برای رسول بداقی و همراهان بی‌غل و غش او

زاهدمجیدی-سنندج

فلک بە مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس (حافظ)

از یاد نبریم شیرزنان و شیرمردانی را کە بی‌پیرایە ،باور پاک و روشن خویش، در طبق اخلاص نهادە و آرامش و عمر خویش، فدای آسایش و رفاه همراهان خویش و فرزندان این مرز و بوم نمودەاند، بی‌هیچ انتظاری از یاری، نە از دیّاری !

آقارسولِ بداقی را کمتر کسی است کە نشناسد، یا حداقل نامش نشنیدە باشد. مهربان‌انسانی کە سنگ صبور فرهنگیان و خانوادەهایشان گشتەاست، گرچە خود و خانوادەاش، سالهاست آماج تحمیل دردها و جفاهای بسیاری از سوی حاکمیت گشتەاند. آرامشی کە در آقارسول می‌بینید، نە از سرِ سرشت است، بلکە ناشی از سالها تحمل رنج و عذابی است کە در این سرزمین، دامنِ حق‌گویان را می‌گیرد و چنین انسانهای راستگو و پاک‌نهادی – کە همواره برخلاف جریان آب رودخانه شنا کردەاند – دستاوردی جز زجر و زنجیر نداشتەاند؛ چراکە اسرار هویدا نمودەاند.

همچنانکە سالهاست اسماعیل‌جان را بە مسلخ کشاندەاند و محمدآقای حبیبی را آماج بیداد گرفتەاند و آوای آقاعزیز‌ قاسم‌زادە را،سروش بیداری دانستەاند و تلاش بانو سارا سیاهپور را مزاحم قیلولەی بیداد دیدەاند و…و…و…و… لقمان افضلی عزیز و مخلص را زنگ خطری پنداشتەاند در عرصەی تاخت و تاز نامردمان. امّا…امّا کاک سلیمان عبدی، مردی از تبار مردمان پاکدل و دلسوز و یکرنگ، گوهرِ نایاب راستگویی ، کە با دروغگویان، منافاتِ ابدالدهر دارد.

در این سرزمین، لازم نیست پهلوانان و قهرمانان را در افسانەها بجوئیم؛ چراکە آنان در میان ما، در حال مبارزە هستند و رنج می‌کشند.

در محیط طوفان‌زا ماهرانە در جنگ است
ناخدای استبداد ، با خدای آزادی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران