سرنوشت گذار به دمکراسی در ایران در گروی شکست حکومت در مسئله جنگ افروزی و ایجاد صلحی پایدار توسط حکومتی مردم سالار است

مقدمه

حکومت اسلامی در داخل درگیر مبارزه با سبک پوشش و زندگی مردم و‌ در عین حال منشا فساد سیستماتیک اقتصادی توسط باندهای مافیایی سرداران و آخوندهای درباری است. رژیم ولایت مطلقه فقیه ماهیتا توان مقابله با این حجم از پلشتی، سوء مدیریت و فساد سیستماتیک را ندارد و در حالی که سیاست خارجی آن عملا به شکست رسیده است، بخاطر حفظ ظاهر مجبور به حرکات نمایشی از جنس عین اسدی و “وعده صادقی” گردیده است که بسیار خطرناک و با توجه با تعدد بازیگران صحنه، غیر قابل پیش بینی بوده که میتوانند به راحتی به جنگی تمام عیار و ویرانگر تبدیل گردند.

سالهاست که سیاست خارجی رژیم که بر مبنای تنش زایی منطقه ای همراه است با فساد سیستماتیک داخلی به مجموعه ای از بحرانهای ساختاری تبدیل گشته و کشور را به انزوای بین المللی و ورشکستگی کامل داخلی کشانده است، بحرانهایی که ریشه در یک حکمرانی ناکارآمد با تبعیضات شدید دینی و ایدئولوژیک دارند.

از طرف دیگر، یکبار دیگر شاهد شکست ایده اصلاح طلبان حکومتی هستیم که بخاطر خوش آمد گویی به رژیم و سهم گیری بیشتر، سیاست خطرناک رژیم در بازی کردن با آتش جنگ را، مدبرانه میخوانند، چرا که گیر کردن در پاردایم نابودی اسرائیل، پاشنه آشیل اصلاح طلبان حکومتی نیز میباشد. در حالی که اکثریت مردم ایران عملا قائل به عبور از حکومت استبدادی و فرد محور اسلامی هستند، اصلاح طلبان حکومتی مدیریت خطرناک و شدیدا ریسک آلود لحظه حکومت را که نتیجه مجموعه سیاستهای تهاجمی و تنش آلود خود حکومت است، مدبرانه میخواند. اینهمه فقط بخاطر همزاد اندیشی، کوته بینی و نداشتن نقد پایه ای از سیاست خارجی رژیم و باور به عناصر ضد اسرائیلی آن است. امروزه که حکومت وارد سطح بالاتری از تنش بین المللی با اسرائیل و‌ حتی کشورهای منطقه شده است و مرحله به مرحله به درگیری تمام عیار نظامی با یک ائتلاف قدرتمند نزدیک میشود، ایشان با دیدن درخت کور گشته و جنگل را نمی بیند.

ما امضا کنندگان برانیم که:

۱- حکومت اسلامی در ۴۵ سال گذشته همواره بر روی طبل ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی زده است. پنج لشکر نیابتی در منطقه خاورمیانه درست کرده و از گروه های افراطی مانند حماس و جهاد اسلامی حول محور نابودی اسرائیل، حمایت همه جانبه مالی و تسلیحاتی و آموزشی میکند.این سیاست بخشی از هویت رژیم شده است و منابع کشور را به خود اختصاص داده و یکی از ریشه های مشکلات اقتصادی و عدم توسعه کشور می باشد،

۲- اسرائیل در دو سال گذشته بطور دائم حملاتی علیه سپاه پاسداران در سوریه انجام داده است و توانسته است با اجازه روسیه ضربات سنگینی نیز به نیروهای سپاه در سوریه که در آنجا مستقر شده اند، وارد نموده است.

آخرین مورد حمله به “کنسولگری” حکومت اسلامی در سوریه و کشتن ۷ سپاهی، از نظر رهبر حکومت دینی حمله به خاک ایران تلقی شد، این حمله احتمالا نقض قوانین بین المللی بود، فراموش نکتیم که خود رژیم به چندین سفارتخانه در ۴۵ سال گذشته تعرض کرده است.

