این بر فقط بنیادگرایان امامیه صادق نیست، همه بنیادگرایان چنیناند.
چنین است چون آنان پدیدههای پیشامدرن هستند و کمترین فهمی از نهادههای مدرن ندارند، از کشور و وطن گرفته تا حقوقمدنی و کرامتانسان.
بجایش، در جهانی میزیند که در او هرچند ملت وجود ندارد، “امت” هست؛انسانها کرامت یکسان ندارند، کرامت تنها ویژه “خودیها”ی فرقهای/قومی است؛ در جهان بنیادگرایان “عقلانیت” هم نیست، بجایش”وحیانیت” هست که همگی درپایش میلولند.بنیادگرایان “اخلاق” هم ندارند، آنها “مرام” دارندوطبق آن با خودی و دیگری رفتارهای متعارض میکنند.
“بنیادگرایی” سرطانیشده “هویتدینی”است؛ مهاجم وقتال است،مسموم و آکنده ازخشم است؛ ویرانگر است، اهل ساختن نیست؛ آخرتگرا و رستگاریجوی واهل تقوی نیست، برتریطلب و فزونخواه ومتجاوزاست؛ کاری با “زندگی” ندارد، در خیال وعمل “قتل و شهادت” میزیَد.
بنیادگرایی پدیده عصر اعتلای مدرنیته است آنجاکه سوائق پیشامدرن خود را چون برف در آفتاب تموز درحال آبشدن،و زیستجهان مالوفشان رادرحال ویرانی میبینند تا سرطانی و مهاجم میگردند؛آنان مرآت زوالند!
علی صاحبالحواشی
@TahlilZamane