راهبردها در راهبندان حماقت!! حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران گرفتار هویتی خودساخته و بدون پیوند با عقلانیت شده است

رستم شجاعی مقدم

در روابط بین‌الملل و سیاست خارجی همه بازیگران با عقلانیت و حسابگری دقیق و به منظور دست‌یابی به منافع بیشتر ضمن صرف هزینه کمتر به عرصه جمعی ورود می‌کنند.
سلطه تمام و کمال عقلانیت، منفعت و امنیت بر میدان روابط بین‌الملل اجازه یکه‌تازی به هیچ بازیگری را نمی‌دهد، چرا که لازمه تعامل و بازی با جمع تعدیل و سازگاری با قواعد میدان بازی است.
هر چند تمایز و تفاوت در هویت و منافع ویژگی پذیرفته شده همه کشورها (دولت ملتها) است، اما به هیچ دولتی اجازه داده نمی‌شود که جهان را به میل خود تغییر دهد.
در این میان سازگارترین دولت با بیشترین تعداد از اعضای جامعه جهانی قطعا با اقبال جمعی بیشتری روبرو شده و امکان تعامل و شراکت بیشتری را کسب می‌کند و در نتیجه در کسب منافع حداکثری و با هزینه کمتر موفق‌تر خواهد بود.
هر چه دامنه ناسازگاری یک حکومت بیشتر باشد و هر چقدر که ناسازگاری به هویت آن حکومت گره خورده باشد، تعارضات آن با جامعه جهانی بیشتر خواهد بود و در نتیجه به کمترین منافع و با تحمل سنگین‌ترین هزینه‌ها دست خواهد یافت، چه بسا کار تعارض به جایی کشانده شود که دیگر هیچ سطحی از منافع ملی را نتواند تعقیب کند.

حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران گرفتار هویتی خودساخته و بدون پیوند با عقلانیت شده است که ابتدا با جهان پیرامون ایران و سپس با جامعه جهانی در موضوعات حیاتی امنیت جمعی، اقتصاد و نظم درگیر شده است.
در داخل ایران نیز خردستیزی سیستماتیک به هویت ساختار سیاسی تبدیل شده و با تمامی ارزشهای اجتماعی از قبیل عقلانیت، دانش، صداقت، زیبا سندی و… در تقابل قرار گرفته است.
اکنون راهبردهای داخلی و خارجی در راهبندانی از تعارضات غیرقابل رفع گرفتار شده‌اند، همزمان هویت تعریف شده حاکمیت هر گونه تغییر را مساوی مرگ خود میداند.

آنچه جامعه ایران را در قبال این شرایط دشوار ناتوان ساخته است نبود ساختار مدنی، مرجعیت اجتماعی قابل اعتماد، و وفاق ملی بر امور اساسی و اضافه بر آن تولد طبقه‌ای است که از قبل خردستیزی ساختاری بر مناصب و فرصتهای حکومتی دست یافته و از ادامه آن سود می‌برند.

مصداق‌های حماقت در روابط بین‌الملل:
۱- ورود به جامعه جهانی با قاعده تعارض هویتی با اصل جامعه پذیری
۲- برداشت غلط از ایدئولوژی و ورد به جهان سیاست با هدف حذف عقلانیت و دانش از این عرصه
۳- عدم ملاحظه و محاسبه منابع و امکانات ایران با خواسته‌های بسیار فراتر و اساسا غیر ممکن
۴- حذف عقلانیت و دانش از مراحل شکل‌گیری تا تدوین و اجرای سیاست‌ها
۵- توسعه سطوح تعارض و همزمان تعمیق شکاف هویتی با گشودن جبهه‌های جدید در داخل و خارج
۶- تحریک و تهدیدات پرتیراژ در تمامی سطوح شعاری و عملی در داخل و خارج به ویژه نظامی‌گری ، تولید اسلحه، حمایت از حمله پوتین به اوکراین، تهدید به بستن آبراه‌ها ( در داخل قانون حجاب اجباری و….)
۷- نادیده گرفتن ضرورتهای زیست مشترک، ناسازگاری برنامه‌ها با حفاظت از محیط زیست و آب و…
۸- بی‌اعتنایی به صدای عقلانیت که ضرورت تغییر را گوشزد می‌کند.

۱۴۰۳/۹/۲۹

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»