اگر چه حمله اسرائیل به حکومت اسلامی مشروعیت رجوع به قوانین بین المللی و جذب سمپاتی را می داد ولی اجازه حمله نظامی به اسرائیل و افزایش سطح تنش‌ها را نمی داد. در پانزده ماه گذشته جنگ غیر رسمی و نیابتی بین اسرائیل و حکومت اسلامی شدت یافته است و اسرائیل حدود ۱۷۵ سپاهی را در سوریه کشته است.

اسرائیل با کشتن هفت نظامی پاسدار در مقر “کنسولگری” حکومت را مجبور به واکنش کرد که نوعی تله گذاری بود. حال بعد از حمله موشکی حکومت اسلامی، گفتگوی جهانی از فشار به اسرائیل برای قطع کامل و فوری جنگ در غزه به حمایت از اسرائیل و سمپاتی با آن تغییر پیدا‌ کرده است. حمله تلافی جویانه حکومت اسلامی، دولت نژادپرست و‌دست راستی نتنیاهو را که زیر فشار مردم اسرائیل و‌ همچنین افکار عمومی دنیا برای توقف کشتار مردم بی گناه در غزه ( در مقابل حمله تروریستی حماس ) و قبول آتش بس بود، از زیر فشار بیرون آورد، و‌ مرکز نوجه جهانی حمله نظامی حکومت اسلامی شد،

۳- حکومت ایدئولوژیک تحت فشار پایه های الیگارشیک، باندی و‌جنون امیز خودش، منافع ملی و‌ مردم ایران را زیر پا گذاشت و عملا تنش و جنگ خودش با اسرائیل را به سطح بالاتری ارتقاع داد و امنیت مردم و کشور ایران را ناپایدارتر نمود.

در متن و بستر چنین شرایطی، عملیات تلافی جویانه “وعده ی صادق” بطور نمادین و‌ پوشالی برای جواب به پایه های رژیم و نمایش قدرت بازدارندگی رژیم در مقابل اسرائیلی که ضربات دائم به حکومت زده بود، طراحی شد. رژیم چگونگی حمله را قبلا به امریکا و کشورهای دیگر اطلاع داده بود، یعنی حکومت به اسرائیل این پیام را داد که قدرت حمله ناکارآمد از راه دور را دارد، پیامی که بازدارندگی را عملا بوجود نیاورد.

اگر چه رژیم با حمله موشکی خود توانست تابوی حمله مستقیم به اسرائیل را بشکند و به‌ پایگاههای خود در ایران و‌ منطقه روحیه موقت بدهد، ولی نتیجه عملی آن که زخمی کردن یک دختر جوان دوازده ساله عرب اسرائیلی بود، که زمینه تمسخر این حمله را بخاطر پوشالی بودن فراهم آورد.

سوال اینجاست که رژیم در برابر کشته شدن ده ها افسر ارشد خودش چرا فقط یک غیر نظامی عرب را میتواند زخمی کند و همزمان حدود ۲۰۰ میلیون تا یک میلیارد دلار سرمایه مردم ایران را در این شرایط بحران شدید اقتصادی و فقر گسترده، دود هوا کند؟

۴- اسرائیل و‌ متحدانش در برابر موشک پرانی رژیم، دفاعی موفق‌ کردند، حمله رژیم نه جواب مساوی بود ‌‌و ‌نه بازدارندگی ایجاد کرد.

آیا این “قدرت نمایی نمادین و پوشالی” بازدارندگی ایجاد میکند؟ یا جواز حمله اسرائیل به تاسیسات نظامی ایران، تشدید تحریم های بین المللی و حمله بیشتر به نیروهای نیابتی را باعث و عملا تنش فی مابین را به مرحله بالاتری ارتقاع میدهد؟

بر اساس نحوه رفتار اسرائیل و دولت نتنیاهو بعید است که اسرائیل جوابی به حمله موشکی رژیم ندهد، پس عملکرد حکومت در راستای افزایش تنش‌ها و نوعی جنگ ادامه دار و مقطع با فاصله دور است، جنگ نیابتی دارد به روریار‌ویی مستقیم و محدود فرا می روید که تشدید آن میتواند به یک جنگ تمام عیار بین ایران و اسرائیل و‌ حتی جنگی گسترده و منطقه ای تبدیل شود. اینگونه است که رهبر متوهم و پاسدارانش عملا امنیت ملی ایران، منافع ملی ایران و حتی موجودیت کشور ایران را به خطر انداخته اند.

