محمد کریمی
چرا اساسا اعدام در ایران از مسئله حقوقی به مسئلهای سیاسی تبدیل شده است؟
تغییر در صورتبندی جنبشهای اجتماعی در ایران همزمان با رخداد آبان ۹۸ موجبات نفی کنشورزی در عرصه سیاست رسمی در ایران را فراهم آورد. جنبش آبان در سال ۹۸ حامل پارامترهایی بود که آن را از جنبشهای اجتماعی شکلیافته در ایران در دهههای پیشین متمایز میکرد.
نظم سیاسی مستقر در ایران که تا پیش از جنبش آبان با ائتلافهای بین گروهی سیاسی-اجتماعی میان بلوک منتقد قدرت در عرصه سیاست رسمی با نیروهای مخالف قدرت با محوریت جنبشهای اجتماعی و میانجی نیروهای مطرح سیاسی برای وادار کردن حکومت به تغییر عمل میکرد، در جنبش آبان کارکرد خود را از دست داد. پیدایش ناگهانی و گسترش سریع جنبش، همزمان با ورود کنشگران جدید به عرصه جنبشهای اجتماعی در آبان ۹۸ باعث شد تا نیروهای شناسنامهدار مخالف حکومت که در دوران پیشا آبان ۹۸ بیش از ۴ دهه برای تحولات بنیادین فعالیت میکردند توان همراهی با جنبش را دست بدهند.
هر چند جنبش آبان ۹۸ به دلیل گفتارهای تولید شده در هر دو جناح سیاسی مجوزدار حکومت که موجبات یکپارچگی بلوک قدرت برای سرکوب شدید جنبش را فراهم میآورد خیلی زود عرصه خیابان را ترک گفت اما این جنبش تیپهای معترض جدیدی را به عرصه جنبشهای اجتماعی وارد کرد که بی اعتنا به نظم سیاسی مستقر و با حذف میانجیهای سیاسی در سپهر سیاست خیابانی دست به کنشگری اجتماعی و سیاسی میزدند. رخداد آبان ۹۸ به عنوان نقطه عطف تاریخی در گذار از جنبشهای اجتماعی نو به سوی جنبش اجتماعی فرانو عمل کرد. گذار به سمت جنبشهای اجتماعی فرانو از آبان ۹۸ تا جنبش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱ از مرحله تکوین به مرحله ثبیت رسید و حضور گسترده معترضان جدید، هراس از تیپ نوی معترض را درون حاکمیت شکل داد.
در جنبشهای اجتماعی فرانو فرد کنشگر به تنهایی و بدون نیاز به احزاب و سازمانهای سیاسی توان به چالش کشیدن نظام سیاسی را دارا میباشد. تیپ نوی معترض خصلتهای متفاوتی از معترضان دهههای قبلی از خود نشان میداد. معترضان جدید موقعیت طبقاتی متفاوتی داشته و از نظر سنی، سن مشارکت کنندگان در جنبش های چند ساله اخیر با شتاب فراوانی، گروههای سنی زیر بیست سال و گروههای دانشآموزی را دربرگرفته است. معترضان جدید الزاما از طبقات متوسط اجتماعی نیستند. یا به دلیل فروپاشی اقتصادی در یک دهه گذشته دچار فروپاشی طبقاتی شده و به طبقه فرودست بدل شدهاند و یا به دلیل موقعیت طبقاتی خانوادگی خود، در طبقه مستضعف جامعه قرار داشتند. این وضعیت طبقاتی باعث شده تا معترضان جدید مقاومت بیشتری از خود در برابر خشونت ساختاری نظام سیاسی بروز میدهند. معترضان جدید همچنین با گره زدن زندگی روزمره به امرسیاسی، اعتراض را به امری روزمره بدل کرده و امر اعتراضی را در لحظه به سطح کنش سیاسی-اجتماعی علیه نظام سیاسی تبدیل میکنند. بروز خصلتهای اعتراضی نو توسط معترضان جدید در جنبش زن ، زندگی، آزادی برای اولین بار موجبات احساس در دسترس بودن تغییر در جامعه را فراهم آورد و برای نخستین بار در سطح سران حاکمیت سخن از مذاکره با معترضان و احیای اصل ۲۷ قانون اساسی به میان آمد.
کنشگری معترضان جدید گزاره «امکان از دست دادن قدرت» را درون حاکمیت تقویت کرده و به همین دلیل حاکمیت میکوشد با سیاسی کردن مسئله اعدام هزینه اعتراض سیاسی را به بالاترین سطح خود رسانده و از این طریق «تیپ نوی معترض» را کنترل کرده و از آن رادیکال زدایی نماید.
تدوام اعدامهای سیاسی چه تاثیری بر جامعه جنبشی ایران و نیز نوع کنشگری فعالان سیاسی خواهد گذاشت؟
مقدسترین معنا در دوران مدرن مفهوم رهایی است. امری که امکان تداوم حکمرانی مستبدانه در عصر مدرن را با چالشهای فراوانی روبرو میکند. اعدام حتی اگر در کوتاه مدت بخشی از کنشگران را از حیات روزمره اعتراضی دور نماید اما در بلندمدت رادیکالیزه شدن جنبشها را تسریع خواهد داشت. یکی از پارامترهای جامعه جنبشی آن است که جنبشهای اجتماعی در فواصل کوتاهتر و با وسعت جغرافیایی بیشتر تکرار میشوند. این ویژگی از آن منظر حائز اهمیت است که در فاصله میان یک جنبش اجتماعی و جنبش بعد از آن، همه کنشگران جنبش قبلی به جنبش بعد نمی پیوندند بلکه بخشی از کنشگران جنبش پیشین با کنشگران جدید جنبش بعدی را شکل میدهند. ظهور کنشکران جدید در جنبشهای اجتماعی عملا الگوی رفتاری کنشگران در جنبشها را غیرقابل پیشبینی میکند. تنها الگوی تکرار شونده در جنبش های اجتماعی در یک جامعه جنبشی تاکید بر خیابان برای ایجاد تغییر در سطوح سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است.
ایران فردا