مزن مسعود خنجر را، به قلب ملتِ رنجور/ که فریادش بلند است از بلا و زخم جوراجور

غلامرضا علیزاده

مسعود پزشکیان عزم خویش را برای آنچه که جراحیِ اقتصادی می‌خوانَد اعلام کرده است. اما تاکید کرده است که این جراحی را با کسب رضایت بیمار(!) عملی خواهد کرد. در این نوشتار به نقد و بررسی این تصمیم دولت پزشکیان یا همان برنامه‌های دیکته‌شده دولت پنهان خواهم پرداخت.

پرسش اصلی اینست که ضرورت این جراحی چیست؟ چه دلایلی موجب شده تا حاکمیت را مُصِر به انجام آن کند.
پر واضح است آن چیزی که دولت را به چنین تقلاهایی انداخته و او را به فلسفه‌بافیِ مضحکی واداشته، کسری بودجه ناشی از انسداد مناسبات اقتصادی با جهان پیرامون و عدم عادی‌سازی روابط سیاسی با قدرت‌های موثر و برنتابیدنِ اقتضائات حاکم بر مراودات جهانی (همانند FATF) است.

پزشکیان می‌گوید: پیش از جراحی رضایت بیمار را جلب خواهم کرد! به من بگو مسعود، مگر بیمار به مطب یا شفاخانه‌ات (!) مراجعه کرده که اکنون قصد جراحیِ او را داری؟

وانگهی چرا همه این جراحی‌ها باید بر روی ملت مفلوک صورت گیرد؟! چرا دولت یا حاکمیت ضرورتی در خود برای انجام این‌گونه جراحی‌ها و یا تغییر سیاست‌ها نمی‌بیند و هرگاه کفگیر بودجه به تَه دیگ می‌خورَد به اسم جراحی، به فکر جبران کسری بودجه و پُر کردنِ خزانه می‌افتد و طرفه این‌که این‌گونه جراحی‌ها در دوره سیادت عبدالناصر همتی بر بانک مرکزی یا وزارت اقتصاد اتفاق می‌افتد!! نقش همتی در این‌گونه دست‌اندازی‌ها به جیب ملت چیست؟

در طول روزهای گذشته، چه قاعده هرم اجتماعی و چه سطوح نخبگانی مخالفت خودشان را با طرح‌ها و رویاهای مسعود پزشکیان ابراز کرده‌اند.
کسی نمی‌گوید: ادامه شیوه اِعمال سیاست‌ها و سازوکارهای اقتصادیِ فعلی مطلوب است، اما اویی که کاسه‌ی چه‌کنم بدست گرفته و نالان می‌گوید: قیمت نهاده و دارو و حقوق بازنشسته ندارد و نمی‌تواند از پسِ تمشیت امور برآید؛ ابتدا باید از خود بپرسد مگر آن هنگام که دست دخترش را گرفته بود و به ستاد انتخابات آمده بود، خبر از وضعیت فلاکت‌بار پیشِ رو نداشت؟

از آن گذشته، چرا دکتر مسعود که می‌گوید پول نهاده و دارو را ندارد، از خود نمی‌پرسد؛ دلایلِ به اینجا کشاندنِ بودجه مملکت چه سیاست‌هایی است؟ مردم چگونه از رییس جمهور باور کنند که فقر منابع مالی دارد اما تیغش تنها برای مردم بُرّا است؟ چرا نمی‌تواند از سیدحسن خمینی بخواهد که ۲سال از کیسه ملت بینوا بودجه‌های میلیاردی نگیرد، یا از نهادها یا سازمان‌های مذهبی بپرسد گزارشی از عملکرد و بازدهی‌ نهادتان در ارتقاء سطح فرهنگی یا بینش مذهبی جامعه ارائه کنید تا دستِ‌کم ببینیم در قبال اخذ این بودجه‌های کلان چه می‌کنید؟

راستی چرا پزشکیان، برای جراحی مورد نظر خویش، تنها جیبِ مردم را نشانه رفته تا نداری‌هایش را جبران کند؟ او که دائم از نهج‌البلاغه‌ی مولا‌علی برایمان بریده‌‌هایی از فرمان مالک اشتر می‌آورَد پاسخ بدهد، علی (ع) ماشه‌ی سرخ را برای داغ‌کردن دست برادرش عقیل از کوره بیرون آورد یا رعیتی از بیابان‌های الرمادی!

از تو می‌پرسم، چرا برنامه‌ی به اصطلاح جراحیِ دکتر پزشکیان تنها افزایش بنزین را شامل شده، دیگر جراحی‌های بنیادین را زمین گذاشته است؟

یکی از دلایلی که جراحیِ ادعایی مسعود پزشکیان را ابتر گذاشته و آن را با شکست محتوم مواجه خواهد ساخت، اینست که تنها بخشی از قیمت‌گذاری‌های دستوری را مطمح نظر قرار داده و از دگردیسی‌های مهم دیگر غافل مانده است. پزشکیان چگونه می‌خواهد مردم را قانع کند وقتی هنوز یکماه از ریاست جمهوری‌اش نگذشته، چنین برنامه‌ای ارائه می‌دهد، بی‌آن‌که تمامی جوانب و تبعات مخرب آن، سنجیده و برآورد شود؟

از این‌رو، همان‌گونه که گفته شد نام چنین برنامه‌ای اصلاً جراحی نیست، و تنها به یک جبران‌کننده‌ی موقت و مُسکّن شبیه است که البته پس از مدتی به سرنوشت افزایش بنزینی آبان ۹۸ منجر خواهد شد.

دولت یا حاکمیت پیش از نظرداشت به چنین برنامه‌های خلق‌الساعه‌ای ابتدا باید ارزش برباد رفته‌ی پول ملی را بدان بازگردانند، روند صادرات را تسهیل کنند، به افزایش سرانه درآمد ناخالص ملی کمک کنند، روابط خارجی را به حالتِ مطلوب خود بازگردانند، و نظام حکمرانی را به روی ریل آورده و شایسته‌گزینی را سرلوحه خود سازند.

ذیل دو دهه تحریم‌های طاقت‌فرسا که سبب کاهش ارزش پول ملی شده و سرمایه‌های ملت آب‌رفته و خانوارهای ایرانی را دچار تکانه‌های شدید کرده، این‌که فقط قیمت کم بنزین را که آن‌هم ناشی از تورم و بی‌اعتباری پول ملی است ببینیم، بزرگترین اجحاف به مردم است. وگرنه باید دید چرا با افزایش ۳۰۰درصدی حامل‌های انرژی در سال ۹۸، بارِ دیگر آن قیمت‌ها به چشم حاکمیت کم می‌آید و شب و روز فکر او را به خود مشغول کرده و خوابش را آشفته ساخته تا مسعود پزشکیانی بخواهد از طرف او، ما بخت‌برگشتگان را قانع کند!!