کرکری های احمقانه

نوشته اند: «شما که از اوضاع مملکت باخبرید و میدانید شرایط وارد شدن به هیچ جنگی را نداریم چرا تحریک به جنگ میکنی؟»

میگویم اتفاقاً نه تحریک به جنگ که دعوت به عقلانیت می‌کنم و میگویم؛
یا متناسب با شعارها و گنده گویی هایتان عمل کنید

یا دست از این مواضع تقابلیِ هزینه ساز توخالی

بردارید و به تعاملی سازنده با دنیا بپردازید زیرا؛

۱- بله! ممکن است زمان وچگونگی ورود به جنگ در اختیار مثلاً صدام باشد ولی زمان خروج وچگونگی آن در اختیار او نیست و ممکن است قصه ۷ اکتبر تکرار شود که حماس با برنامه ریزی خود ورود کرد و در همان روز اول جشن و پایکوبی راه انداختیم و شیرینی پخش کردیم ولی امروزه با ۳۳ هزار کشته و دهها هزار مجروح و اسیر و نابودی غزه! التماس میکند به قبل از ۱۵ مهر برگشته و از یک آتش بس پایدار برخوردار شود

۲- پس اگر اولین شرط ورود به جنگ، آینده نگری و ملاحظه نتایج و احتمالات جنگ است و امروزه یکی از بزرگترین مؤلفه های اقتدار ملی، اقتصاد قوی و پویاست، آیا شرایط اقتصادی ما که تابعی از کوچکترین متغیرهای سیاسی است و حتی با پیروزی یا شکست فلان کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا! حالی به حالی میشود! تاب جنگ دارد؟ تا ضمن به سامان نگهداشتن اوضاع کشور، بتواند در کوتاهترین زمان ممکن زیر ساخت های تخریب شده ای چون نیروگاههای برق، بنادر، کارخانجات بزرگ، مراکز اتمی و… را بازسازی نموده و تبعاتش را تحمل کند؟

۳- اگر مهمترین مؤلفه، برای ورود به جنگ، مشروعیت نظام و تصمیمات آن جهت پشتیبانی گسترده مردم است، آیا شرایط ما بیانگر اتحاد ملت با حاکمیت و حمایت گسترده از چنین رخدادی است؟ یا اکثریت مردم مان در آرزوی ایجاد زمینه‌ای برای سقوط و عبور از این نظامی هستند که انصافاً ملتش را نادیده گرفته و کلافه کرده؟

۴- از یکطرف هر جنایت و شیطنت اسرائیل را بپای آمریکا و حمایتهای آن میگذاریم و علیرغم اینکه اسرائیل یک کشور مستقل و نسبتاً قدرتمندی است باز هم ضمن نادیده گرفتن تمام فاکتورهای معارض، آنانرا نیابتی آمریکا دانسته و تمام کاسه کوزه ها را بر سر پدرخوانده معنوی اش می‌شکنیم
ولی علیرغم تحریکات ممتد و حمایت های لاینقطعی که از سازمانهای مهاجمی چون حزب الله لبنان، حشدالشعبی عراق، حماس و جهاد اسلامی فلسطین، حوثی های یمن و امثالهم داریم و هر جا را بخواهید به هم میریزید! وقتی بحث نیابتی ها میشود با تمسک به استانداردهای دوگانهٔ مفتضح و نخ نمایی! به دروغ همه چیز را انکار کرده و آنها را مستقل و بی ارتباط با خود میدانید و توقع دارید آب از از آب هم تکان نخورد و این شدنی نیست

۵- بله اسرائیل بی میل به گسترش جنگ و کشیدن پای ما به کارزار موجود نیست تا اولاً بجای نیابتی های معلول، به سراغ ریشه و علت، رفته و زمینه هدم تأسیسات اتمی و سایر زیرساخت های منبع این مزاحمت ها را فراهم آورده و با وخیم تر نمودن اوضاع ایران، پتانسیل شورش های داخلی را فعال نماید

۶-  گفته میشود اسرائیل نباید به کنسولگری حمله میکرد
میگویم از اسرائیلی حرف میزنیم که مثل خودتان هیچ قانون و قاعده ای را به رسمیت نمی شناسد و آنگونه عمل میکند که میخواهد
از طرفی نیز از ج ا و نظامی حرف میزنیم که پرونده ای مملو از سوءسابقه دارد و نه در معادلات جهانی پایبند هیچ هنجاری بوده و کمترینش حمله به سفارتخانه‌هاست
و نه در استفاده از اماکن و وسایل بگونه ای عمل کرده که بشود روی یک پا ایستاد و حمله به کنسولگری را خط قرمزی غیرقابل عبور معرفی کرد زیرا ج ا هم نشان داده پایبند هیچ قاعده ای نیست
مثل استفاده از مدارس و مساجد و آمبولانس ها برای استقرار و حمله به معترضین!
یا استفاده ابزاری از دین و مباهته و دروغ و در نوردیدن تمام مرزهای اخلاقی و انسانی جهت آزار و نابودی ناراضیان و…
یا مثل همین استفاده از کنسولگری و استقرار نظامیان در آن، که اگر گفته شود چرا هیچ دیپلماتی در آنجا نبوده میگویند ۲۱ رمضان بوده! و اگر گفته شود پس در اداره ای که تعطیل بوده و کارکنانش حضور نداشته اند این ۱۳ نفر آنجا چه می‌کرده اند؟ دروغ دیگری سرهم میکنند که…

علیهذا حال مان اصلاً خوب نیست و با عنایت به جمع این شرایط و سابقه وعده های دروغین انتقام سخت، و شعارنویسی روی موشکهای بی خاصیت! و برگزاری ۴۵ سال مراسم روز قدس و مرگ بر اسرائیل گفتن های لاینقطع و نصب روز شمار محواسرائیل و ثبت نام ۱۰ میلیون نفر! (۵برابر کل جمعیت غزه) جهت حمایت از غزه و عدم اعزام حتی یک نفر از این مدعیانی که مرتباً خودشان را جر میدهند و..

تنها یک حرف دارم؛
یا مرد و مردانه وارد میدان شوید و زمینه هلاکت و نابودی تان را فراهم کنید
یا دست از این سیاست کاسبکارانه تقابلی و شعارهای هزینه ساز احمقانه بردارید و بگذارید مردم ایران و منطقه نفسی بکشند و روی آرامش ببینند.

اصفهان اکبر دانش سرارودی ۱۵فروردین ۱۴۰۳