ناصر دانشفر
شنیده بودیم که شاه به هنگام انقلاب سفید از ارتجاع سرخ و سیاه گفته بود و نظام هم در تمامی دوران استقرار جمهوریاسلامی، یکی از دلایل بروز انقلاب ۵۷ را نیز انتشار مقالهای با همین عنوان در روزنامهٔ اطلاعات برشمردهاست. این رویکرد برای کسانی که حتی تا دیدن سیمای دلدار در ماه هم پیش رفته بودند، سخت گران میآمد و با مفروضات ذهنی و باورهای آنان هیچگونه سازگاری نداشت.
بسیاری از ما امثال طالقانی، منتظری، مطهری، بهشتی، باهنر و مفتح را نمود واقعی قشر روحانیت میپنداشتیم و از تفکر حاکم بر اکثریت حوزویان اطلاع موثقی نداشتیم. بدین خاطر بود که به هیچوجه با اعلیحضرت همایونی موافق نبودیم و بالعکس اتفاقاً گمان داشتیم که این جماعت نه تنها مرتجع نیستند که با مدرنیته نیز مشکلی ندارند. اما وقتی آنانکه بنا نبود کار اجرایی را عهدهدار شوند، موریانهوار، بالا و پایین مناصب را مسخر نمودند، دانستیم که معنی ارتجاع سیاه چیست.
اگر تسلط بی چون و چرای شوراینگهبان با این شکل و شمایل بر قوانین کشور ارتجاع نیست، پس چیست؟ اگر سیطرهٔ شرع و قوانینی چون قطع ید، تفاوت دیهٔ زن و مرد، اختلاف حقوق شهروندی شیعه و غیرشیعه، محروم کردن زنان از حق قضاوت و بدست گرفتن برخی از مناصب اجتماعی و… بازگشت به عقب نیست، نام آن را چه میتوان گذاشت؟ اگر راندن فرهیختگان و بر صدر نشاندن کهتران، نشنیدن صدای منتقدان مصلح و میدان دادن به مداحان مجیزگو، گذر از پادشاه تاجدار و اطاعت بیچونوچرا از سلطان معمم و… واپسگرایی نباشد، بدون تردید ربطی به تجدد هم ندارد.
آری ارتجاع در رگ و پی این نظام چنان نفوذ کرده که حتی یک بخش از این ساختار نظام ولایی را نمیتوان سراغ گرفت که نشانی از ارتجاع نداشته باشد.
روز گذشته مسابقهٔ نیمهنهایی جام ملتهای آسیا برگزار شد و ما با این همه بازیکن طراز اول و فراتر از فوتبال آسیا در یک بازی سراسر انتقاد بازی را به قطر واگذار نمودیم. بردن و باختن جزئی از هر مسابقه است و نباید گمان برد که با این باخت دنیا به آخر رسیده است.
اما درد این است که نظام مقدس ما در این زمینه نیز نگاه ارتجاعی دارد. انتخاب امیر قلعهنویی به عنوان سرمربی تیم، حاکی از چیست؟ او، علی پروین، حسن روشن و محمد مایلیکهن اگر چه در دوران خود به فوتبال کشور ما خدمات شایانی داشتهاند، اما با شرایط حاکم به این رشتهٔ ورزشی برکشیدن آنان یک حرکت کاملاً ارتجاعی است که نتیجهای جز فاجعهٔ اخیر نمیتوانست داشته باشد.
تحلیلگرانی که به آنالیز یکایک بازیهای تیم فوتبال کشورمان در این جام پرداختهاند، همه بر این موضوع صحه میگذارند که این تیم تاکتیک مشخصی نداشت. حتی آنان که از برد ژاپن به وجد آمده بودند، چون شیوه و متد بروزی را برای آن نمیشناختند، آن را فوتبال ایرانی نام گذاشتند.
فوتبالی که بناست با دعای مادر، ذکر تسبیح، خواندن چهارقل و زیر توپ زدن و به قول فوتبالیها سیستم علیاصغری و همراهی چند صد نفر مأمور حکومتی به عنوان یار دوازدهم، به مصاف حریفان تا بن دندان مسلح برود، قرار نیست و نباید که قهرمان آسیا بشود که هیچ، تا اینجا هم زیادی بالا آمده است.
ای کاش یک میلیونیم یکی از اختلاسهای چند ده هزار همتی را خرج قرارداد با یکی از مربیان به نام دنیا میکردید، تا اگر جامی هم به ارمغان نمیآمد، با یک فوتبال منطقی ایران و ایرانی را بیآبرو نمیکردید.