این روزها بدنبال فیلمبرداری یک آخوند از زن جوانی در یک مرکز درمانی در قم که بدون حجاب اجباری نوزادش را در آغوش گرفته بود و اعتراض زن به آخوند برای حذف فیلم، از سوی نیروهای حکومتی سلیطه نام گرفت، هشتگ ما سلیطهایم در حمایت از این زن آغاز شد که با اظهار نظرات مخالف و موافق فراوانی روبرو گردید.
نیروهای مخالف هشتگ اعتراضی ما سلیطهایم، با دیدگاهی کاملا مشابه حکومت (!) این شعار را دون شأن زنان ایران و تحقیر و توهین به آنان می دانند و نیروهای موافق این موج اعتراضی هم بر ضرورت تابوزدایی از این کلمه و بار تحقیرآمیز آن تاکید دارند.
بدیهی است که این کلمه و کلمات مشابه دیگر مانند گیس بریده، بی ناموس و بی آبرو ریشه در دین و اخلاق سنتی دین مدار دارد. اما در جمهوری اسلامی با ماهیت زن ستیزش، «بدن» زن موضوع اخلاق و ارزش گذاری و در عمل قربانی تجاوز و تبعیض حکومتی نیز شده است. اخلاقیاتی که زن را سربزیر، توسری خور می خواهد و آنها را به نقش های کلیشهای مادر و همسر تنزل میدهد که کاری جز خانهداری و فرزندآوری ندارند. زنان و دختران در این ۴۵ سال زیر بار این نقشهای سنتی نرفتهاند و بخصوص بعد از جنبش «زن، زندگی، آزادی» با بر یدن گیسو و برداشتن حجاب اجباری به این ضداخلاقیات حکومتی «نه» گفتند. زنان و دختران ایرانی عزم جزم کرده اند که از این ادبیات و اخلاق زن ستیز راه خود را فاصله گرفته و با شنیدن این کلمات و جملات میدان و فضای عمومی را ترک نکنند. چون این را خوب می دانند که همه این ناسزاهای جنسیتی و تحقیرآمیز آخرین سلاح سلطه گری برای کسی است که میداند دیگر تیری در ترکش برای از بدر راندن زنان ندارد. زنان ایران فضای عمومی را قبضه کرده اند و دیگر از این اتهامات و اهرم های فشار نمی ترسند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» تابوهای اخلاقی حکومتی را شکسته و دیگر کسی از مرعوب حکومت و سنتها و انگهای اخلاقی نمیشود. غول حرکت عظیم زنان از شیشه تنگ اخلاق حکومتی بیرون آمده و دیگر هرگز به گذشته باز نمی گردد. و اینک بر ما زنان است که خود فرهنگ و اخلاق جدیدی بسازیم که در آن هیچ کس بخاطر جنسیت و گرایش جنسیاش تحقیر نشود.