۵- خوشبختانه ظاهرا آمریکا توانسته است تا اسرائیل را تحت فشاری شدید برای عدم حمله نظامی آنی به شیوه اسرائیل (انتقام جویی ده برابری) قرار دهد و با وعده تشکیل ائتلاف پدافند هوایی و‌ موشکی منطقه ای علیه حکومت اسلامی و با اعلام علنی عدم حمایت نظامی از حمله به خاک ایران، فعلا جلوی یک جنگ تمام عیار و شدید بین ایران و اسرائیل را بگیرد، ولی احتمال حمله نظامی محدود اسرائیل به تاسیسات نظامی در خاک ایران وجود دارد چرا که اسرائیل “جواز” حداقل یک دور حمله را در “زمان و‌ مکان” مورد انتخاب خودش در بستر بازدارندگی سنگین آمریکا در حمله آنی، خریده است و در ضمن توانسته است با این تله گذاری برای حکومت اسلامی، سمپاتی نسبی جهانی را برای خودش را بخرد.

۶- بنا به گزارش منابع مختلف، اسرائیل در روز جمعه صبح ۱۹ آوریل بوقت ایران، حمله ای را با حضور احتمالا سه هواپیما و شلیک سه موشک که بنظر می‌رسد در اصفهان به اهدافش اصابت کرده است، پیامی را به حکومت اسلامی داد که میتواند به تاسیسات هسته ای براحتی حمله کند، بنا به گزارش برخی منابع، سامانه پدافندی اس سیصد در این حمله هدف بوده است، اسرائیل با حمله بعدی به حشدالشعبی در عراق اعلام کرد که کماکان با قواعد قبل از سیزده آوریل عمل میکند ‌و در جبهه نبرد علیه نیروهای نیابتی کماکان مسیر قبلی خود را ادامه میدهد،   با این عملیات و‌ واکنش، تز حمله نظامی حکومت برای ایجاد بازدارندگی عملا شکست خورده است.

۷- جنگ در هر سطحی به جنبش انقلابی تغییر و مقاومت مدنی مردم ایران ضربه میزند، قدرت سرکوب حکومت را در کوتاه مدت افزایش میدهد، اقتصاد ایران را در سراشیبی تندتری میاندازد، تورم را تشدید میکند، مردم را فقیرتر میکند، از این رو نه تنها ضرر مادی و احتمالا انسانی شدیدی را در بر دارد و مردم را فقیرتر میکند، از این رو به هیچ وجه قابل قبول نیست و اسرائیل هم در چند سال گذشته به اندازه کافی درگیری مستقیم با سپاه را در منطقه داشته است، شاید تله اسرائیل تسهیل حمله به خاک ایران و تاسیسات نظامی و در نهایت هسته ای وی میباشد.

روشن است که جنگ بین دو نیروی ایدئولوژیک تبعات خطرناکی برای دو ملت ایران و اسرائیل دارد و منطقه را در جنگ خطرناکی فرو‌ میبرد، از این رو ما قاطعانه ضد جنگ ایران و اسرائیل هستیم و خواهان همبستگی مردم ایران و اسرائیل در مقابله با جنگ دیوانه وار و ضد انسانی از هر دو طرف میباشیم.

