پرسپکتیو انتخابات

احسان شریف‌ثانوی:

ایده‌ مسلط

با برگزاری انتخابات و اعلام نتایج، حال می‌توان با اطمینان بیشتری اتفاق عظیم و شگفت‌انگیزی که به وقوع پیوست را تحلیل نمود. درست برخلاف تمامی نظرسنجی‌ها(و در حقیقت نظرسنجی‌سازی‌ها) و نزدیک به پیش‌بینی ما از رفتار پیوسته جامعه در این سالها و ظرف اجتماعی که در آن انتخابات برگزار شد، ایده مسلط، بی‌هیچ شبهه و خدشه‌ای عدم مشارکت شد! ۶۰/۱ درصد واجدین شرایط در انتخاباتی که دیروز برگزار شد شرکت نکردند! ۴/۳ درصد آرا هم باطله بود و در ۳۹/۹ درصد مشارکت‌کنندگان هم، نفر اول مسعود پزشکیان کاندیدای جریان اصلاح‌طلبی با ۴۳ درصد آرا برگزیده شد. میزان عدم مشارکت در این انتخابات، پایین‌ترین میزان در تاریخ چهارده دوره انتخابات ریاست‌جمهوری است! من سعی خواهم کرد چند نکته محوری را پیرامون این عدم مشارکت و پیامهای نهفته در آن بازگو نمایم.

این عدم مشارکت به دلایلی که بیان می‌کنم به هیچ وجه قابل مصادره توسط جریان برانداز خارج از کشور نیست. جنبش مهسا پتانسیل و ماهیت این جریان را برای عموم مردم به خوبی عیان کرده‌است. سرخوردگی عموم جامعه از جریان براندازی و همه فضاحتهای گفتاری-رفتاری‌اش، به نظر من در طی این مدت پساجنبش مهسا به اوج خود رسیده‌است. جریانی که در گفتار ‌و‌ رفتار ضد ایران، ضد توسعه، ضد دموکراسی و ضد مردم است. با تحریم و فشارهای بیرحمانه‌اش مشکلی ندارد. بخش جدی اش حتی با مداخله نظامی خارجی و جنگ داخلی هم هیچ مشکلی ندارند. قاطبه جامعه به ناامیدی مبارک تغییر از معبر براندازی و عامل خارجی رسیده‌اند. ماجرای دادگاه حمید نوری گواه این گزاره بنیادین است که در فضای روابط بین‌الملل رئال پولیتیک و منافع ملی، حرف اول را می‌زند. حقوق بشر و امثالهم ارمغانی نیست که در چنته عامل خارجی برای مردمان خاورمیانه در همه این سالها باشد.

انتخابات این دوره برخلاف انتخابات سال ۱۴۰۰، از سمت عمده جریانهای اصلاحی و تحول‌خواه، رقابتی و دارای معنی بود. به جز اقلیتی شامل میرحسین موسوی و بخشی از زندانیان سیاسی، تمامی ظرفیتهای نهادی و شخصیتی اصلاح‌طلب به جدی‌ترین شکل ممکن درگیر این انتخابات بودند و بر خلاف دوره‌هایی مثل ۷۶، ۸۸، ۹۲ این حضور تشکیلاتی با تمام قوا منجر به جنبشی شدن انتخابات و افزایش مشارکت نشد. پیام اصلی این اتفاق به گمان من عدم ارتباط گفتمانی و ارگانیک این جریان با جامعه و تحولات سریع و چشمگیرش است. دیگر در منظر مردم، اصلاح‌طلبان راه حل مساله نیستند؛ بخشی از خود مساله‌اند! عليرغم پیروزی پزشکیان در دور اول، این یک واقعیت تمام عیار است که اصلاح‌طلب فعلی نه سرمایه اجتماعی جدی دارد، نه پایگاه رای ای که با حضور همه جانبه در انتخابات فعال شود. از منظر گفتمانی، مرتجع، Passive و ناسازوار است. از منظر راهبردی، واکنشی، منفعل و ناکارآمد است. حیات تمام سلبی شب انتخاباتی‌اش دیگر حتی همان سرمایه اجتماعی حداقلی را هم به حرکت در نمی‌‌آورد.

