نگاهی به اپوزیسیون ایرانی و نقش رسانه های خارج از کشور در نزدیک کردن این نیرو ها به یکدیگر! ابوالفضل محققی

متهم نمیکنم ! اما باور ندارم که از صمیم قلب، از درون جانی آتش گرفته که هیچ چیزی جز سرنگونی این حکومت جانی کودک کش . قادر به فرو نشاندن قلب آتش گرفته ملتی عزادار در عزای زیباترین فرزندان سرزمین مادری نیست !ما نبز بسان آنها فریاد می کشیم.

باور نمی کنم! به اشگ هایمان زمانی که بر مظلومیت و غلطیدن جانکاه مهسا امینی در بازداشتگاه دل می سوزانیم و از چشم هایمان فرو می ریزیم .

نه باور نمی کنم درد و اندوه سنگین شنیدن مرگ توام با شکنجه و تجاوز به نیکا شاکرمی این پرنده زیبا و آزاد نسل جوان که در جستجوی شادی بود ،در جستحوی معنای زندگی .بهمان جانگاهی که برجان سربدار خراسانی نشست  بر جان ما نیز نشسته باشد.

 چرا که اگر این درد ،این رنج همانی باشد که قلب هزاران مادر نشسته در عزای فرزندان را بسختی می فشارد ؟

همان دردی باشد که نسلی را چنان با شکوه و مبارز به میدان میکشید و حماسه مهسا را میآفرید؟

یا همان رنج حاصل از فقری باشد که دارد، کمر میلیون ها ایرانی را زیر بار خود می شکند ،پدران را شرمسار فرزندان  خردسالش می کند که شب! با دستهای خالی به خانه بر می گردنند.

یا حس همان درد و رنج تحمیل شده بر هزاران زندانی سیاسی که به جرم آزادیخواهی شکنجه و اعدام می شوند  را بر قلب ما می نشاند.

حتی اگر باور داریم به  کودکان این سرزمین که خدایشان رنگین کمانی از عشق است و پر چمشان پیراهن به خون آغشته کوچکشان ! ما در جائی نمی ایستادیم که امروز ایستاده ایم!

اگر ما را درد و غم سرزمینی بود که “مام عزیز وطنش می خوانیم ”  و هرروز شاهد زخمی عمیق بر پیکر آن هستیم .چگونه این همه کوبیدن بر طبل جدا سری را طاقت می آوردیم؟

یا اگردر برابر  فاجعه ای که به قول  دکتر مسعود نیلی ” هر یک روز و یک ساعتی که می گذرد ، به زمان مرگ این مادر مهربان نزدیک‌تر می شویم ..هر یک‌یک ما برای اهمال و بی‌مسئولیتی احتمالی در قبال این فردای نگران‌کننده، مورد سوال آیندگانی قرار خواهیم گرفت که اکنون هیچ توان و اختیاری در ساختن فردای خود ندارند. ما البته چاره‌ای جز تلاش برای ساختن آینده نداریم. فردا همانی خواهد بود که خودمان می‌سازیم.”   اگر با تمامی وجود احساس مسئولیت  می کردیم .قطعا در پی چاره ای برای این پراکندگی مخرب بر می آمدیم ! که می توانست بر منیت های فردی و گروهی ، خود محوری های بی مایه و سهم خواهی چندش آور جایگاه من کجاست فائق آید و امر مردم و سرزمین  آبائی را افضل تر از تمامی بازی های سیاسی ما قرار دهد.

اگر شده  برای مدتی محدود این تک روی ها را به کنجی می نهادیم. دست اتفاق به یکدیگر می دادیم  و در حد وسع اندیشه و توان تاثیر گذاری خود برای نجات وطن و رهائی از چنگ اهریمن به جان می کوشیدیم .

دریغ و درد که ما این اپوزیسیون پر مدعای گرفتار در خود که نیم قرن است عنوان پر طمطراق اپوزیسیون روشنفکر ایرانی را یدک می کشیم .هر گز جز تفسیر و توضیح  واضحات ودادن بیانیه کاری انجام نمی دهیم  بیانیه های امروزمان با آنچه که چهل سال قبل می دادیم  تفاوتی بنیادی نکرده است.  ریشه درهمان تفکر سکتی دارد که متاسفانه ما ایرانی جماعت جزو کاراکترمان است.”که باید جز آثار ملی به ثبتشان رساند.”