۸- سیاست تهاجمی ‌‌و شیعه محور حکومت اسلامی در منطقه به هیچ وجه منافع مردم ایران را تامین نمیکند. حکومت با دست کردن در جیب مردم گام به گام سطح زندگی مردم را در دهه های گذشته همراه با فساد افسانه ای و سیستماتیک اعوان و انصار ولایت فقیه پایین برده، پا روی گلوی مردم ایران گذاشته و بمب ساعتی را استارت زده است و حالا پس از شکست بازدارندگی، کماکان در حرف تهدید به ادامه راهبرد موشکی و پهپادی می کند، ادامه این سیاست تهاجمی، عملا ایران را ورشکسته تر، ‌مردم را فقیرتر و زمینه سرکوب جنبش انقلابی زن زندگی آزادی را شدیدتر میکند. قبول صلح از منظر مردم ایران تغییر بنیادی سیاست منطقه ای رژیم به معنای نابودی اسرائیل است،


۹- تنها با قبول صلح و همزیستی مسالمت آمیز و در نهایت تسخیر قدرت توسط مردم ایران، که مستلزم کنار رفتن کلیت حکومت میباشد، میتوان جغد شوم ویرانی ایران و خطر دائمی جنگ، فقر مطلق در صد بالایی از شهروندان، استبداد دینی ضد آزادی سبک زندگی، آزادی پوشش و شادی، نابودی خطرناک محیط زیست و تبعیض اتنیکی، دینی و‌ جنسیتی تحقیر کننده را از سر ایران و ایرانیان دور کرد، ولی این رهایی ‌‌و گذار به دمکراسی چگونه میتواند متحقق شود؟ رهبر حکومت دینی در روز عید فطر‌دستور سرکوب زنان را صادر کرد ضمن اینکه تصمیم به موشک پراکنی گرفته بود، یعنی رهبر حکومت دینی که حجاب اختیاری را حرام سیاسی و حرام شرعی میداند و مشاوران امنیتی وی برای بازدارندگی خیزش دوباره جنبش با عاملیت زنان در کانتکست افزایش تنش‌های نظامی در سیاست خارجی تصمیم به سرکوب، ارعاب و زهر چشم گرفتن از زنان و‌ مردم گرفتند، یعنی حکومت این ظرفیت برامد جنبش صلح از درون خیزش زن زندکی آزادی دیده است، به همین دلیل ، دو‌عملیات موشک‌پرانی (وعده صادق) و سرکوب زنان (نور) در کنار هم تصویب و اجرایی شدند،

۱۰- بنظر امضاکنندگان، رهایی از حکومت و گذار به دمکراسی از طریق مبارزه در چهارچوب خواستهای جنبش انقلابی و رنسانس گونه زن زندگی آزادی و همچنین با پافشاری بر صلح طلبی و با محوریت جنبشهای تقاطعی متشکل از جنبشهای اجتماعی زنان، دانشجویان، جوانان، بازنشستگان، مزد بگیران، پیشه وران و تولیدکنندگان کارآفرین، جنبش محیط زیستی و جنبش حق طلبانه اتنیکی و … میتواند کشور را از شر این حکومت فاسد دینی برهاند. جنگ جلوی جنبش انقلابی و رشد نهادهای مدنی مردم ایران را میگیرد، فقط با تکیه بر صلح است که میتوانیم در تحلیل نهایی از این حکومت فاسد بصورتی خشونت پرهیز عبور کنیم، جنگ نه تنها منافع جنبش و مردم ایران را تامین نمیکند، بلکه عمدتا تاثیری معکوس دارد. با تحمیل صلح بر حکومت میتوان بحران مشروعیت رژیم را به مرگ مشروعیت آن تبدیل کرد،

