“مهسا-ژینا” و انقلاب‌اش

عبدالله ناصری

“جمهوری اسلامی” و “ایران” هر دو با قتل “مهسا امینی” وارد دوران جدیدی شدند. در خونخواهی آن دختر مظلوم ایرانی، انقلابی (بیشتر زنانه) با نام “زن، زندگی، آزادی” تکوین یافت که توجه جهان را سریعا به خود جلب کرد و الگوی مطلوب زنان دنیا شد. تردیدی نیست هیچ واقعه‌ای در این ۴۶ سال به این اندازه نظر جهانیان را به ایران و زنان و دختران آن جلب نکرده است. انقلاب “زن، زندگی، آزادی” معنای زندگی و از جمله  زندگی سیاسی را برای مردم و کنشگران ایران عوض کرد.

اگر بخواهیم شعار این انقلاب (مهسا) را تشریح کنیم باید بیان کنیم: “زندگی بدون آزادی زنان، مرگ انسان‌ها است”. پای فشردن بر این برداشت است که انقلاب را پایدار می‌کند. این انقلاب نشان داد که رهبری آن با زنان و دختران است و مردان و پسران تابع (رهبران انقلاب) خواهند بود. اگر چه سالها پیش از مرگ “اسلام سیاسی” در ایران و جهان نوشتم و تأکید کردم علاوه بر ناکارآمدی حکومت دینی و اسلامی در جهان مدرن، اسلام معیار که موصوف قرآن است با عملکرد ولی فقیه تمامیت‌خواه، موهون شده است. امروز برای حفظ “توحید”، “نبوت” و “عدالت” هر انسان “ابراهیمی” باید در برابر هر حکومتی که در عمل موحد، ابراهیمی (مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ) و عادل نیست مبارزه مدنی کند.

انقلاب “زن، زندگی، آزادی” بر خلاف انقلاب ۵۷، که پارادایم سه‌گانه‌اش -“استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی”- (لااقل بخش سوم آن) مبهم بود ابهامی ندارد. در انقلاب مهسا/ژینا همه می‌دانند چه می‌خواهند. تجربه نیم قرن ایرانیان، روشن کرد که در حکومت دینی، آزادی به معنای عرفی و مدرن آن نیست، بلکه در سایه معروف و منکر و در چارچوب “فقه سیاسی شیعه” تعریف می‌شود. به این معنا که “انسان‌ها در حکومت و نظام اسلامی، تنها؛ در چارچوب معروف (یعنی خواسته محتسب) می‌توانند در زمینه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فعّالیت کنند و از آن چه منکر (ناخواستهٔ محتسب) است باید بپرهیزند.

و بدتر اینکه این تعریف غیرعرفی و نامدرن، در حکومت دینی، ذیل اصل گشاد “ولایت” محصور و مقید می‌شود. یعنی “آزادی” خداداد که امری فرادینی است تنگ می‌شود. انقلاب “ژینا/مهسا” آن قدر به موقع بود تا نشان دهد فهم زنان از “آزادی”، آزادی فطری و خداداد است نه آنچه را حاکم و قانونگذار ارائه می‌دهد و هر که در برابر این “خداداد”، مقاومت کند قبل از این که مستبد، تمامیت خواه، حاکم مبتذل و … نامبردار شود، ضد خدا است. زیرا وی “نعمت” و آیت” خدا را که “حق حیات آزاد” و “برابری مرد و زن” از اولین آن‌هاست انکار می‌کند. در معنای دیگر، انقلاب “زن، زندگی، آزادی” همان قدر که اجتماعی است، فطری است و کنشگران این انقلاب طبعا به ندای فطرتشان پاسخ می‌دهند.

دیگر، جنگ‌های خیابانی حکومت و رهبر آن با زنان، بار عقیدتی هم پیدا می‌کند. یعنی مقاومت در برابر این انقلاب، جنگ با خداست. زنان و دختران ایران به منزلهٔ نمایندگان خدا و برای جریان و سیلان آزادی، “نشانه و نعمت خدا”،  می‌جنگند. باور کنیم که خالق هستی، در جنگ خیابانی انقلاب “زن، زندگی، آزادی” با حاکم و حکومت، جانب زنان را گرفته و گاهی “استدراج” خود را به مدد انقلابیون می‌فرستد. هر جا که مطلوب و مقصود حکومت ضد آزادی محقق نشد، همانا “استدراج خدا” رخ می‌نماید.

باید یادآوری کرد همهٔ این‌ها در کف خیابان‌های ایران، مشهود است. این حقیر انتخابات ریاست جمهوری اخیر را (همانند قبل) تحریم کرد ولی خوشحال است که فردی پیروز شد که در روند تبلیغات‌اش  تصریح کرد “حجاب اجباری” خلاف گفتمان قرآن و نهج البلاغه است و نیک می‌داند عامل اصلی پیروزی‌اش، ترغیب و تهییج خاموشان و بخشی از مخالفان حکومت بود، و لذا باید دختران و زنان انقلابی (مهسا) صداقت او را در کوچه و خیابان محک بزنند. با شناختی که از آقای پزشکیان دارم در صورت پخش و نشر “حجاب اختیاری” ، ایشان موضع خبط و نامردانه‌‌ی حسن روحانی در جنبش آبان ۹۸ و ابراهیم رئیسی در انقلاب ۱۴۰۱ را اتخاذ نخواهد کرد و باید مژده داد که دولت او، فرصت بایسته‌ای برای گسترش مطالبه‌ی اصلی انقلاب مهسا -لغو حجاب اجباری- خواهد بود.

@kaleme

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»