رضا شیرازی
اعتراض پرستاران در کف خیابان طی روزها و هفته های جاری افزایش چشم گیری یافته و نشان از آن دارد که نیروی کار در بخش بهداشت و درمان مرتب در اعتراض و اعتصاب خواهد بود.
اعتراض این قشر از یک سو در بیمارستانها و مراکز درمانی و از سویی دیگر در دانشگاههای علوم پزشکی جاری ست. بعلاوه مطالبات آن چند وجهی ست؛ از یکسو افزایش حقوق و از طرف دیگر مخالفت شدید با اضافه کاری اجباری و بازگشت به کار پرستاران اخراجی و طرح بهداشت رایگان و …
نیروی کار در بخش بهداشت با چنان بحران عظیمی رودر رو ست که بخش کوچکی از آن بدنبال مهاجرت است و اکثریت آن توانمند است اعتراضات سراسری برپا کند. طوریکه در همین روند یک ساله بارها در چندین بیمارستان بطور همزمان اعتراض برپا کرده اند.
اعتراضاتی که با ایجاد شورای هماهنگی گسترده تر و با بدنه اجتماعی قوی تر ، مطالبات معیشتی و بازگشت به کار پرستاران اخراجی در دستور کار قرار گرفت. از تابستان سال چهار صد و دو تا کنون چندین حرکت سراسری را مدیریت و رهبری کرده است. طوریکه حتی پرستاران طرحی، قراردادی و شرکتی نیز در این جا و آن جا به اعتصاب پیوسته اند.
شعارهای پرستاران در اعتراضات و اعتصابات نشان دهنده سمت گیری روشن آنان است؛
« پرستار داد بزن حقتو فریاد بزن ، نه به اضافه کاری اجباری ، پرستار میمیرد ذلت نمیپذیرد ، با کرونا جنگیدیم حمایتی ندیدیم ، وعده وعید کافیه سفره ما خالیه ، تعرفه ما کجاست توی جیب شماهاست»
همه ما می دانیم که سقف حقوق پرستاران در ایران حتی به پانزده میلیون هم نمی رسد. حال آنکه خط فقر سی میلیون است. همین شکاف عظیم و رشد روز افزون تورم، زندگی این قشر زحمتکش جامعه را با فقر شدید روبرو کرده است و با تشدید ابربحران گرانی این قشر پیاپی دست به اعتراض و اعتصاب خواهد زد
پرسش بنیادین این است که تا چه اندازه شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران کشورمان موفق شده است؛ تشکلات پایه بوجود آورد؟
آیا شورای هماهنگی اعتراضات بر اساس انجمن ها و کانون های پرستاران شکل گرفته است؟
همانطور که شورای هماهنگی فرهنگیان بر بنیاد بیست و پنج کانون و انجمن مستقل معلمان قوام گرفت و تاکنون به دستاوردهای قابل توجه ای نائل آمده، شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران در حین مدیریت اعتراضات و اعتصابات ایا در تقویت و ایجاد تشکلات پایه در بیمارستانها و مراکز درمانی گام برمیدارد؟