با معرفی وزیر پیشنهادی آموزش وپرورش در دولت جدید بربسیاری ثابت شدکه آن خبر شگفت انگیز ابقاء وزیر فعلی در پست وزارت چندان هم بی ربط وبی اساس نبوده است،که بااین کارنامه مردودی دوباره بکار گمارده شود،این خبر آنقدر غیرقابل باور ودور ازذهن بود که در مخیله هیچکس نمی گنجید،ولی با معرفی وزیر جدید این کمان به حقیقت پیوست و ثابت گردید که واکنش های منفی در برابر ابقاء وزیر باعث تجدید نظر در انتخاب رئیس جمهور منتخب گردید،اگرنه هردو از یک اندیشه و تفکر پیروی می کنندودنباله رو اهداف ایدوئولوژی نظام هستند،دانش آموزو آینده در درجه چندم اهمیت قرار دارد،هردو وزیر بجای اینکه بفکر دنیای دانش آموز باشند بفکر آخرت او هستند،ذهن هیچیک به سمت ترک تحصیل حدود یک میلیون دانش آموز نمی رود، وکودکان کار را نمی بینند که در خیابانهای شهر بجای اینکه سردر کتاب ودرس داشته باشند،در جستجوی نان سر در سطل زباله دارند تا نان شب را فراهم کنند.
در دوران کرونا که سه میلیون دانش آموز به دلیل فقر وتنگدستی قادر به تهیه تبلت و گوشی همراه نبودند،از گلاس های مجازی باز ماندند،یکی از نمایندگان بدون هیچ نگرانی از باز ماندن تحصیل کودکان این محرومیت از تحصیل را پدیده مثبت ارزیابی می کند ومی گوید:این سه میلیون دانش آموز از آسیب های فضای مجازی درامان بودند،درست در همان زمانی که وزیر پیشنهادی سرپرستی وزارت را برعهده داشت،هرگز از این تعداد باز مانده از تحصیل ابراز نگرانی نکرد ولی ترویج فرهنگ شهادت را مهمترین وظیفه مدارس می دانست وبدنبال تدوین کتابهای درسی مطابق با فرهنگ ایثار و شهادت وحجاب بود،بجای آنکه دانش اموزرا با کتاب و قلم آشنا کندوبسمت علم و دانش رهسپار کتد،اسلحه را در دست آنان ضروری تر می داندتا از آنان یک مبارز متعهد بسازد وبه جان امپریالیسم وصهیونیسم بفرستد تا ادب شوند،وزیر فعلی هم معتقد است دانش آموز باید در یک دست قرآن ودر دست دیگر اسلحه داشته باشد،وخواستار احیای مثلث خانه،مدرسه ومسجد است تا ازاین طریق به ساختار توسعه و پیشرفت جامعه دست یابد واز این طریق دانش آموزان را به سرمنزل مقصود رساند،وزیر پیشنهادی هم از این منطق پیروی می کند و مهمترین رکن تعلیم وتربیت را توسعه فرهنگ نماز وقرآن می داند و شاخه های دیگر توسعه را نادیده می انگارد وبدنبال پیوند مساجد با مدرسه است،وبا بکارگیری طلاب هم کمبود معلم را جبران کند وهم راه توسعه را هموارتر کند اما برخی از این طلاب حاضر نشدند آموزش وپرورش را تا پایان سال همراهی کنند،در میان سال کار پردردسر را رها کردند وبدنبال کار پرمنفعت وبی دردسر خود رفتند ونگران قطع شدن منبع درآمد خود نبودند، وزیر پیشنهادی هم با پیروی از این عقیده بدنبال حضور بیشتر طلاب در مدارس است و هیچ نشانی از بررسی علل ترک تحصیل، تغییر در محتوای کتابهای درسی ورفع تبعیض وبی عدالتی های آموزشی بچشم نمی خورد، وجای اندیشه های که بتواند در رشد فرهنگ و توسعه اثرگذار باشد خالی است، وقتی در فکر و اندیشه تفاوتی وجود نداشته باشد وهردو از یک ایمان و باور پیروی کنند دیگر چه فرقی می کند کدام وزیر باشد،وچه نیازی است که وقت و هزینه های سنگین صرف شود و مجلس زمان بگذارد و رأیگیری شود و دوباره همان تفکر و اندیشه برسرکار آید و اهداف گذشته دنبال شود،وقتی با نگاهی مشترک اهداف تعلیم وتربیت دنبال می شود ورفتارهای ایدئولوزیک بررفتا های علمی و اخلاقی ترجیح دارد دیگر چه نیازی به تغییر و تحول وصرف این هزینه های سنگین،وقتی قرار نیست در نظام تعلیم وتربیت تغییر چشمگیری صورت گیردچه فرقی می کند چه کسی وزیر باشد،با شعار عدالت آموزشی محقق نمی شود و توسعه و پیشرفت پدید نمی اید،وانهمه هیاهویی که با تشکیل شورای راهبردی ونظر خواهی از مردم وفهرست اسامی شایسته وزارت وراه اندازی کمیته انتخابات وزرا سرانجام کسی بعنوان وزیر پیشنهاد شد که شورا در تعیین آن هیچ نقشی نداشت، با این حال نمی توان به آن وعده های صادقانه دلخوش کردبلکه باید به آن گفتار صادقانه ایمان آورد که همه آن گفتارها برای بدست آوردن دل صاحبان قدرت بود نه برای بدست آوردن دل معلمان دلشکسته وآینده سازان این مرز وبوم.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران