ناصر دانشفر
در دوران دانشآموزی به دلیل گنجاندن متونی چون پطرس و دهقان فداکار توسط نگارندگان اهل فن در کتابهای درسی، ما جوانان دههٔ شصتی چنان دلبستهٔ وطن شدیم که شاید بخش قابلتوجهی از دلاوریهای رزمندگان دفاع مقدس، مرهون همین آموزشها باشد.
شاید خوانندگان محترم بر این عقیده باشند که عرق ملی جزئی از ذات آدمیان است و یک امر اکتسابی نیست. نمیدانم، ممکن است که اینگونه باشد، اما این را میدانم که این حس در برهههایی از تاریخ ملتها، هیچگونه نمودی نداشته و انگار چیزی به نام همیتملی وجود خارجی ندارد.
برای روشن شدن مطلب و تبیین هدف این نوشتار به ارائهٔ چند نمونه از رخدادهای تاریخ کشورمان و دیگر ملل بسنده مینمایم.
در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰، ابتدا نیروهای شوروی از شمال و شرق از زمین و هوا به ایران حملهور شدند و سپس نیروهای بریتانیایی نیز از جنوب و غرب حمله کردند و شهرهای سر راه را یکبهیک به سرعت اشغال کردند و هر دو به سمت تهران حرکت کردند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد.
حمله به شمال عراق در ۴ ژوئن ۲۰۱۴ با تهاجم داعش به سامرا و اشغال چندین شهر آغاز و با تصرف بر موصل در ۱۰ ژوئن و تکریت در ۱۱ ژوئن پایان یافت.
در اواسط ماه اوت سال ۲۰۲۱ تمام شهرهای کوچک و بزرگ افغانستان طی چند روز توسط طالبان به تصرف درآمد و مقدمات ورود طالبان به کابل فراهم گردید. در ۱۵ اوت، اشرف غنی رئیس جمهور از کشور فرار کرد و طالبان بدون خونریزی کاخ ریاست جمهوری را تصرف کردند.
آیا در این موارد مردم ایران، عراق و افغانستان حسی به وطن نداشتند؟ چرا مردم این کشورها در آن برهههای حیاتی هیچگونه دفاعی از سرزمین مادری نمیکنند و در برابر سربازان مهاجم و دشمنان خارجی واکنشی از خود نشان نمیدهند؟ آیا جز این است که مردم خسته و رنجیده از حکومت مرکزی، آنقدر از وضعیت موجود آزردهخاطر بودهاند که حس وطن دوستی خویشتن را سرکوب و برای رهایی از ظلم و ستم حاکمان دل به بیگانگان میبستهاند؟
ما در ماههای پایانی جنگ ایران و عراق خود شاهد تغییرات ماهوی در جبهههای جنگ بودیم. عراق که چندین سال در موضع تدافعی قرار داشت، به یکباره حالت آفندی به خود گرفت و در چند محور به خاک کشورمان نفوذ و بخشهایی از آن را برای مدت کوتاهی تصرف کرد. در همین ایام سازمان مجاهدین خلق، این خائنان به وطن آنقدر جسارت پیدا کردند که با پشتیبانی صدام جنایتکار بنای فتح تهران نمودند و شهرهای غربی را یکی پس از دیگری متصرف شدند. چرا رزمندگانی که برای ذره ذره خاک وطن از جان مایه گذاشته بودند، به یکباره این همه بیانگیزگی از خود نشان میدادند؟ آیا این گونه کنش از جانب آن مردان مرد، دلیلی به غیر از شکستن باورهایشان میتوانست داشته باشد؟
امروز، روز سومی است که مخالفان اسد دوباره عزم سرنگونی او کرده و از ناحیهٔ محصور خویش پا را بیرون نهاده و چون برق و باد، شهرهای سوریه را تصرف نموده و خواهند کرد. چرا؟ چرا ارتش شام بدون شلیک حلب و دیگر مناطق را تقدیم مهاجمان مینماید و بشار مجبور است که به مانند دورهٔ پیشین دست به جانب ایران و روسیه دراز کند؟ آیا علتی جز عدم مقبولیت خاندان اسد برای این اتفاقات محیرالعقول وجود دارد؟
بله، آمریکا، اسرائیل، ترکیه و برخی دیگر از کشورهای منطقه و فرامنطقهای پشت این یورش جدید میباشند، اما عدم مقاومت و فرار را بر قرار مرجح دانستن به این شکل حقیرانه چه دلیلی جز بیانگیزگی ارتش تحت فرمان فرزند خلف حافظ اسد دارد؟
مردم این ناحیه از جهان سالهاست که تحت ستم خاندان اسد، روز خود را شام میکنند و اینک کدخدای جهان به همراه دیگر دول صاحب منافع در منطقهٔ شامات از این واقعیت بهره گرفتهاند و در پی رسیدن به منافع خود میباشند. این واکنشی طبیعی از جانب مردم سوریه است و نمیتوان آنها را به دلیل عدم ایستادگی در کنار دیکتاتور کشورشان شماتت نمود. این معلولی است که علت آن خودزنی مردم برای رهایی از یک ستمپیشه حتی بدست مثلاً ارتش آزاد سوریه است، هرچند که ماهیت این جمع از داعش، جبهةالنصره و دیگر گروههای تکفیری و سلفی شکل گرفته باشد.
جناب خامنهای، رهبر معظم به خداوندی خدا من این روزهای شوم را در آیندهای نهچندان دور در ناصیهٔ مردم ایران نیز میبینم. میترسم که برای رهایی از شر نظام ولایی به استقبال شیطان هم بروند. بیدار شوید، تسلیم حزبالله و شاید سقوط قریبالوقوع اسد، زنگ خطری برای ایران ماست.
تنها راه فرار شما از این ورطه، تن دادن به رفراندوم و تحویل مسالمتآمیز حکومت به صاحبان حقیقی آن یعنی مردم است. میدانم که قدرت شیرین است و ترک آن دشوار، اما ماندن بر این اریکه آن هم چند روز بیشتر به قیمت نابودی ایران جفایی است که تا ابد موجبات لعن و نفرین را برای شما به ارمغان خواهد آورد. عجله کنید، وقت تنگ است.
عزت زیاد