رادیکالیسم معقول،ارمغان «زن، زندگی، آزادی»

ایمان آقایاری:

جنبش اعتراضی جامعه در واکنش به قتل حکومتی مهساژینا امینی چنان رد عمیقی بر عرصه‌های مختلف سیاست رسمی و سیاست‌ورزی مدنی در ایران گذاشت که از دریچه هر رویکردی که به آن بنگریم ناگزیر به پذیرش آثارش هستیم.

گزاف نیست اگر بگوییم این رخداد، نقطه عطفی بود که تاریخ جاری را به دو دوران پیش و پس از مهسا تفکیک کرد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» جنبشی رادیکال بود. اصطلاح رادیکال از واژه لاتین Radix به معنی ریشه برگرفته شده است. رادیکالیسم به هر شکلی از نظر و عمل به منظور دگرگونی بنیادین ساختارهای سیاسی، تغییرات ماهوی جامعه و نهادهای اجتماعی و ایجاد تغییر و تحول در سامانه ارزش‌های اساسی جامعه اطلاق می‌شود.

پویش گسترده زنان در برداشتن حجاب، بر سر چوب کردن روسری‌ها، روسری‌سوزی و بریدن گیسوان، اقداماتی بود که نه‌تنها تحت سلطه جمهوری اسلامی بلکه از منظر تاریخ اجتماعی ایران، کنشی رادیکال محسوب می‌شد.

رقص‌های خیابانی زنان و مردان دوشادوش یکدیگر در میانه آتش سرکوب‌های بی‌امان تا پیش از آن تنها در هیات یک «پرفورمنس یواشکی» آن هم صرفا در برخی مناطق تهران قابل تصور بود. هم‌آوایی زن و مرد از اجرای سرودهای اعتراضی گرفته تا در مواردی بیان الفاظ رکیک علیه مقامات و نهادهای حکومتی _ فارغ از ارزیابی‌های اخلاقی و ارزشی _ تجسم کاملی از رادیکالیسم بود. ابعاد تندتر و مناقشه‌انگیزتر این رادیکالیسم در قالب «عمامه‌پرانی» نمود یافت.

مفروض این یادداشت این است که جنبش برخاسته از قتل مهسا در کنار مجموعه تحولاتی که پدید آورد، یکی از کلیشه‌های رایج در اتمسفر سیاسی ایران را نیز عمیقا به چالش کشید؛ این کلیشه، «نامعقول بودن رادیکالیسم» است.

این باور که از سوی جناح اصلاح‌طلب جمهوری اسلامی نیز به شدت تبلیغ شده و می‌شود مبتنی بر یک مغالطه است. در این گفتمان، میان مطالبات و خواست‌های رادیکال با کنش‌های خشن و مخرب خلط می‌شود. به عبارت دیگر، این گروه از مخالفان رادیکالیسم، میان مباحث، نقدها، دیدگاه‌ها، خواست‌های رادیکال با کنش رادیکال و همچنین میان کنش رادیکال ضابطه‌مند و اصولی با رادیکالیسم توام با خشونت و افراط مرزی نمی‌گذارند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»