با فرا رسیدن تابستان هفتهای نیست که بدون خبر تجمع اعتراضی مردم در اقصی نقاط کشور نسبت به بحران آب به پایان برسد. دیروز چهارشنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰ نیز مردم روستای «بُنه کُلاغی» در مقابل فرمانداری شهرستان نیریز در اعتراض به مشکل آب آشامیدنی اعتراض کردند.
سالهای سال است که مردم این روستا با مشکل آب آشامیدنی مواجه هستند و آبی که اکنون برای آشامیدن استفاده می شود، مطلقا قابل خوردن نیست و همین آب نیز به شکل جیرهبندی (هفتهای یک روز و آن هم در حد چند ساعت)، در اختیار مردم قرار می گیرد و حتی مردم برخی مناطق بیش از یک هفته از همین آب نیز بیبهره هستند.
بحرانهای زیستمحیطی اگر برای مردمان مرکز چیزی در حد یک ساعت قطعی برق و آب است، در مناطق حاشیه و محروم حیات را از مردمان سلب میکند. نبود آب قابل شرب، استفاده از آب معدنی برای استحمام و شستشو و پخت و پز، جیرهبندی آب و برق، غیرقابل سکونت شدن محل زندگیشان، از بین رفتن زمینهای کشاورزی و .. مسائلی است که امکانهای زیست حداقلی را از مردمان سلب کرده است. مردم به درستی سوال میکنند: آیا یکی از مسئولین یا حتی مردم مرکزنشین توان یک روز زندگی در این وضعیت را دارند؟
اگرچه تخریب محیط زیست توسط جمهوری اسلامی و بحرانهای ناشی از آن گریبان همه ساکنین این جغرافیا را میگیرد، اما این یک واقعیت انکارنشدنی است که همین وضعیت در حاشیهها به مراتب بدتر است. از قیام تشنگان (انتفاضه تموز) که فریاد أنا عطشان از مناطق عرب خوزستان آغاز شد و به سرعت جغرافیای لرنشین را در بر گرفت و سپس به تصویری کمنظیر از اتحاد و همپیمانی تمامی مردم تحت ستم ملی بدل شد، بحران زیستمحیطی با مساله ستم ملی در همتنیده است. حق تعیین سرنوشت، کنترل بر منابع طبیعی محلی و مدیریت آن به دست مردم، از بدیهیترین حقوق ساکنان بومی هر منطقهای است. حق بدیهیای که همواره از طرف دولتهای مرکزگرا و به نفع صاحبان قدرت و سرمایه از مردم سلب شده است.
@sarkhatism