ایرانیان یک فرصت و آزادی تاریخی با اینترنت به دست آورده اند. آزادی بیان موجود در فضای مجازی فرصتی بینظیر است برای ایجاد تعامل و درک متقابل حول مشترکات ملی.
در این فضا هرکس هرچه دل تنگش میخواهد میگوید و نمیتوان او را سانسور کرد. جلوی این آزادی بیان را فیلترینگ حکومتها هم نمیتواند بگیرد زیرا فیلترشکن های موجود نقش سرعت گیر را در این مسیر آزاد بازی می میکنند اما راه را نمیتوانند مسدود کنند.
از این رو شاید شگرد سازمانهای اطلاعاتی کشورها نفوذ به درون گروههایی باشد که ممکن است تفکرات آنها به همبستگی و خواست عمومی بیانجامد.
پیش از این سانسورچی ها جلوی معدود نویسندگان را میتوانستند بگیرند اما در عصری که صاحب هرگوشی همراه میتواند یک نویسنده باشد سانسور امکان پذیر نیست لذا باید با نفوذ و اخلال جلوی همبستگی را گرفت.
اخلاگران ممکن است بدترین دشنام ها را به دشمن بدهند و ژست روشنفکری و سوگیری نسبت به مردم را بگیرند تا نقششان و هدف اصلی شان که ایجاد تفرقه است پنهان بماند. بیهوده نیست که سازمان اطلاعاتی امریکا از مهندس تلگرام خواسته چیزی را به این اپلیکیشن اضافه کند که بتوان از کاربران جاسوسی کرد و این وقتی امریکاست که قانون اساسی اش متعهد به آزادی است وضع کشورهای دیگر چون چین و روسیه… مشخص است.
نقش اخلالگران که یا مزدورند یا پیرو آنها پیشگیری از همبستگی است و اینکار را با جنجال و حتی دشنام و تخریب شخصیت افراد پیش میبرند. تعدادشان زیاد نباید باشد اما روش که بکار میگیرند بین مردم نفوذ میکند و به جامعه ای با تحمل پایین و پرخاشگر و ضد همبستگی می انجامد.
در بحث ها و گفتگوها اخلاگران میتوانند تمرکز از موضوع مورد بحث را شخصی کنند.
مثلا اگر کسی منتقد حمله حماس به غیرنظامیان اسرائیلی باشد با انگ طرفداری از صهیونیسم روبرو خواهد شد یا اگر به کشتار غیرنظامیان در غزه معترض باشد با انگ طرفداری از تروریست ها مواجه میشود.
اگر منتقد تحریم و جنگ و موافق روابط آزادتر تجاری و صلح باشد با او بعنوان عامل حکومت ایران یا وسط باز برخورد میشود و مثالهایی مانند این.
در واقع اخلالگرانی از هر سو فضای گفتگو را برای ملتی که به ندرت امکان گفتگو و نقد سازنده داشته را با کناره گیری یا خودسانسوری اندیشمندان دلسوز که هدف اخلال گران است یا تنگ میکنند یا بطور کلی ناامن و صحنه انگ و دشنام و برچسب.
ایران در سال ۵۷ دچار تغییرات ژرفی شد که موجودیت آنرا تهدید میکند. نه تنها ثروت و فرهنگ این کشور را غارت و منحرف میکنند بلکه تمرکز خستگی ناپذیری روی ایجاد تنفر از یکدیگر بین ایرانیان وجود دارد تا با ایجاد نا امیدی و سرخوردگی یا به مهاجرت تشویق شوند یا همبستگی بین آنان شکل نگیرد.
سیستم مداخله گر و ضد آزادی از درون کشور با ایجاد موانع مختلف و بگیر و ببند و پلمب و جریمه و سرکوب و حتی زندان و کشتن و سیستم های خارجی هم با ایجاد انواع موانع کاری میکنندکه مردم ایران در هرکجای جهان کار و زندگی کنند جلوی امیدشان به آینده و رفع انسداد سیاسی گرفته شود.
بنابراین استفاده مفید و درست از آزادی بیان موجود با جنجال و جوسازی از خاصیت سازنده و پیش برنده و منتهی به تعامل تهی می شود.
اخلال گران در داخل و خارج از کشور همه جا هستند اما شناسایی شان آسان نیست تنها شاید در چند نشان دارای هویت مشترک باشند.
۱- بر یک جریان خاص یا شخصیت سیاسی اغلب مرده تمرکز میکنند و تفکر در مورد آینده را مختل میکنند و از همبستگی حول یک موضوع ملی با اشتراکات ملی حداکثری جلوگیری میکنند.
۲- فضای گفتگو بر پایه احترام متقابل را بهم می ریزند و با جنجال سایر باشندگان در یک گروه را خسته یا بی میل به حضور میکنند. هدف اصلی آنها پیشگیری از تعامل فکری وایجاد تنش است تا مبادا ارزش افزوده ای شکل بگیرد.
۳- ژست ظاهرشان حمایت از سرزمین و مردم است اما در باطن هر چیز ضد همان سرزمین و مردم مانند حمله نظامی را تشویق میکنند و اغلب از الفاظی چون خراب شده در مورد سرزمین و عقب مانده در مورد مردم استفاده میکنند.
اگر از آزادی بدست آمده در فضای مجازی در جهت گفتگوهای سازنده و یافتن راهکارهایی برای جبران فرصت های از دست رفته و کاهش درد و رنج مردم درست استفاده نشود ممکن است اخلاگران بتوانند انسجام تاریخی ملت ایران را هم مخدوش کنند و توسعه ایران را به تاخیر بیاندازند. هرگاه فرصتی تاریخی برای تبادل نظرات پیرامون منافع ملی پیش آمده گروهی اخلاگر کشور را به بیراهه کشانده و همبستگی را عقیم گذاشته اند و این البته به نفع بسیاری از کشورها و بلوک های سیاسی و اقتصادی و دیکتاتورهای داخلی بوده است.
@Bahamstan