فکر میکنم جامعه سعی دارد با رفتارهای از نظر فرم متفاوت یک پیام واحد را به حاکمیت برساند. جنبش مهسا انعکاس خواسته‌ها و بایدهای جامعه‌ای است که از منظر ماهیتی و زیربنایی با سرعتی غیر قابل کنترل در حال نوسازی است. این عدم مشارکت چشمگیر هم مشخصا ماهیتی از این جنس دارد. تغییر باید در نسبت با تحولات جامعه باشد. ساختاری،پایدار و پیوسته باشد. بخش کلانی از جامعه عليرغم اینکه خواهان تغییرات دفعی و انقلابی نیست به همان شدت هم هیچ علاقه‌ای به تغییرات حداقلی و “رفت و برگشتی” ندارد و در زمین بازی تماما کاذبی که براندازان و اصلاح‌طلبان مدتهاست راه انداخته‌اند بازی نمی‌کند. کاذب‌ترین صورت بندی دموکراسی سازی، دوگانه محدود و غیرجامع “اصلاح-انقلاب” است. مفصلا در آن پژوهش دنباله‌دار از امکان تا امتناع دموکراسی در ایران گزار‌ه‌های ناقص، جهت‌دار و خلاف واقعی که به اسم دموکراسی و دموکراسی سازی در فضای فعلی مطرح می‌شود، عیار و اندازه‌اش مشخص شده است. انتخاب بخش جدی از جامعه، مقاومت مدنی فراگیر، پیوسته و ادامه‌دار است و این انتخاب اجتماعی هنوز در پیوست ارگانیک با یک عاملیت سیاسی قرار نگرفته‌است. هر چند که از منظر تحلیلی و کارکردی، هم‌پوشانی و هم‌افزایی جدی با عاملیتهایی چون مصطفی تاجزاده، سعید مدنی، جبهه نجات ایران و غیره دارد.

▪️سه استان با میزان کمترین مشارکت به ترتیب

کردستان ۲۳ دوره قبل ۳۷

خوزستان ۲۹/۶ دوره قبل ۵۰

سیستان بلوچستان ۳۰ دوره قبل ۶۲/۸ درصد

سه استانی هستند که با اصلی‌ترین بحرانها و مسائل فعلی و‌ پیشین درگیر بوده‌اند. جنبش مهسا، فقر، تبعیض، مسائل قومیتی، بحران‌های زیست محیطی و غیره یک الگوی رفتار تحریمی مشترک در این استانها را رقم زده است.

الگوی رای‌دهی

از ۲۴ میلیون و ۵۳۵ هزار و ۱۸۵رای شمارش شده، این ترکیب رای حاصل شده‌است:

*مسعود پزشکیان: ۱۰ میلیون و ۴۱۵ هزار و۹۹۱ رای

* سعید جلیلی: ۹ میلیون و ۴۷۳ هزار و ۲۹۸ رای

* محمدباقر قالیباف: ۳ میلیون و ۳۸۳ هزار و ۳۴۰ رای

* مصطفی پورمحمدی: ۲۰۶ هزار و ۳۹۷ رای

من سعی خواهم کرد نکات اصلی که این الگوی رای‌دهی تماما متفاوت را با این درصد مشارکت پایین رقم زده‌است بیان نمایم.

