جامعه‌ی مدنی؛ نیازمند ایده‌های نو و توان افزونتر! محمدرضا آهنی

گام های لرزان اولیه برای طرح جامعه مدنی به مثابه امری نوپدید در سپهر اندیشه ورزی سیاسی جامعه ایران در دهه ۷۰ برداشته شد. در این طرح اولیه جامعه مدنی حد واسط میان مردم و حکومت بود برای انتقال مسالمت آمیز پیام. پیامی که قرار بود به شناخت بهتر دو سویه این نامعادله بیانجامد. نه فقط شناخت که به تحقق رویایی بزرگ کمک کند. دست آویزی باشد تا ما بتوانیم به ارمان های بلندی چون توسعه، دموکراسی، حاکمیت قانون و … دست یابیم. تعادلی میان حاکمیت و جامعه برقرار کند. خشونت افسار گسیخته دهه ۶۰ را به مدد اصلاحات مهار زند و جامعه را برای تحقق مطالبات بر زمین مانده اش دانا و توانا کند.

این گام های لرزان حامیانی در سطح حاکمیت یافته بود که به عنوان میانه روها و اصلاح طلبان قصد داشتند برای تحقق این رویا بستری فراهم کنند اما در این فرایند جامعه و حاکمیت پس از ربع قرن به چه جمع بندی رسیدند؟ پس از ربع قرن تلاش جمعی کجا ایستاده ایم؟

حاکمیت به بهانه‌ی انقلاب های رنگی و با دید همیشگی امنیتی که با مفاهیم نوپدید جامعه مدنی در عرصه سیاسی زاویه دارد، با آن به مثابه تهدیدی جدی در این عرصه مواجه می شود. فعالان این عرصه را نفوذی های دشمن می داند. راه نهادسازی و تشکل یابی را سد می کند. بدیل سازی جامعه مدنی را در سر می پروراند و جامعه تراز انقلابی را با الگوی غیر غربی جامعه دینی توضیح می دهد و در این آلترناتیو سازی، طرح جامعه مدنی را به تعویق می افکند.حاضر به تحمل تشکل منتقد نیست. موضوعات قابل گفت و گو را نیز در حیطه جامعه مدنی تلقی نمی کند. راه ارتباط گیری میان تشکل ها را دشوار می کند. بستر گفت و گوی میان تشکل ها و خود را کانالیزه می کند و از حقوق شهروندی حقوق زدایی می کند تا شهروند به مثابه یک موجود تنها، کم اثر، منفعل و به معنای واقعی کلمه مستضعف بدل شود و مطالبه گری، توانمند سازی ، مسئولیت پذیری مدنی و اعتماد آفرینی برای تشکل ها در این بستر بسیار دشوار و پرمخاطره شود.

در آن سوی وضعیت جامعه مدنی نیز چندان حال خوشی ندارد. جامعه فعلی ما شکاف های عمیقی را با خود حمل می کند. شکاف هایی که طی کردن فرایندهای مدنیت این سالها نتوانسته است مرهمی بر آنها باشد. بحران های که بدون مشارکت واقعی همه آحاد یک ملت بزرگ، امکان فائق آمدن بر آنها میسر نیست. نهادهای این جامعه در تراز نمایندگی و پاسخگویی به شهروندان این سرزمین نیستند و در عرصه مدنی هم نتوانسته‌ایم بدیل های کارآمد ایجاد کنیم. بحران مشارکت ،بحران کارآمدی و بحران تامین منابع مالی پایدار تمامی نهادهای مدنی را تهدید می کند. در بستر شکننده فعلی جامعه مدنی ایران ما نیازمند توجه همه دلسوزان این سرزمین هستیم هنوز برای یافتن یکدیگر تنهاییم.

رابطه میان خویش با دیگری، با نهاد، با ساختار، با حاکمیت و با ایده ها هنوز هم نشان می دهد چراغ های رابطه تاریکند. کاویدن این روابط ضروری است و جامعه مدنی نحیف ما با همه اجزای آن برای چنین کاوشی نیازمند ایده های جدید و توان بیشتر شهروندان است. جهان پر از ایده هایی است که در تحقق عینی خویش درماندند و به انتظارند تا بار دیگر با همت و تلاش ذهن ها و دست های تازه تر به صحنه هستی پا نهند تا شاید قدری از رنج زمانه بکاهند. ایده جامعه مدنی در این سرزمین حکایتی از این دست است.

۲۷ فوریه روز جامعه مدنی و تشکل های غیردولتی مبارک!

ایران فردا

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»