چرا شکست حکومت دینی گریزناپذیر است؟

مجتبی نجفی

عاشورای هشتاد و هشت مهمترین رخدادی بود که عاشورای تاریخی را علیه جمهوری اسلامی کرد.

آگاهی در بطن جامعه افزایش یافته و حکومت دینی پروژه شکست خورده ای است. هم نسبت دینداران و بی دینها در ایران تغییر یافته و هم دینداران مستقل از حکومت هویت خود را متمایز کرده اند و هم تکثر در دینداری، روایت یکنواخت و تک صدایی جمهوری اسلامی را مخدوش کرده.

جنبش های اعتراضی در ایران در روز عاشورا هم برای خودشان شهید دارند، در نوحه خوانی ها رویکرد جنبشی اعتراضی هست و سال گذشته به خصوص صدای اعتراض از زبان عزاداران مستقل از قدرت بلند شد و این خود طلیعه ای است بر این گزاره که بلندگوی گوشخراش حکومت دینی خراب شده و قابلیت تعمیر ندارد. و از سوی دیگر زبان اعتراض در ایران هم متکثر است.

دیگر نه حسین تاریخی نه یزید تاریخی داریم هر چه هست نمادین است و همان پرسشی است که مادر «محمد حسن ترکمان» در کوران جنبش زن، زندگی، آزادی مطرح کرد: اگر شما در روز کربلا بودید با حسین چه می کردید ؟

طبیعی است حکومت دینی هیچ پاسخی ندارد چون در مقام سلطه است، او جوانان را با گلوله کشته و با ماشین از جسد جان باخته ای در روز عاشورای هشتاد و هشت رد شده. اوباش را به اعتراف آن سردار بی افتخار برای سرکوب شهروندان معترض بسیج کردند و زدند و کشتند و توهین کردند. هر آنچه را که به نام یزیدیان کربلا تعریف کردند، خود به صورت زنده اجرا کردند.به عبارتی حکومت دینی خود کمر به قتل خود بست چون به باورهای دینی که ستون حاکمیتش بودند ضربه زد.

عاشورای حکومتی نفس های آخرش را می کشد، به عاشورای سنتی هم ضربه زد. حکومت با کشتار جوانان به خصوص در روز عاشورای هشتاد و هشت، خود را در رخداد عاشورا در مقام ظالم قرار داد و حالا دلارهای نفتی هم خرج کنند کسی قبول نمی‌کند روضه خوانی های حکومت را. چون در ذهن مخاطب، مصداق سازی شده. عاشورا اینجا دیگر ابزار بسیج حاکم نمی شود، میدان بازی مخالفان اعم از دیندار و غیردیندار می‌شود. اولی از موضع استقلال از حکومت، عاشورای حکومتی را پس می‌زند و دومی میدان افشاگری علیه استفاده ابزاری از دین و مضرات حکومت دینی را مناسب می‌بیند.

از این منظر است که می‌شود گفت حکومت دینی جاده صاف کن سکولاریسم در ایران شده و دین را در جایگاه اصلی خود می نشاند چون همه ایرانیان آزادی‌خواه اعم از دیندار و بی دین بر یک مخرج مشترک می ایستند: جای دین در ساختار قدرت نیست چون ابزار سلطه می‌شود. این هم به نفع دینداران اصیل است هم بی دینها و راهی برای سلطه زدایی و رویت پذیری تکثر جامعه ایرانی و آزادی شهروند برای انتخاب سبک زندگی.

تلگرام نویسنده