از واقعیت تا خیال، جستاری تحلیلی بر انقلاب سال ۱۳۵۷ درایران

در چرایی وچگونگی پدیداری وشکل گیری وخاستگاه سیاسی واجتماعی وهمچنین پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ اززوایا ومنظرهای گوناگون سخن به میان آمده است۰ ازتوهم توطئه امپریالیسم غرب درراستای جنگ سردونقش وپشتیبانی دموکراتهایی همچون کارتر رییس جمهور وقت آمریکا، تانقش آفرینی کمونیسم شوروی وپیروان داخلی آن وگروههای چپ گرا ، همچنین توده گرایی برمحور پوپولیسم مذهبی، طیفهای گسترده تحلیلی ای هستند که برخی با تمسک به آنها به ساده سازی حادثه عظیم انقلاب ۵۷ می پردازندودراین میان مردم به مثابه حلقه مفقوده ای هستند که اساسا دراین جنبش انقلابی سهمی ناچیز وانفعالی می یابند۰

دراین میان الگوهای تحلیلی ای که ازسوی اندیشه ورزان چپ وراست خیزش انقلابی مردم ایران درسال ۵۷ رابازنمایی می کند نیز کم نیست واما برخی ازاین الگوهای تحلیلی :

ازجمله الگوهای تحلیلی الگوی مارکسیستی است که ازسوی مارکس درفلسفه تاریخ ونظریات اقتصادی اووبرمحور منازعه طبقاتی قابل تبیین است ۰ مارکس درتبیین انقلابات بر این دیدگاه است که باپیدایش طبقات اجتماعی جدید ودرگیری باطبقات اجتماعی قدیم وبراساس تحولات تاریخی وتولید اقتصادی واجتماعی، انقلابات شکل می گیردبااین الگو جریانات چپ مارکسیستی تحول انقلابی سال۵۷ رانیز دراین راستا قابل شناسایی وتبیین می دانند. غافل ازاینکه چطور وچگونه چنین منازعه طبقاتی ای به انقلاب مذهبی ختم شده است تاکنون پاسخی درخور نیافته وهمچنان درپیچ وخم تحلیلهای چپ گرایانه گرفتارآمده است۰

برخی نیز براساس الگوی تحلیلی کارکردگرایانی همچون چالمرزجانسون انقلاب سال ۵۷ را برمحورتعادل وعدم تعادل دراجزا وکارکردهای ساختاری جامعه قابل ارزیابی می دانند. برمبنای نظریه کارکردگرایانی همچون جانسون مادامی که عدم تعادل درکارکردهای چهارگانه ساختاراقتصادی، حقوقی، فرهنگی وساختارسیاسی رخ دهد درآن صورت نابسامانیهای جامعه منجرومنتج به انقلاب خواهد شدچراکه هریک ازاین ساختارها وظایف اساسی ای همچون ساختار اقتصادی ( تامین معیشت)؛ ساختار حقوقی ( حل منازعات) ؛ ساختارفرهنگی( همبستگی اجتماعی) و ساختار سیاسی ( نظام تصمیم گیری وتصمیم سازی ) جهت رسیدن به اهداف رابعهده دارند وچنانچه ساختارهای مذکور دچارکژ کارکردی وبحران شوند درآن صورت جامعه باتکانه های شدیدی همچون انقلاب مواجه خواهد شد. برمبنای این تحلیل انقلاب سال۱۳۵۷ برپایه کژکارکردی وبه تبع آن بحران درساختارهای پیش گفته قابل ارزیابی است۰

الگوی تحلیلی دیگر تحت عنوان منحنی دیویس نیز ازجمله این تحلیلها است برمبنای نظریه جیمز دیویس، انقلابات ناشی ازفقرجوامع نبوده بلکه منشا آن بالا رفتن سطح توقعات درفرایند سینوسی ناشی ازرشد ورکود اقتصادی است بعبارتی مادامی که جوامع، دورانی ازرشداقتصادی واجتماعی را تجربه می کنند وسپس دراثر بحرانهایی این رشدناگهان تبدیل به حالت رکود درجامعه گردد درآن صورت به انقلاب ختم خواهدشدبرخی ازاندیشه ورزان انقلاب سال۵۷ رابرمبنای منحنی دیویس ناشی ازرشداقتصادی دهه پنجاه خورشیدی ورکودناگهانی آن درسالهای ۵۵ تا ۵۷ ودراثرسقوط قیمت نفت قابل ارزیابی می دانند.

و بالاخره الگوی تحلیلی چهارمی نیز تحت عنوان بسیج توده ها دراین میان رخ می نماید، برمبنای این الگوی تحلیلی سه عنصررهبری کاریزماتیک، ایدئولوژی وسازمان یابی توده هادرپیدایش انقلابات وازجمله انقلاب ایران نقشی اساسی داشته است دراین میان مذهب شیعه بعنوان ایدئولوژی وفرهنگ سیاسی انقلابی درپیوند باعواطف واحساسات مذهبی توده ها وهمچنین وجود مساجد وحسینیه ها به عنوان کانون سازمان‌گری وسازمان‌یابی ورهبری کاریزماتیک آیت الله خمینی، گفتمان هژمونیک اسلام سیاسی فقهی رابه بارنشاند والبته درکنارآن اسلام سیاسی خداپرستان سوسیالیست ( گفتمان شریعتی) واسلام سیاسی لیبرال( گفتمان مرحوم بازرگان ونهضت آزادی) درهمراهی وبه بارنشاندن گفتمان اسلام سیاسی فقهی ودرنتیجه پیروزی انقلاب نقشی اساسی داشته اند هم‌چنان‌که درپیوندی تاکتیکی گروههایی چپ وملی نیز دراین همراهی نقش آفرین بوده اند.

به هرتقدیر باهرنگاه وزاویه ای که به پدیده انقلاب سال۱۳۵۷ بنگریم وباتوجه به تاریخ مبارزات طولانی مردم ایران ازمشروطه تاکنون عناصراصلی گفتمانی ای که جامعه درپی آن است به قرارذیل قابل بازخوانی وشناسایی وهمچنان قابل پیگیری است مفاهیمی هنجارین وچه بسا سیاسی همچون :

استقلال، آزادی،عدالت وبرابری ،توجه به حقوق بشر، ظلم ستیزی، دوری ازاستبداد و دیکتاتوری ودموکراسی ، ودریک کلام نقش آفرینی واقعی مردم، به مثابه دالهای مرکزی گفتمانی انقلاب سال ۱۳۵۷ اند که برتارَک تاریخ یک‌صدواندی سال پیش تاکنون برذهن وضمیر ایرانیان سایه افکنده اند مفاهیمی که همچنان حلقه مفقوده جامعه ایرانند وقابل پیگیری ومطالبه گری ، امید است مردمان ایران زمین فارغ ازهرگونه رنگ ونژاد و آیین ودربستری به دورازهرگونه خشونت وکین ورزی به آمال وآرزوهای یک قرنه خویش دست یابند.

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»