مهدی سلیمی
حکومت جمهوری اسلامی ۴۵ ساله شد و حاصل این چهار دهه و نیم حاکمیت را نوشتن کاری عبث است چرا که نتایج آن پیش روی ماست و آنچه عیان است چه حاجت به بیان است از محیط زیست، وضعیت اقتصادی، آزادی های اجتماعی و سیاسی تا فساد سیستماتیک همه جز فلاکت و خفقان چیزی نشان نمی دهد
حکومت جمهوری اسلامی حکومت تناقض ها و تعارضات است. آقای هاشمی می گوید وقتی پیش نویس قانون اساسی را مرحوم حبیبی به من نشان داد به او گفتم همین را به رفراندوم بگذاریم چون من خب خود ما آخوندها رو میشناسم و میدونم اگر به خبرگان قانون اساسی بره چه بر سرش میاد (نقل به مضمون) اما به خبرگان قانون اساسی رفت و در آن اصولی مثل ولایت فقیه گنجانده شد
حکومت جمهوری اسلامی نوعی از جمهوری است که در آن مقام حکومتی دائمی و غیر قابل عزل وجود دارد چرا که بویژه پس از رفراندوم اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸ عملا مجلس خبرگان بیشتر منتصب رهبر است تا جایی که بر ایشان نظارت و قدرت عزل او را داشته باشد
با وجود آنکه در قانون اساسی اصل رفراندوم وجود دارد اما عملا بن بست تغییر قانون وجود دارد زیرا که همان رفراندوم منوط به تایید شورای نگهبان و رهبری است!!
اما به نظرم فارغ از تمام اینها اصلی ترین مشکل این است که در جمهوری اسلامی اصولا خود حکومت مقدس، حفظ آن واجب و از وسیله ای برای اداره کشور به هدف تبدیل شده است به همین خاطر تنها نمونه حکومت اسلامی است که در آن تعطیل شدن احکام اسلام و واجبات آن برای حفظ حکومت هم مجاز است
در واقع جمهوری اسلامی نه جمهوری است نه اسلامی نه سکولار، پدیده ای است که در آن فقط حفظ نظام واجب است ولو به قیمت ظلم ولو با مردن امام زمان و حتی تعطیلی اسلام! نه اصلاح واقعی در آن امکان پذیر است نه به اصولی پایبند هستند. به شدت به ظواهر چسبیده، قشری و بسته است. اینگونه است که خود هیچ راهی غیر عبور از خودش را نگذاشته است.