رای پزشکیان ترکیبی از چند پایگاه رای متفاوت است. تمامیت رای او، نه رای انتخابات جنبشی است، نه رای پایگاه رای اصلاح‌طلبان. او یک بدنه جدی رای قومیتی دارد. بخشی از آرا پایگاه رای همیشگی جریان انقلابی را از آن خود کرده‌است. گفتمان و شکل حضورش بر خلاف حضور همیشگی این جریان تعاملی بوده‌است، نه جدلی. برنامه‌های او بیشتر از ماهیت سیاسی، ماهیت تخصص گرايانه دارد.او شمایل یک انسان پاکدست و اخلاقی را به خوبی توانست نمایندگی کند. به خوبی هم امکان تاثیر حداقلی و محدود را در ساختار فعلی بیان کرد. ضمنا با همین حضور اندک و مختصر نمایندگی بخشی از معترضین که تغییر را از معبر صندوق هنوز ممکن می‌دانند، گرفت. رای او سه ضلع اصلی(قومیتی، شخصیتی و اعتراضی) دارد. از نظر اجتماعی هم، رای او رای حاشیه‌ای است، نه رای طبقه متوسطی. یک الگوی تماما جدید و غیرقابل‌ پیش‌بینی.

مجموع آرا جلیلی و قالیباف حدود پنج میلیون از رای رئیسی در انتخابات ۱۴۰۰ کمتر است. رای باطله بالای آن انتخابات و این ریزش رای، گواه تزلزل جدی باوری-رفتاری سرمایه اجتماعی و‌ پایگاه رای جریان انقلابی است. ضمنا مساله فساد، اصلی‌ترین عامل رای پایین قالیباف است. اما در مورد رای ده میلیونی جلیلی به نظرم ماجرا حامل نکته بسیار مهم جامعه‌شناختی است. این بدنه رای از پیوند نانوشته واکنشی هواداران اسلام مناسکی و بدنه ایدئولوژیک حاکمیت در مواجهه با جنبش‌ها و تغییرات اجتماعی این سالهاست. این دو گروه به خوبی دریافته‌اند که حفظ حیات و بروزشان در مواجهه با موج عجیب سکولاریسمی که جامعه را فرا گرفته‌است، تماما به‌هم گره خورده‌ است.

به چهار استانی که بالاترین میزان مشارکت و بالاترین رای را به جلیلی داشته‌اند، نگاه کنیم:

خراسان جنوبی ۶۰/۳ درصد

یزد ۵۸/۳ درصد

قم ۵۷ درصد

خراسان رضوی ۴۹/۲ درصد.

طبیعی است که بافتار اجتماعی این استانها به شکل جدی مؤید صورت‌بندی تحلیلی من از رای به جلیلی است. این رای ده میلیونی بر خلاف ظاهر نه چندان عظیمش دارای قدرت و انرژی بسیار جدی است. منابع مولد نرم و سخت قدرت مثل ایدئولوژی، پول و غیره را داراست و علیرغم اختلاف‌نظرها و ترکهایی که خورده، نهایتا در بزنگاه‌های اصلی به یک کل واحد تبدیل خواهد شد!

جمع‌بندی

من کسر جدی از افرادی که رای نداده‌اند، و افرادی که به پزشکیان رای داده اند را حداقل در چشم‌اندازی که برای ایران متصورند، مشترک و متحدالمنافع می‌بینم. انگیزه اصلی تمام آنها زندگی خوب و خوش جمعی‌ است. مبانی آنها ایران‌دوستی و دموکراسی‌خواهی است. راهبردهایشان در راستای حفظ تمامیت ارضی و خشونت پرهیزی است. در مواجهه با مساله انتخابات تفاوت رفتار سیاسی وجود دارد. اما در کنه هر دوی این رفتارهای متفاوت، باز یک ماهیت نفی‌ای و اعتراضی مشترک است. نتیجه امروز به گمان من یک پیروزی بزرگ برای این کل و بخش جدی از جامعه است. اما نمی‌توان در باد این پیروزی زیاد آرمید. جلیلی ده میلیون رای دارد! این جریان تمامیت‌خواه در مقابل پاسخ مردم و شکست قاطعی که خورده‌است تبدیل به چیزی خواهد شد که هنوز برای ما تمامیتش قابل تصور نیست. در یادداشت فردا شب، استراتژی مناسب‌ و پیشنهادی خود را برای ادامه راه بیان خواهم کرد.

@iranfardamag

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»