علیرضا موثق
شروعِ زودهنگام بالماسکۀ دیگری از حکومتِ آخوندیِ ولایت مطلقۀ فقیه، بهخاطر سانحۀ هلیکوپترِ تدارکاتچی و غلامِ حلقهبهگوشِ سابقِ رهبر، پس از قهر و تحریم حدودِ ۹۳ درصد از مردم تهران و دیگر کلانشهرها در دورِ دومِ بهاصطلاح انتخاباتِ مجلس، سببِ تکرارِ اجرایِ تئاتری پوچ و زائد شدهاست که در آن، شورایِ نگهبانِ نمایندۀ الله، از بین مشتی کوتولۀ فکری و وجودی و غلام و بندۀ ولایت، چند تن را با تاسانداختن انتخاب کند و در وهلۀ بعد از این مهندسیِ واضح، گلهای از عوامِ خرافاتی و فرومایه که تورم و قیمتهای سرسامآورِ حاصل از رایشان به امتداد آخوندیسم نیز به مغز چون چُدنشان تکانی وارد نکردهاست، تحت تاثیر هیاهو و هوچیگریها و وعدۀ یارانه و وام و مسکن و…، به صف صندوقها بپیوندند و حماسهای دیگر از سریالِ «خریت درماننشدنی» را رقم بزنند. جا دارد از این اقلیتِ بکلی تعطیل و بیوجدان که اکثریت یک کشور را به خاک سیاه مینشانند، یک سریال مشابه با سریال «بازیِ تاج و تخت» ساخت، با اسمی نظیرِ «زامبیهای ولایت».
احمدینژاد در بهترین حالت، باید بعنوان میمونِ دستآموزِ یک سیرک، تحتِ تربیتِ دلقکی چون ترامپ، به شغلی متناسب با وجود پلشت و کرسیشعربافش مشغول میشد. این احمقِ کریهِ خودشیفتۀ خودباهوشپندار، جز زبانی که (در نقش دُم) بهاقتضای هر جمعیتی میجنباند و یا فضله از آن میپاشد تا خودی نشان دهد و استخوانی برایش بیاندازند، فاقدِ ذرهای شرف و شعور و شخصیت است. در دولتِ او که امام زمانشان در خواب، سفارشش را کردهبود و حدودِ ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشت، تورمهایِ نجومی و نیز دزدیهای نجومی و دکلدزدی آغاز شد؛ همانطور که در دورانِ رئیسی، ابر-اختلاسِ لبسوز چایِ دبش رخ داد.
احمقهای مغزفندقی، گمان میکنند که فضل الهی(!) میتواند اصلِ علیت را مخدوش کند و پس از چهلوچهار سال، سوءمدیریت و شکر خوردن از جیب مردم مستضعف و کاشتنِ باد، بهجایِ طوفان، گلوبلبل تحویل دهد. این چند دلقکِ کوتلۀ تکراریِ همیشه حاضر در صحنه، عصارۀ چهلوچهار سال یاوهای بهنام «تمدن اسلامی»اند؛ تمدن(!)ی که حتی یک شخصیت متوسط جدید و حزبی با برنامهای مشخص از دلش ایجاد نشده و همه، یکشبه حسّ مسئولیت کردهاند تا در سِمتِ تدارکاتچی و غلامیِ ولایت، نقشی نو ایفا کنند.
آری! بهزودی گرگها در جنگلِ آخوندها به جانِ یکدیگر میافتند و با فرار به جلو و فریادِ «آی دزد! آی دزد!»، خودشان را به کوچۀ علیچپ میزنند تا نتیجۀ ساختارِ استبداد دینی-آخوندی و حکومتِ اسلامِ داعشی را، به این و آن فرد درجه چندم تقلیل دهند؛ منتها این بار، یحتمل رئیسِ دولت قبلی که رئیسیِ ششکلاسه باشد، بنا به مرگِ حاصل از بیکفایتی و بیتوجهیاش به اهمیتِ قوانین علمی و آسیبهای مترتب از امتدادِ تحریمهای فلجکننده، یک هالۀ قدسی نیز بیابد و گندهای بیسابقهای که در کمتر از ۴ سال زد، بهزور حمد و سوره و صلوات، به زیرِ فرش شهادت و… فرستاده شود.
طوفان خندهها از این حجمِ بلاهتها!
کانال تفکر انتقادی