یکی از مشکلات بسیاری از کارگران بخشهای مختلف، این است که دستگاههای قضایی از فساد حمایت میکنند و کارگران به آسانی نمیتوانند با طرح یک شکایت به دستگاه قضاوت امید داشته باشند که عدالت برقرار میشود.
شهروند پرسشگر نوشت: «وقتی قانون حامی فساد باشد یعنی فساد سیستماتیک شده است. قانون جمهوری اسلامی هم علنا فساد را تشویق و از مفسدان محافظت میکند. کارشناسان اقتصادی معتقدند که جمهوری اسلامی برای بقا به فساد محتاج است.
در فساد سیستماتیک، مقاومت سیستماتیک در برابر مبارزه با فساد هم رشد میکند و این همه محصول حذف مردم از فرایند نظارت و مملکتداری است.»
کارگران چگونه میتوانند با آگاهی از فساد سیستماتیک در دستگاه قضایی و دیگر بخشها همچنان به قانون تکیه کنند و مطالبات خود را به شیوه قانونی پیش ببرند؟
در چنین شرایطی، بدترین کار کتمان احتمال فساد در یک پرونده است. کنشگران میدانند که روابط غیرقانونی کارگزاران قدرت رسمی به سادگی میتواند حقوق آنان را پایمال کند پس باید برای این قضیه آمادگی داشته باشند.
شهروندان یک جامعه میتوانند با تکیه بر جنبش حسابرسی اجتماعی حق خود را از صاحبان قدرت بگیرند اما کارگران عادی شاید نخواهند همزمان بر چند فعالیت موازی تمرکز کنند. اما آنان میتوانند با حفظ هویت کنشگری صنفی با جنبشهای دیگر در تماس باشند و با بررسی قضایا طی رویکردهای چندوجهی، تقسیم کار کنند و برخی دستاوردهای ماندگار را به سامان برسانند.
@davtalaborg