هر روز پیر تر می شویم از کمیت مان کاسته می شود.اما چه باک که هنوز خود را در آئینه “دوریان گری” جوان و بی همتا می بیند .خبر از ریزش نیرو های حکومت اسلامی می دهیم .به نقد و تفسیر عمل کرد خامنه ای در بویرانی کشاندن یک سرزمین و مردمان آن مینشینم  ! بی آن که بر عملکرد و مسیر رفته خود نظر کنیم. بی آن که یک لحظه از خود سوال نمائیم. ما بعنوان اپوزیسیون خارج از کشور در این شرایط آزاد با در دست داشتن امکانات رسانه ای چه میزان به آن وظیفه ای که دکتر نیلی در مقابل هر فرد مسئول و آگاه می نهد عملکرده ایم ؟

“البته روی سخن دکتر نیلی عمدتا متوجه  دانشگاهیان و فرهیختگان درو ن کشور است .” که از نظر من هیچ تفاوتی در حس مسئولیت پذیری ما بعنوان یک ایرانی در خارج از مرز های ایران ندارد.

دریغ و درد که بازتاب جنبش بزرگ “زن ،زندگی ،آزادی”که در خارج از مرزهای ایران با اقبال وسیع و گسترده میلیون ها مهاجر ا یرانی روبرو گردید .تجمع باشکوه برلین را با شرکت صد هزار نفری مهاجران پیر و جوان که دعوت آقای اسماعلیون را لبیک گفته واز چهار گوشه جهان با امید و اشتیاقی که وجودشان را غرق شادی و قدرت نموده بود به آلمان آمدند.نتوانست در خدمت به همگرائی و پایه ریزی یک اتحاد ملی بیانجامد.” سرکنجبین صفرا فزود . ” بجای وحدت و بکپارچگی اپوزیسیون !کم ظرفیتی اکثر ما ها را نشان داد .

آقای رضا پهلوی که من شخصا با تعاریفی که از بر خورد ایشان با افرادی که می شناختم و موضع گیری های بسیار خوبی که می کردند .باعث امیدواری شده بودند  .متاسفانه در برخورد با وضعیت و امکان بدست آمده  در عمل آن قاطعیت و صلابتی که لازمه یک رهبری کاریزماتیک و سازمان گر باشد از خود نشان ندادند و در عمل مقهور اندیشه کسانی گردیدند که همیشه از موضعی بالا  ،افراطی و طلبکارانه بر دیگر نیرو های اپوزیسیون نگاه می کنند . خود را تافته جدا بافته ای می دانند که امکان نشستنشان بر سر یک میز با دیگر نیرو های مخالف جمهوری اسلامی  امکان پذیر نیست  مگر آن که بپذیرند رهبری آن ها را.

نگاهی که در عمل باعث فرو پاشی زود هنگام منشور مهسا گردید ودر تداوم  خود باعث  دلسردی و خروج دیگر نیرو های جمع شده در این پیمان.

نقش مخرب ، آزار دهنده  و پیش برندگان مخالف هر گونه اتحاد با رضا پهلوی  شامل  آن دسته از نیرو های جمهوری  خواه ،چپ ،ملی مذهبی،ملیون ” “مجاهدین که جای خود دارند”در این پراکندگی تاسف بار کم نیست.

نمی دانم تا کی وچه وقت مردم چوب این بی مسئولیتی نیرو های اپوزیسیون ر ا در برابر جنبشی که هر روز به صور مختلف در ایران جریان دارد را  خواهند خورد ؟

تا کی رسانه ها ئی چون بی بی سی ،صدای امریکا و تلویزیون ایران اینترنشنال که نقش بزرگی در انعکاس جنایت ها ،  باند بازی ها ،تطاول و تاراج ملت و افشای شخص خامنه ای و نظامیان چنبر زده بر دور او داشتند و دارند که قابل تقدیر و ستایش است . بر این سیاق عمل خواهند کرد . هرگز از توان مفسران خود و امکانات و سیعی که در اختیار دارند تلاشی در جهت نقد درست اپوزیسیون و پراکندگی آزار دهنده آن  انجام نخواهند داد؟

شاید قوانین حاکم بر کار رسانه مانع از پرداختن این رسانه ها به امر یاری رساندن وایجاد فضای گفتگو بین نیرو های اپوزیسیون جهت نزدیکی بیک دیگر و رسیدن بیک تفاهم مرحله ای بر سر یک مورد مشخص  میگردد. اما مسلما هیچ کس نمی تواند مانع از تلاش این رسانه ها در اقناع و جلب نظر اکثریت این نیرو های اپوزیسیون برای یک گفتگوی سازنده بین آنها گردد.مگر این که ضعف این نیرو ها مانع از گفتگوی رو در رویشان شود.

گفتگو هائی که در منظر دید و قضاوت  بینندگان  صورت می گیرد.کاری که امکان می دهد نمایندگان اپوزیسیون  با شفافیت ،صداقت ،بدون واسطه مشخص و آشکار با یک دیگر در برابر مردم سخن گویند و از بی اعتمادی بوجود آمده نسبت به اپوزیسیون خارج از کشور کم کند. و جای لازم را در معادلات سیاسی ،تاثیر گذاری و قضاوت مردم نسبت به اپوزیسیون خارج  از کشور جمهوری اسلامی بگشایند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»