امضاهای اولیه

نام افراد

۱- منصور‌ فرهنگ، نیویورک‌

۲. کوروش ‌پارسا، نیویورک

۳- ناهید حسینی، انگلستان

۴- حسن نایب هاشم، اتریش

۵- سعید رضا تهرانی، ایران

۶-  حسین نداوش، ایران

۷-  سعید رضا راد، آلمان

۸- عباس حرسندی، آلمان

۹-  شاپور‌بهرامی، آمریکا

۱۰-  ناصر جمالی ، آمریکا

۱۱- آرش روشندل، انگلستان

۱۲ – داوید پارسیان، اتریش

۱۳- سعید یاوری، ایران

۱۴- حسین ایرانی ، ایران

۱۵ – میر اصغر موسوی

۱۶-  پونه بیگ محمدی ، آلمان

۱۷- محمد بیگ محمدی، آلمان

۱۸- زهرا همرنگ، آلمان

۱۹- اعظم پور همرنگ، آلمان

۲۰- علی ملک ، آلمان

۲۱- مهدی خادم، آبمان

۲۲- پیمان علیقلی طایفه، آلمان

۲۳- کیقباد اسماعیل پور ، کانادا

۲۴- آرش آذرخش ، فعال سیاسی، هلند

۲۵- ساچلی حکمت طلب، آلمان

۲۶- امیر ابولحسنی، کانادا

۲۷- فاطمه سنبل، سوئد

۲۸- داوود احمدلو، بلژیک

۲۹- حسن توانا، ایران

۳۰- مهدی یوسفی، واشنگتن

۳۱- محمد محمدی، ایران

۳۲- رویا فضائلی نیا، آلمان

۳۳- بهنام بیات، سوئد

۳۴- اکبر کریمیان، انگلستان

۳۵- بهرام رستا، آلمان

۳۶- مهرداد صمدزاده، تورنتو، کانادا

۳۷- امیر هرچگانی، بلژیک

۳۸- یحیی سالاری، آلمان

۳۹- احمد مشعوف، کانادا

۴۰- الهه مشعوف، کانادا

۴۱- نیما مشعوف، کانادا

۴۲- انوشه مشعوف، کانادا

۴۳- فروزا پورکی، آمریکا

۴۴- سیف اهدائی، آمریکا

۴۵- یدی جدیدی لرستانی، فعال حقوق بشر در تبعید

۴۶- حبیب بهره من، هلند

۴۷- جواد فتح اللهی، دانمارک

۴۸- اعظم باقرنژاد، دانمارک

۴۹- مرتضی داور، سوئد

۵۰- محمد پوردوانی، سوئد

۵۱- بهرام امامی، سوئد

۵۲- پرویز گل گیری، مونترال، کانادا

۵۳- اسماعیل صفرزاده ، کانادا

۵۴- ژانت اقدسی، استرالیا

۵۵- بهروز جمشیدیان، فرانسه

۵۶- دانیل اصغرنیا، استرالیا

۵۷- محمد ابوطالبی، مالزی

۵۸- بهمن فرهبخش، آلمان

۵۹- علی فکری، کنشگر سیاسی و فرهنگی

۶۰- علاالدین فاضل ، فعال سیاسی

نام کانالها، رسانه های اجتماعی، نهادها، انجمن ها

۱- رسانه اجتماعی سیمای جمهوری ایران

۲- کانال تلگرام همراه با جنبش زن زندگی آزادی

۳- کانال تلگرام میدان دمکراسی و‌ جمهوری

۴- کانال تلگرام مجله لیبرال دمکرات های جمهوری خواه ایران

۵- اتحاد جمهوری خواهان داخل کشور

۶- انجمن آزادیخواهان آنلانتا

۷- کانال تلگرام حزب دمکرات ایران

۸- کانال تلگرام جمهوری، دمکراسی، توسعه پایدار

۹- کانال تلگرام نشریه خواهان ایران

۱۰- کانال تلگرام روز نوشت های میر اصغر موسوی

۱۱- اینستاگرام ‌‌فیس بوک ندای جمهوری ایران

۱۲-کانال تلگرام مجله ملیون جمهوری خواه ایران

۱۳- کانال نلگرام اطلاع رسانی حسن نایب هاشم

۱۴- کانال. تلگرام حمید آصفی

۱۵- کانال تلگرامی بنیاد ملی ایران

۱۶- کانال تلگرام موج آزادی
۱۷- کانال تلگرام سیاست ملی ایران

۱۸- صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/manda13mahur?igsh=MXFudmtvanBoaWxodw%3D%3D&utm_source=qr

۱۹- کانال ضد دیکتاتوری

۲۰- گروه تلگرام دمکراسی و جمهوری ایران

۲۱- کانال تلگرام گپ های سه شنبه (کانال رسمی دکتر کاظم کردوانی)