حاکم تمامیت خواه، دشمن پنداری جهانی و هراس از دشمنی مردمی

مرضیه حاجی هاشمی

«توتالیتاریسم» (تمامیت خواهی) بسیار خطرناک‌تر از «دیکتاتوری» و «استبداد» است و همچنان که ماهیت قدرت در آن سیال است، شیوه‌های مقابله با آن نیز سیال است و جریان آگاهی می‌تواند، جامعه ای را که به دلیل ذات تمامیت خواهی، پیروان و مخالفان را به کنش‌های فردی هیجانی و جمعی توده وار وا می‌دارد، از این گرداب نجات دهد.

«هانا آرنت»  به خوبی تفاوت حکومت‌های توتالیتر با حکومت‌های استبدادی را بیان می‌کند. وی اصطلاح قابل تاملی را برای مردم تحت حکومت تمامیت خواه به کار می‌برد و آن را بدترین ویژگی توتالیتاریسم می‌داند، «موجودات زائد»، موجوداتی که رژیم توتالیتر به خود اجازه می‌دهد هر نوع رفتاری را با آنها داشته باشد و اصلاً برایش مهم نباشد که این مردم چه احساس، درک یا قضاوتی دارند و تنها حفظ پیروانش را دغدغه سیاست‌های ایدئولوژی زده ی خود در داخل و خارج می‌داند؛ حتی اگر کاملا احمقانه به نظر برسد.

می‌توانیم این تفاوت‌ها را از نظر آرنت، به اختصار چنین احصا کنیم:

۱- ساخت قدرت و سازوکارهای حکومتی در حکومت‌های توتالیتر چندان روشن نیست، نهادهای موازی زیادی در ساخت قدرت وجود دارد و هر نهادی وظایف متعددی را بر عهده دارد، امکان تشخیص مسئولیت رسیدگی به امور مختلف در عمل وجود ندارد و در مقابل، نهاد مسئول و پاسخگو نیز مشخص نخواهد بود. حفظ قدرت نیز دقیقاً به واسطه همین سیالیت آن صورت می‌گیرد؛ اما در حکومت استبدادی، سازوکار و سلسله مراتب روشن است و حاکم مستبد در رأس تمام امور، هدایت را بر عهده دارد و همه او را مسئول تمام امور می‌دانند؛

۲- در حکومت‌های توتالیتر ایدئولوژی بر هر چیز ارجح است؛ ولی در حکومت‌های استبدادی قدرت فرد حاکم اولویت دارد و حتی حاکم برای بسط قدرت خود ممکن است، چشم به سرزمین و منابع سرزمین‌های دیگر نیز داشته باشد که همه می‌تواند به نفع منافع ملی باشد؛ اما در حکومت‌های توتالیتر همه چیز حتی منافع ملی فدای ایدئولوژی حاکم تمامیت خواه می‌شود. وی در صحنه بین المللی به دنبال تصاحب سرزمین‌های دشمنان  و منابع آنها نیست تا آنها را به کشورش الحاق کند؛ بلکه حتی منافع ملی و منابع کشورش را نیز هزینه می‌کند تا ایدئولوژی خود را به دیگر کشورها نفوذ دهد؛

۳- حکومت توتالیتر بر اساس ایدئولوژی مطلق‌گرای خود همیشه جهان را به دو دسته متخاصم تقسیم بندی می‌کند؛ برای همین بخش بزرگی از دنیا همیشه دشمن او پنداشته می‌شود و «دشمن» و غیریت سازی خصمانه، جوهره ایدئولوژی آن است. هنر این حکومت کشاندن تخاصم به فضای بین‌المللی است؛ چرا که اهدافی جهانی دارد و این اهداف را تا لبه پرتگاه سقوط خویش نیز پی می‌گیرد؛ ولی حکومت‌های استبدادی چنین تخاصم‌های بین‌المللی و اهداف جهانی را دنبال نمی‌کنند؛

