قبلا بارگذاری نیروهای امنیتی در میادین و چهارراهها شیوه غالب پلیسیگری بود. این روزها اما حکومت تلاش میکند علاوه بر نیروهای امنیتی، ترکیبی از نیروهای اجتماعی وفادارش را هم بسیج کند.
از یک سمت مجموعهای از خیریهها و نهادهای مددرسانِ دستسازی که از پی قلع و قمع سازمانهای مدنی غیرحکومتی، در یک دهه اخیر از زیر کلاه قرارگاههای امنیتی و بودجههای نظامی رشد کردند و از سمت دیگر اقلیت مطلقی از مردمی که همچنان وفادار حکومتاند، درون شهر بهجریان افتادهاند.
معماری و مبلمان شهری هم همپایِ این تحرکات تغییر میکند: نردهکشی چهارراهها، برداشتن صندلیها، حصارکشی پارکها، پلازاسازی و زیرزمینیکردن گذرگاهها در مناطق استراتژیک، غرفهسازی به جای دستفروشی غیررسمی، جاگذاری کیوسک پلیس، بناکردن ایستگاههای صلواتی در خیابانها و …
اتفاقی که این روزها در بلوار کشاورز رخ میدهد ادامه همین سیاست اشغال فضا توسط حکومت است. با جانمایی غرفهها و ایستگاههای صلواتی، تبلیغ و فراخوندن مردمِ وفادار، حکومت، فضایی را که در چند سال اخیر (بهویژه در خیزش ژینا) پاتوق مردم مخالف و غیروفادار بود، بازپس میگیرد.
اشغال بلوار کشاورز امتداد مسدود کردن فضاهای شهریِ غیرحکومتی است: پلمپ کردن کافهها بخاطر حجاب اختیاری-محدودکردن زمان کارِ برخی کافهها و شیرینیفروشیها-قرقکردن باغ فردوس، متفرق کردن متناوبِ دانشجوها و جوانهایی که برای قرارهای عاشقانه بالای کوی دانشجو جمع میشدند، جمعکردن صندلیهای چهارباغ اصفهان، معلقکردن پیادهروی ۳۰ تیر، حصارکشیدن دور تئاتر شهر، نردهکشی پیادهروها، برقرار کردن ایست و بازرسیهای شبانه، استقرار حجاببان در متروها، کنترل میدان شهرداری رشت و …
حکومت فهمیده یکی از بسترهای شورشهای شهری از دل «مکان»هایی ساخته میشود که امکان تجمع مردم (ناوفادار) را برقرار میکند
فهم اینکه جدا از «بدنهای نامطیع» باید «فضاهای نامطیع» رو هم تسخیر کند، باعث شده این مجموعه از سازوکارهای شهرسازانه رو در سطح شهر بهجریان اندازد.
از حساب توئیتر ایمان واقفی