وقت آزادی:
مثال اول:
ما برای آن که جنس ارزان بخریم به بازار می رویم. هجوم ما برای خرید یک کالای خاص، قیمت آن را بالا می برد. خواسته ما خرید جنس ارزان بود اما پیامد ان گرانی شد.
مثال دوم:
در جنگ سرد، غرب نگران پیشروی شوروی بود و شاه نگران انقلاب کمونیستی با حمایت شوروی. در نتیجه به جای ایجاد احزاب سیاسی ملی، اجازه توسعه مکان های مذهبی و تکثیر بی رویه آخوند را داد تا با کمونیست ها مبارزه کنند. اما سازمان روحانیت علیه خود شاه انقلاب کرد.
خواسته چه بود؟ جلوگیری از انقلابکمونیستی. پیامد چه شد؟ انقلاب اسلامی.
مثال سوم:
جمهوری اسلامی در چهل و چند سال کوشید از طریق دیکتاتوری و سرکوب همه مردم را در بالاترین حد ممکن مسلمان و مومن و طرفدار انقلاب اسلامی کند. فشار بی اندازه باعث سرخوردگی و نفرت بخش اکثریت جامعه از انقلاب و اسلام شد. خواسته چه بود؟ گسترش اسلام و انقلاب. پیامد چه شد؟ نفرت از انقلاب و اسلام در اکثریت مردم.
مثال چهارم:
هفتاد سال حکومت کمونیستی و مبارزه با زبان و دین، مردم تاجیکستان را به زبان فارسی و دین اسلام علاقمند تر کرد. خواسته چه بود؟ تغییر زبان و ایدئولوژی. پیامد چه شد؟ تحکیم زبان و دین در تاجیکستان.
از این چهار مثال چه می شود آموخت؟
اول:
فقط خواسته کافی نیست، روش رسیدن به خواسته هم مهم است و الا نتیجه برعکس می دهد.
دوم:
دین یا بی دینی مردم، همیشه نتیجه مطالعات عمیق فلسفی آنها در مورد حقیقت نیست، که در بیشتر موارد به خاطر واکنش مردم به حاکمیت زورگوست. از این رو اکثریت مردم ایران در مقابله با حکومت دینی، به سکولاریزیم گرایش دارند. و در تاجیکستان اکثریت مردم، برای مقابله با پرزیدنت رحمان دیکتاتور سکولار، گرایش به مذهبی شدن کشور. ( یکی از مراکز مهم تولید داعش کشور تاجیکستان است.)
خلاصه: هر کجا پای عدالت و آزادی می لنگد، مردم خلاف تفکر حاکم حرکت می کنند.