جامعۀ دوقطبی: پروپاگاندای نظام توتالیتر

این «جنگِ مردم با مردم» نیست، این صورت‌بندی، غلط‌ترین صورت‌بندی ممکن است. این تصویر، تصویر مقاومت مدنی شهروندی در برابر سیستم زور است و این روحانی، نمایندۀ سیستم زور است و خانم قمی، نمایندۀ یک اکثریت گستردۀ تحت تحقیر است.

جمهوری اسلامی از بخشی از مردم، با قدرت رانت و اعطای امکانات و فراهم کردن فضای تبعیض، «شهروندزدایی» کرده، به‌عبارتی این بخش کوچک از مردم، نه شهروندِ صاحب رای و نقد و نظر که «چرخ‌دنده‌های دیکتاتوری» شده اند. برای همین، این بخش از مردم، امتیاز و رانت می‌گیرند و در سرکوب مشارکت می‌کنند.

دستگاه سرکوب که فقط در قاضی و بازجو و گارد ضدشورش و سرباز و اوباش لباس شخصی خلاصه نمی‌شود؛ سرکوب یک دستگاه عظیم است که با قشر حامی جمهوری اسلامی به اتوبوس و درمانگاه و دانشگاه و خیابان و مترو می‌رسد و همین آخوند، همان خانم چادری که جلوی مترو تذکر می‌دهد، همه در امتداد دستگاه سرکوب‌اند.

دور بریزید «ایران دو جامعه‌ای» و نظریات «جنگ مردم با مردم» را، ما با «یک جامعۀ تحت سرکوب» و «یک اقلیت حاکم مسلح به پول نفت و اسلحه و رسانه» طرفیم. جامعۀ ما در «جنگ داخلی» نیست، در قلب «مقاومت مدنی» در برابر قرون وسطایی‌ترین حکومت تاریخ معاصرمان است؛ حکومتی که «ایدیولوژی را از جان آدمی عزیزتر می‌داند» و بر «خون و تحقیر نظام‌مند» بنا شده‌است.

در انتخاب واژگان دقت بسیار باید کرد؛ چرا که نامگذاری‌ها هستند که راه تفسیر رخدادها را باز می‌کنند. وقتی از «جنگ داخلی» حرف می‌زنید، در میانه ایستاده‌اید و دعوای «دو مقصر» را نظاره‌گرید و خود را «عقل کل» می‌پندارید؛ درحالی‌که واژگان «جنبش و مقاومت مدنی»، یک مبارزۀ مستمر فرهنگی اجتماعی سیاسی با نظامی از روابط است که از بیت رهبری تا همین خیابان‌ها و درمانگاه‌ها و متروها جریان دارد.

مردم ما در جنگ نیستند، «در حال مقاومت»اند در برابر نهاد دولت خودسر که می‌خواهد عرصۀ خصوصی و عمومی‌شان را یکجا ببلعد. یک شکل مقاومت مدنی، ایستادن به‌سبک همین خانم قمی‌ست: محکم ، صریح و شجاع، ایستادنی از جنس شهروندی که آزادی را هم هدف می‌داند، هم مسیر.

شکل‌های این مقاومت متعدد هستند؛ پس اگر در این مقاومت، مشارکتی ندارید، به حاملان و کنش‌گران این جنبش احترام بگذارید و تلاش آنها را «جنگ داخلی» لقب ندهید. قدرت این مقاومت، بر یک «خشم شهروندی» استوار است. خشم در اینجا، نه واکنش که «عقلانی‌ترین کنش در برابر تحقیر نظام‌مند» است. خشمگین بودن با عصبی بودن تفاوت دارد. در دل خشم، یک رویکرد ایجابی‌ست، یک عقلانیت در برابر وضعیت مداومِ تحقیر. اگر در برابر این تحقیر سیستماتیک کسی خشمگین نشود، مشکل اساسی دارد؛ یعنی ناتوان از ارتباط با محیط اطراف است.

مجتبی نجفی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»