در تفکر مردسالارانه هوادارن جمهوری اسلامی، زن خوب بودن هممعنی با مطیع بودن، تابع بودن و اطاعت کردن است. از دید اینها، زن خوب باید حتی هرچقدر توهین هم بشنود، جز چَشم چیزی نگوید و لام تا کام حرف نزند.
در مقابل اما، واژهی”زن سلیط”، یعنی زنی که سلطه نمیپذیرد و زیر بار حرف زور نمیرود. مطیع نیست، آزاد است و خودمختار و آگاه است. “زن سلیطه” میخواهد از ابتدایترین حقوق خود که یک بار توسط مردانی با دید متعصبانه و مردسالارانه و یک بار توسط زنانی با این نگرش گرفته شده است، دفاع کند.
مسلم است در این مسیر از سوی هر دوی این بخشها مورد غضب و خشم و تحقیر و توهین قرار میگیرد؛ اهانتهایی با این نیت که “زن سلیطه” را از جنگیدن برای حق خودش منصرف کند!
مزدورانی که نانشان را از راه سرکوب زنان میخورند، خوب میدانند که این “زن سلیطه” میتواند بر دیگر زنان اثر بیشتری بگذارد.
آنها میخواهند حقخواهی ما و مبارز بودن ما برای حق و حقوقمان را تحقیر کنند، آنها همان ناموسپرستهایی هستند که سر همسرانشان را برای خاطر غیرت و آبروداری در شهر میچرخانند!
اما “زن سلیطه” که میداند جامعه پشت سرش است، میداند دیگر دوران مردسالاری و برخوردهای جنسیتزده به سر آمده و دیگر فقط انسانیت مهم است، با سلیطهگری الگوی رفتاری صحیح میسازد.
زنان مطیع را مانند خودش سرکش و گستاخ میکند، با اعتماد بنفس و محکم و با پشتوانه انقلاب شکوهمند “زن زندگی آزادی” از یک پیروزی غریب الوقوع میگوید!
۲۱ اسفند ۱۴۰۲