۴- آرنت ساختار حکومت‌های توتالیتر را به «پیاز» تشبیه می‌کند که همه لایه‌ها به طور مجزا و بدون ارتباط با هم از مرکز پیاز محافظت می‌کنند.
شبکه جاسوسی در حکومت‌های توتالیتر موجب نوعی ترس و بدبینی می‌شود تا هیچ نهادی از جزئیات کار نهاد دیگر مطلع نباشد و همین عدم آگاهی نهادهای مختلف از جزئیات کار نهاد دیگر سبب می شود، عملکرد حاکم، غیر شفاف باشد، ساز و کار اعمال منویاتش در دستگاه‌ها و نهادهای مختلف مشخص نباشد و امکان انتقاد از او فراهم نشود؛

۵- حکومت‌های استبدادی از ابزار رعب و وحشت برای کنار زدن دشمن  استفاده می‌کنند؛ ولی حکومت های توتالیتر از ابزار رعب و وحشت برای حکومت بر مردم بهره می گیرند؛ چرا که حکومت نیز می‌داند، این مردم در ظاهر تحت استیلای آن است و در واقع دشمن رژیم است. از آنجا که این هراس از دشمنی مردمی همیشه وجود دارد، باید هراس و وحشتی دائمی بر مردم مستولی باشد؛ لذا برای این رژیم، چندان مهم نیست این دشمنان یا مخالفانش در دادگاه مجرم شناخته شوند یا نه در هر صورت مخالف باید حذف شود، چه جرمی برایش اثبات شود چه نشود. شکنجه و احکام قضایی خشن کاملاً بی‌دلیل است و فقط برای ایجاد رعب و وحشت است تا دیگر کسی جرأت نکند، دشمنی و مخالفتش را آشکار کند.
در صورتی که حکومت‌های استبدادی از مجازات برای تنبیه مخالفان استفاده می‌کنند نه ایجاد رعب و وحشت و قربانی گرفتن وحشیانه برای بازدارندگی جامعه؛ برای همین مجازات‌ها تناسب بیشتری با جرم دارد و حتی ممکن است، رهبر یک قیام بزرگ، فقط تبعید شود؛

۶- در حکومت‌های توتالیتر، اغلب وفاداران، دچار انزوا هستند؛ چون ترس و وحشت موجب می‌شود، دوستان خود را که وفادار نیستند، کنار بگذارند تا در گروه اقلیت وفاداران و حامیان رژیم؛ ولو منزوی و منفور بمانند و هم جان سالم به در ببرند و هم از منافع وفاداری سود ببرند.

آرنت این ترس را خطرناک‌ترین امر می‌داند؛ زیرا سبب می‌شود، تحت عنوان پیروی از رژیم، دست به هر عملی بزنند و احساس گناه نکنند و اینجاست که پیروان رژیم دچار انواع بی‌اخلاقی‌هایی می‌شوند که خود نیز متوجه آن نیستند؛ در حالی که حکومت استبدادی تنها با اعمال خشونت در پی مهار منتقدان است؛ ولی در حکومت‌های توتالیتر خشونت، ابزاری خودسرانه در دست تمام پیروان رژیم می‌شود، پیروانی که قدرت هر نوع تفکری از آنها سلب شده است و آنها ابزاری هستند برای اعمال همین ممنوعیت‌ها و ایدئولوژی تمامیت‌خواه بر کل جامعه.

در واقع حکومت‌های توتالیتر جامعه را توده وار می‌خواهند، پیروانی توده‌ای که قدرت تفکر و تشخیص را از دست داده‌اند و فقط در خدمت ایدئولوژی حاکم و ایجاد شور و هیجان های خیابانی هستند؛ در حالی که حاکم توتالیتر یک فیلتر قوی بر سر راه رسیدن اطلاعات درست به آنهاست و آنها در اصل با مغز حاکم تمامیت‌خواه و فهم و بصیرتی که او به آنها منتقل می‌کند دنیای بیرون را درک می‌کنند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»