هنر سیاستمدار فرار از جنگ است

ناصر دانشفر

گاه شرایطی پدید می‌آید که رگهای گردن مردم یک کشور متورم می‌گردد و بسیارشان بر طبل جنگ می‌کوبند. خلایق از اینکه توسط بیگانگان تحقیر شده‌اند، تهدیدشان کرده‌اند و یا از اینکه سرزمین مادری‌شان مورد هجوم قرار گرفته عصبانی‌اند. در این وضعیت اهل سیاست و سکان‌داران ادارهٔ کشور نباید تابع احساسات و خشم غیرعاقلانه شوند. آنها حق‌ ندارند به مانند مردمان عادی کوچه و بازار رفتار نمایند، وظیفهٔ آنان پرهیز از افتادن در بلای جنگ تا جای ممکن است.

البته این به معنای کوتاه آمدن در برابر تجاوز دشمن و یا مرعوب و سرخم کردن در مقابل خصم نیست، بلکه از آنجایی که پایان هر جنگی به صلح می‌انجامد، هنر این است که با تمهیدات لازم هم دفع دست‌درازی اغیار گردد و هم امکانات مملکت صرف امری چنین مصیبت‌زا نگردد.

ما تجربهٔ جنگ خانمان‌سوزی را پشت سر گذاشته‌ایم، اگر از این همه هزینهٔ مادی و معنوی درس نگیریم و دوباره خطاهای پیشین را تکرار کنیم، واقعاً استحقاقی جز عنوان ابله نداریم.

با شروع جنگ، میانجی‌گری توسط عقلای جهان نیز آغاز گردید. از دبیرکل سازمان ملل گرفته تا شورای امنیت، خانم گاندی ،حبیب شطی دبیرکل سازمان کنفرانس اسلامی، یاسر عرفات و ضیاءالحق رئیس‌جمهور پاکستان و هیئت صلح سازمان غیرمتعهدها شامل وزیر خارجه کوبا، وزیر خارجه هند، وزیر خارجه زامبیا، رئیس دایره سیاسی سازمان آزادی‌بخش فلسطین همگی بارها و بارها تلاش کردند که آتش جنگ را خاموش کنند، اما مسئولان کشورمان با اصرار به سه شرط بررسی تجاوز و محاکمه متجاوز در دادگاه بین‌المللی اسلامی، خروج نیروهای عراقی قبل از آتش‌بس و بازگشت به قرارداد الجزایر باعث آوار شدن خسارت‌های غیرقابل جبران به وطن گردیدند.

البته باید به این نکته دقت کرد که برخی از شروط مذکور معقول و برخی قابلیت تعدیل داشته‌اند که شوربختانه حتی پس از فتح خرمشهر و دست بالای ایران در جنگ، با وجود پیشنهاد‌ات مطابق با منافع ملی ما، در این باره مدبرانه تصمیم‌سازی نگشت و شد آنچه که نباید می‌شد.
امروز نیز عده‌ای شیپور جنگ می‌زنند، برخی رگ غیرتشان برجسته گردیده و تازه متوجه شده‌اند که تجاوز به سفارت و دیگر اماکن دیپلماتیک کشورها جزئی از خاک آن سرزمین محسوب می‌گردد و لذا برای حمله به سرزمین‌های اشغالی و درس عبرت دادن به دولت غاصب اسرائیل بی‌تابی می‌نمایند. ورود به جنگ کار ساده‌ای است، اما خروج از آن به این آسانی‌ها نیست. این را اگر جوانان برافروخته متوجه نباشند، ما که دوران شبابمان را در جبهه‌های نبرد گذرانده و پیامد آتش‌افروزی صدام و لجاجت‌های حاکمان خود را به چشم دیده‌ایم، با گوشت و پوست‌مان درک کرده‌ایم.

اگر آغاز این جنگ به مانند طوفان الاقصی با شور شعف همراه شود، بدون تردید ادامه و اتمام آن سرانجام خیلی بهتری از سرنوشت مردم غزه برای ما نخواهد داشت. ما آنقدر توانمند نیستیم و دنیا به ویژه اردوگاه غرب در این باره چندان بی‌طرف نیستند که طبق پیش‌بینی مقام معظم رهبری طومار اسرائیل را در آیندهٔ نزدیک به هم بپیچیم، پس شکی نیست که ورود ما به این عرصه جز ضرر و زیان ثمری برای مردم‌مان نخواهد داشت.

اینجاست که باید جناب امیرعبداللهیان هنرمندی خود را به نمایش بگذارند. این را که محض خنده عرض کردم، اما از رهبری که خود اول بصیر عالم هستی می‌پندارند و خداوند از زبان او سخن می‌گوید، انتظار است که به گونه‌ای عمل کند که هم از حیثیت کشور دفاع کنند و هم مملکت را گرفتار آتش جنگ ننمایند.

به گمانم نسخهٔ عین‌الاسد برای درمان این دردی که پیامد راهبردهای ناصواب رهبری است، دوباره باید تجویز شود تا هم مایهٔ آبروی نظام نزد حامیان خود شود و هم خلق خدا را از این گردنهٔ هولناک نجات دهد.

چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟؟؟
سنگی را به چاه انداخته‌اید که هزار عاقل هم از بیرون آوردن عاجزند، آخر چرا؟!!!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»