پروژهٔ تحریم برندهٔ مطلق این رخداد می‌باشد

این باور کردنی نبود

ناصر دانشفر

روزی که جبههٔ‌ اصلاحات با اتخاذ یک راهبرد اشتباه ناچار پا به میدان انتخابات گذاشت، هیچ‌یک از کنشگران سیاسی چنین نتیجه‌ای را متصور نبودند.

عده‌ای که خود را متعهد به تحریم می‌دانستند و جو حاکم بر جامعه را نیز همسو با این رویکرد ارزیابی می‌نمودند، گمان‌شان این بود که در پایان این رخداد اجتماعی، به دلیل عدم استقبال مردم از انتخابات ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان جامانده از خلایق برای همیشه از صحنهٔ سیاسی کشور حذف خواهند شد. نظام با یک تیر دو نشان خواهد زد، هم به کام دل خود خواهد رسید و هم ته مانده آبروی مخالفان صاحب تشکیلات خود را به فنا خواهد داد.

تقریباً قریب به اتفاق تحلیل‌گران بر این باور بودند که اگر بنا باشد که اصلاح‌طلبان، برندهٔ این انتخابات باشند، لازم است که حداقل ۵۵ درصد مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند و در این رخداد شرکت کنند. امری که با وضعیت حاکم بر جامعه تقریباً بعید می‌نمود. اما حاکمیت اقتدارگرا خطای بزرگی کرد و دو تن از سه کاندیدای اصلاح‌طلب را با تیغ نظارت استصوابی از گردونه خارج نمود و به خیال خود کار را تمام کرد. اما این تاکتیک نه تنها سودی برایشان نداشت که بلای جانشان شد.
اصلاح‌طلبان یکدل شدند و طرف مقابل با استناد به آمارهای خود ساخته، دچار توهم شد و برای کسب همهٔ قدرت از اجماع خودداری نمود.

تا اینجای کار به نظر می‌رسید که اتفاقی در حوزهٔ مشارکت رخ داده و پزشکیان باید در دور نخست یا مرحلهٔ دوم قبای ریاست‌جمهوری را به تن کند.
اما اتفاقی رخ داد که مایهٔ شگفتی هر صاحب نظری می‌باشد. میزان مشارکت بالا نرفت، اما بر خلاف انتظار باز هم نامزد جبههٔ اصلاحات پیروز این معرکه گشته است.

این بدان معناست که پروژهٔ تحریم برندهٔ مطلق این رخداد می‌باشد و نظام در کسب اعتبار، موفقیتی بدست نیاورده است.
اما این تنها خسارتی نیست که حاکمیت بریده از مردم متحمل شده است. اتفاقی غیرمترقبه افتاده، رخدادی که با محاسبات معمول درون حاکمیتی هیچگونه سازگاری ندارد.

در تمامی ادوار گذشته، همواره اینگونه بوده که به هنگام عدم استقبال از مشارکت، اصولگرایان در اریکهٔ قدرت قرار می‌گرفتند و اصلاح‌طلبان به محاق می‌رفتند و در صورت ابراز علاقهٔ مردم به حضور در پای صندوق رأی، قصه به عکس می‌گردید.
اما اینک هم مشارکت فاجعه‌بار است و هم بخت با کاندیدای اصلاح‌طلبان یار شده است.

این علاوه بر اینکه نشان از ریزش بدنهٔ اصولگرایان دارد، مشخص می‌کند که افراد حاضر در پای صندوق رأی با پس زدن مهره‌های مد نظر نظام، یک نه بزرگ دیگر به حاکمیت گفته‌اند و نظام‌مقدس بیش از پیش دچار عدم مشروعیت گشته است.

به قول نقی معمولی، نظام باخت، بدم باخت و حالا معلوم نیست که در صورت رفتن انتخابات به مرحلهٔ دوم آیا با همین شکل و شمایل حاضر به ادامهٔ کار خواهد بود و کلید پاستور را تقدیم پزشکیان می‌نماید و یا در پی راهکاری برخواهد آمد که حداقل وضعیت حاکم تغییری نکند و پروژهٔ یکدست سازی ادامه پیدا کند.

اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، من به عنوان یک کنشگر مدافع تحریم وظیفهٔ خود می‌دانم که همراه مردم شوم و کار نیمه تمام آنها را تمام کنم، حتی اگر حاکمیت بنا داشته باشد که به مانند سال ۸۸ با دست بردن در نتیجهٔ آراء، خود را بیش از پیش در چاه ویل سرنگونی بیندازد.

اما پیشاپیش خدمت جناب پزشکیان عرض می‌کنم که روی حمایت این شهروند ایران زمین حساب کنید، اما بدانید که چک سفید تقدیم‌تان نخواهم کرد و همواره در قامت یک منتقد، ذره ذرهٔ عملکرد شما را زیر ذره‌بین خواهم برد و از مطالباتی که خود را متعهد به آن نموده‌اید، خواهم پرسید.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»