رستم شجاعی مقدم
حماقت و سماجت ساختارهای دیکتاتوری در ستمگری و ایستادگی در برابر خواستها و آرمانهای مردم در واقع به انباشت نیروی ملتها در پشت سدی از خشم منجر میشود که بالاخره دیوارها را فرو میریزد و راه خود را میگشاید تا حرکت رو به جلو و بقای خود را حفظ نماید.
در این میان دورانی وجود دارد که از اولین قدم انحراف حکومت از اهداف مردم تا مرحله خروج خشم از کنترل همه مولفههای بازدارنده طول میکشد، گاهی آرامش ظاهری این مدت حاکمان ابله و ساختارهای خالی از دانش را فریب میدهد و آنها با آنکه در خروجی سیل بنیان کن خشم ملت ایستادهاند اما در لذت آسودگی احمقانه خود غوطهور میمانند، این دوره را میتوان تکوین اراده ملی نامگذاری کرد.
در اکثر موارد (سقوط ساختارهای دیکتاتوری) سرعت و شدت سقوط و فروپاشی تعجب بسیاری از ناظران روز ، حتی اهالی دانش اجتماعی را برمیانگیزد، عمده این احساس تعجب ناشی از مشاهده آرامش ظاهری و شنیدن صدا و تظاهرات قدرتمندانه دستگاه دیکتاتوریها و نادیدن نیروگیری و آمادگی آرام اژدهای خشم ملتها است.
در واقع کسانی که لحظات و روزهای فروپاشی ساختار سنگین این حکومتها را با تعجب مشاهده میکنند، در طول زمان تکوین آرام مقدمات چرت زدهاند و با صدای آخرین بخش اکران بیدار شدهاند.
مواردی که شدت خشم ملتها را نیرومندتر میکند:
۱- بی اعتنایی آشکار حکومت به خواستها و درد و رنجهای مردم, به ویژه جوانان، چه از جانب مقامات و چه نهادهای حکومتی
۲- گزارشات دروغ و بدون پیوند با وضعیت اجتماع و زندگی مردم، این نوع ادعاهای حاکمان نوعی نادان پنداری مردم است.
۳- خلف وعده و اعمال فریبکاری، به ویژه تبدیل آن به رویه دایمی
۴- فرار از پاسخگویی و نقض آشکار قانون و همچنین ارزشهای ادعایی
۵- بی اعتنایی به صدای مردم و نخبگان واقعی جامعه
۶- کابرد بی ملاحظه زور اسلحه علیه مردم خود
۷- کاربرد معکوس کلمهها و عبارتها علیرغم شعور اجتماعی
۸- آشکار شدن آثار تصمیمات ویران کننده حکومت و توسل به انکار درمانی
۹- خدشه بر عزت ملی و جایگاه جهانی کشور در اثر جهتگیریهای غلط حکومت
۱۰- حذف مردم از تعیین سرنوشت و ترسیم راه آینده
روشن است که دامنه عواملی که ملتها را خشمگین میکنند گسترده است و البته زمانی که حکومت بنایی بر اصلاح روندها و آشتی با اراده ملت نداشته باشد ساعت فروپاشی بالاخره فرا خواهد رسید و شدت و سرعت آن به میزان نیروی خشمی بستگی دارد که پشت سد حکومت آبگیری شده باشد، اگر دانش و بیداری باشد هیچ جای تعجب ندارد!