنده خواهد کرد؟
البته افکار عمومی لبنان (بر اساس نظرسنجی های اخیر) غالبا مایل و آماده وارد شدن کشور به یک نبرد فراگیر با اسراییل نیست.
اما اگر حزب الله واکنشی درخور اقدامات اخیر اسراییل نشان ندهد، اعتبار بازدارندگی حزب الله از این پس به چه خواهد بود؟!

۳- این فکر در میان ناظران صحنه نبرد و تحلیل‌گران جنگ تاکنون غلبه داشته که با توجه به سختی جنگ علیه حماس در غزه و عدم دستیابی سریع اسراییل به اهداف از پیش اعلام شده اش، اجرای عملیاتی علیه یک سازمان بزرگتر و به مراتب کاردان تر مانند حزب الله که زرادخانه ای پیچیده تر در اختیار دارد و واجد یک عمق استراتژیک واقعی و بسیار گسترده و مؤثر در منطقه هم هست ؛ احتمالی بسیار کم دارد.

اما برخلاف آن تصویر، اسراییل با ترورهای اخیر نشان داده که بر خلاف دوره اول جنگ غزه ابایی از گسترش میدان درگیری ندارد؛ صحنه بازی خونین(جنگ) در منطقه نسبت به ماه اکتبر تغییراتی اساسی کرده است:

۱- نبرد اسراییل در غزه اکنون وارد مرحله اول عملیات زمینی شده و امکانات آماج هوایی اسرائیل بیش از روزهای اول جنگ غزه در دسترس طراحان اسراییلی عملیات است.
۲-شهرهای شمالی اسرائیل خالی از سکنه شده و احتمال آسیب شهروندان در صورت تشدید درگیری با طرف های لبنانی به مراتب کمتر است.
۳- حجم و شدت شلیک موشک های حماس به اسراییل به شکل چشمگیری کاهش یافته است، بنابراین قابلیت‌های پدافند هوایی بیشتری برای اسراییل در دسترس است.
۴- دارایی‌های هوایی و دریایی ایالات متحده (از جمله پدافند هوایی) به شکل آمادباش در منطقه قرار دارد (صرف نظر از ترجیحات  سیاسی، هر دولتی در ایالات متحده بر اساس محاسبات راهبردی ناچار به حمایت کامل از موجودیت و امنیت اسراییل در صورت درگیری با حزب الله لبنان خواهد بود!)
۵- رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی مانند گانتز / گالانت / هانگبی می خواهند به عنوان افرادی که از تهدید بالقوه بر علیه موجودیت اسراییل از سمت لبنان جلوگیری می کنند؛ در چشم مردم کشورشان دیده شوند! (برخلاف نتانیاهو که تهدید بالقوه حماس را جدی نگرفت). رقابت برای جلوه گری به عنوان کسی که همین امروز باعث ارتقای امنیت ملی کشور شده است یکی از دستمایه های رقابت در فردای سیاسی اسراییل پس از جنگ خواهد بود.
۶- ظاهراً افکار عمومی اسرائیل همچنان از طرح های تهاجمی که در ذهنیت آنها باعث بالا بردن امنیت ملی کشورشان بشود حمایت می کنند(نظرسنجی ها در اسراییل هنوز مخالفت غالب با گسترش جنگ را نشان نمی دهد!)

نتیجه

منطقه خاورمیانه پس از حمله هفتم اکتبر سال گذشته وارد یک دوره بی سابقه از بحران شد. حالا طرف های درگیری از تهدیدات یکدیگر خوانشی فراتر از بازدارندگی دارند. طرف های منازعه احتمالا در آستانه درک خطر رفتارهای متقابل یکدیگر به شکل تهدیدات حیاتی و وجودی (existential) هستند. چنین درکی بیش از هر زمان طرفین مناقشه را برای ورود به منازعه ای فراگیر آماده می سازد! پنجره دیپلماسی روز به روز تنگ تر می شود…

ایران فردا