حمید آصفی
بعد از تضعیف شدید نیروهای موسوم به نیابتی حکومت ایران، ما شاهد صداهایی از داخل حکومت هستیم که خواهان تجدید نظر نظام در سیاستهای هستهای است.
آیا واقعاً جمهوری اسلامی به سمت ساخت چندین سلاح هستهای در حرکت است؟
برای پاسخ دادن به این پرسش ما باید به این موضوع دقت کنیم که حکومت ایران درصدد این است که امکانات و متریالهایی را فراهم کند که اگر تصمیم سیاسی گرفت بتواند با آمادگی بیشتری به سمت ساخت سلاح هستهای برود.
گزارشهای وسیعی از آژانس و سایر دولتهای اروپایی هست که ادعا دارند حکومت ایران دارد مواد و محصولات اولیه را جهت ساخت بمب آماده میکند. اما حکومت برای این تصمیمگیری سرنوشت ساز با چالشهای بزرگی روبرو میباشد.
این اقدام حکومت سبب ساز واکنشهای تند اروپا و امریکا و اسرائیل خواهد شد.
موضوع دیگر این است که بلوک قدرت در این موضوع ظاهراً به اجماع کافی نرسیده است. از طرفی برای اسرائیل هم اکنون موقعیت مناسبی است که تا قبل از روی کار آمدن آقای ترامپ بخواهد اقدامی علیه تاسیسات هستهای ایران انجام بدهد.
اما اسرائیل واقعاً به اراده جنگ دست یافته است؟
دلایلی وجود دارد که میتواند این اتفاق را عملیاتی کند.
نخستین دلیل این است که الان در لبنان آتش بس برقرار شده و احتمال این هم وجود دارد که به زودی این آتش بس نیز در غزه به اجرا درآید. دومین دلیل این است که سوریه به طور کامل از مدار نفوذ حکومت ایران خارج شده است.
سومین دلیل این است که دولت عراق در حال فشار جدی بر نیروهای حشدالشبی است که هیچ گونه اقدامی علیه اسرائیل انجام ندهند.
چهارمین دلیل که شاید مهمترین دلیل باشد این است که روسیه با چشماندازی که نسبت به دولت ترامپ درباره اوکراین دارد، دیگر هیچگونه حمایتی از حکومت ایران نخواهد کرد. که البته این حمایت احتمالی صرفاً میتواند مثلاً در شورای امنیت باشد!!
پس سقوط اسد این پیام را دارد که به طور کامل روسیه از محور ایران جدا شده است و چینیها هم عملاً در این فضای دو قطبی مطلقاً از ایران حمایت نخواهند کرد. پس تا ژانویه به احتمال زیاد فرصت بسیار خطرناکی برای برپا کردن یک جنگ برعلیه حکومت ایران وجود دارد.
البته این تماماً بر عهده حکومت ایران است که بخواهد وارد مسیر ساخت بمبهای هستهای بشود یا نشود. اگر حکومت ایران بخواهد به سوی مسیر ساخت بمبهای هستهای حرکت کند باید بمب هستهای را تست کند و حکومت به شرطی این مسیر را میرود که خطری جدی متوجهاش نشود، که این البته محال است. زیرا با نزدیک شدن به ساخت سلاحهای هستهای هم از طرف اسرائیل و هم امریکا و اروپا تمام صنایع هستهای زده خواهد شد و حکومت ناچار است که وارد یک جنگ گسترده بشود که اگر این اتفاق بیفتد این بار کل تمامیت ارضی ایران به خطر خواهد افتاد. به همین دلیل تا این لحظه حکومت ایران اراده سیاسی برای ساخت بمبهای هستهای از خود نشان نداده است.
از طرفی دیگر آقای ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی گفت که با ایران وارد جنگ نخواهد شد اما در تازهترین اظهاراتش اعلام کرده که گزینه جنگ را هم رد نمیکند.
در این این فاز ترامپ چه میتواند بکند؟
در اولین فاز به جز تحریمهای گسترده میتواند به سمت محاصره دریایی و بازرسی کشتیرانی که به سمت ایران در حال حرکت هستند بشود. این خود زمینه اقدام نظامی را فراهم مینماید. در آن شرایط اسرائیل با این تصور که پدافند ایران آسیب جدی دیده است دست به عملیات غافلگیرانهای خواهد زد و حمله گستردهای را بر علیه تاسیسات هستهای و زیرساختهای نفتی ایران را در دستور کار قرار خواهد داد و اقدامات خرابکارانه گسترده نیز در دست اقدام خواهد داشت که در نهایت میتواند حداقل زمان رسیدن حکومت ایران به سمت بمب هستهای ۳ الی ۴ سال به عقب بیندازد.
در این شرایط امیدواریم هرگز این جنگ خانمان سوز رخ ندهد در غیر اینصورت در لهیب این آتش چه چیزی از ایران باقی خواهد ماند؟