رسول بداقی عصر پنجشنبه، ۵ مهرماه ۱۴۰۳ بعد از اتمام مرخصی با بدرقه معلمان به زندان بازگشت.
این فعال صنفی معلمان با پیگیری خانواده و وکیل خود، رامین صفرنیا و حمایت معلمان برای شرکت در مراسم عقد و عروسی دخترش یک هفته به مرخصی آمدهبود.
بداقی در پیام خود از همهی همکاران فرهنگی، دوستان و بستگانی که در برگزاری آیین عروسی دخترش، به شیوههای گوناگون زمینههای دلگرمی و شادی وی و خانوادهاش را فراهم کردند، و آنها را تنها نگذاشتند سپاسگزاری کرد.
وی نوشت: «در روند مبارزات آزادیخواهانه ای که در پیش دارم، خود را وامدار معلمان دانسته و از توهم خودبزرگبینی به عقلانیت، منطق و تجربه پناه میبرم.»
او در پیام کوتاه خود تاکید کرد که در راه مبارزه برای رهایی مردم از یوغ ستمگران آنچه مهم است عشق به مبارزه است، بر ایستادگی تاکید کرد و توضیح داد که «به گمانم همهی کسانی که برای رسیدن به شهرت و مقام یا ثروت راه مبارزه را برگزیدهاند، نه خود به آرزویشان خواهند رسید و نه یک گام مردم را به رهایی نزدیک خواهند کرد.»
نامه او نیز با «امید رهایی مردم ایران» به پایان رسیده است.
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار تصویر بدرقه و نامه قدردانی وی نوشت که رسول بداقی بدون هیچ مدرک مستند و تنها با پروندهسازی ضابطان به ۵ سال حبس ظالمانه محکوم شده و نیمی از آن را گذرانده است اما با مرخصی وی که باید ماهانه باشد و آزادی مشروط ایشان مخالفت میشود.
داوطلب در اعلام خبر مرخصی وی پرسیده بود: اگر بداقی در کشور دیگری بود چگونه از وی استقبال میشد؟
در مدت مرخصی وی، تصویری از دیدار فعالان با وی در خانهاش منتشر شد؛ به گونهای که با وجود ملاحظات امنیتی، به باور برخی در خانه وی جای سوزنانداختن نبود. بسیاری در آن تصویر جا نشدند و برخی به صورت خودخواسته به دلیل همان ملاحظات تلاش کردند در تصویر دیده نشوند.