بیایید به ماجرا از سمتوسوی دیگری نگاه کنیم، با طرحِ این پرسشِ مهم که چگونه شد مردم اعتمادِ خود را به صورتِ مطلق به رسانهها از دست دادهاند؟
هلیکوپتری از صفحهی رادار محو شده، هلیکوپتری که رییسِ دولت، وزیر خارجه و چند مقامِ بلندپایهی دیگر، سرنشینان آن بودهاند. طبعا در چنین شرایطی، رسانههای مستقل یا حتی نیمه مستقل که اجازهی دسترسی به اطلاعاتِ دقیق در این باره را نداشتهاند؛ میماند رسانههای دولتی، حاکمیتی. از همان ساعاتِ نخست، که طبعا همه میدانستند ابعاد حادثه آنقدر بزرگ است که نه کسی زنگی میزند، نه تلفنِ ماهوارهای کار میکند و نه حتی سیگنالی از منطقهی حادثه میآید، این رسانهها با قدرتی هرچه تمامتر، در تلاش برای انتشارِ «دروغ» یا همان بلای خانمانسوزِ «فیکنیوز» بودند. خبرگزاری فارس به عنوانِ سردمدار، مثلِ آبِ خوردن دروغ گفت و نوشت:«هلیکوپترِ حاملِ رییسی، به دلیل مهآلود بودنِ هوای منطقه، بر زمین نشست و کاروان رییسجمهور به صورت زمینی راهی تبریز شد». دروغی که خبرگزاری مهر و بُرنا هم بر آن مُهرِ تایید زدند و منتشرش کردند.
انتشارِ چنین خبری، اساسا هیچچیز جز دروغ و اصرار بر گمراهکردنِ مخاطب نیست. فرض را بر این میگیریم که این هلیکوپتر، پس از مخاطراتِ جوی یا هرچیز دیگر، بر زمین نشسته و اصلِ سلامتِ سرنشینان است. این خبرگزاریها بر چه اساس نوشتند کاروان رییس دولت زمینی راهی تبریز شده؟ خندهدار نیست؟ اگر میخواستند دروغ هم بگویند میتوانستند بگویند فلان جا بر زمین نشستهاند و اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام میشود ولی این که گفتهاند زمینی راهی تبریز شدهاند، یعنی نهتنها دروغ میگویند که دروغِ شاخدار هم میگویند. بعد میگویند چرا مردم به رسانههای داخلی اعتماد ندارند؟ شما فکر کنید مردم میگویند وقتی خبرگزاریهای رسمی دربارهی رییس دولت و مقامات عالیرتبه اینچنین بیپروا دروغ میگویند، چرا نبایند دربارهی «همهچیز» دروغ بگویند؟
پژمان موسوی
اتحاد بازنشستگان