حمید آصفی
در دنیای امروز، جغرافیای قدرت دیگر تنها بر اساس سرزمینها و مرزها تقسیم نمیشود. اقتصاد، که روزی در سایه سیاست قرار داشت، اکنون ابرقدرتی شده است که تمام عرصهها را تحت کنترل دارد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران همچنان مشغول کندوکاو در دنیای ژئوپلیتیک است؛ گویی از فضای مدرن عقب مانده و در جستجوی جعبه جادویی است که اقتصاد جهانی را به نفع خود بچرخاند. اما آیا ایران واقعاً میداند که به کجا میرود یا هنوز در تلاش است بگوید «غلط کردهایم» و همه چیز را برای خود درست کند، درست مانند رویکردش در سیاستهای نظامی؟
۱. اقتصاد جهانی: برپایه تاریخچهای پُر شکوه یا دنیای جدید؟
در حالی که کشورهای پیشرفته دنیا در جریان راهحلهای هوشمندانه اقتصادی و سیاستهای ژئواکونومیک برای تسلط بر بازارهای جهانی هستند، ایران به طور مداوم در دایرههای بیپایان ژئوپولتیک خود میچرخد. گویی جمهوری اسلامی باور دارد که هر چالش جهانی باید با دندانهای تیز نظامی حل شود. در حالی که چین در حال توسعه یک آیندهی اقتصادی است که حتی ماسکها هم قادر به رقابت با آن نخواهند بود، ایران همچنان به دنبال «شکار» دشمنان در سایه مرزهای خود است. آیا به راستی جمهوری اسلامی هنوز در دنیای کهنه مرزها زندگی میکند یا فقط در فرار از واقعیتهای مدرن؟
۲. چالشهای اقتصادی: نفت، دلار و توهمات کافی نیستند
حاکمیت ایران، که سالهاست سعی کرده با تکیه بر منابع طبیعی به دستاوردهای اقتصادی بیشتری دست یابد، هنوز نتوانسته راهی پایدار برای تبدیل نفت به توسعه اقتصادی پیدا کند. به جای فکر کردن به سرمایهگذاری در صنایع نوین و بهبود زیرساختهای اقتصادی، جمهوری اسلامی ایران همچنان با امید به آیندهای نامشکل دلخوش است. این در حالی است که در دنیای جدید، کارتهای نفتی برآوردهکننده نیازهای روز نیست و هیچکس حاضر به بازی با آنها نیست. گزارشهای اقتصادی مؤسسات معتبر نشان میدهد که نرخ بیکاری و تورم در ایران به سطوح بیسابقهای رسیده است. آیا حاکمیت ایران به واقع با وضعیت کنونی خود وضوح چشمانداز را نمیبیند؟
۳. نمونههای موفق: امارات، سنگاپور یا مالزی، راهبردهای اقتصادی
در این زمانه، مثالهای موفق در دنیای اقتصاد به وفور میجوید. امارات متحده عربی، سنگاپور و مالزی به عنوان سه کشور نمونهای از پیشرفت سریع و چشمگیر در اقتصاد هستند. امارات با سرمایهگذاریهای کلان در زمینههای گردشگری و املاک، اقتصاد خود را تقویت کرده است. سنگاپور با برنامههای توسعهی اقتصادی و نوآوری، خود را به عنوان یک قطب اقتصادی در جنوب شرق آسیا قرار داده است. مالزی با توجه به منابع طبیعی و گردشگری، اقتصاد خود را در حال پیشرفت نگه داشته است.
این کشورها به خوبی دریافتهاند که برای تسلط بر بازارهای جهانی، باید از قدرت اقتصادی و فناوری استفاده کنند. در حالی که حاکمیت ایران در حال تلاش برای برپایی تسلط بر مرزهای خود است، این کشورها با برنامههای توسعهی اقتصادی خود به موفقیتهای چشمگیری دست یافتهاند. آیا ایران میتواند از این تجربیات برای پیشرفت اقتصادی استفاده کند یا هنوز در مسیر غلط ژئوپلیتیکی است؟
۴. چین: آیندهنگری یا قدرت لحظهای؟
چین با سیاستهای هوشمندانهاش به سرعت در حال تبدیل شدن به قطب اقتصادی جهان است. بر اساس پیشبینیها، چین به زودی تولید ناخالص داخلی خود را به اندازه ۴ تریلیون دلار بیشتر از ایالات متحده خواهد رساند. این کشور فهمیده که برای رسیدن به قلههای قدرت جهانی نه به جنگ و خونریزی بلکه به همگرایی اقتصادی و نوسازی زیرساختها نیاز دارد. چین نه به دنبال اشغال سرزمینهاست و نه به دشمنیهای بیپایان. به نظر میرسد فرمول موفقیت چین در راستای منافع ملیاش با رویکردهای بیپایان و خستهکننده ایرانی در تضاد است.
۵. سیاستهای جمهوری اسلامی: در دنیای دشمنشناسی
در حالی که چین در حال تسخیر بازارها با برنامههای اقتصادی دقیق است، جمهوری اسلامی ایران همچنان به مبارزه با دشمنان خارجی خود مشغول است. در این میان، بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در داخل کشور، زندگی مردم را تحت فشار قرار دادهاند. داستانهای واقعی از زندگی مردم در ایران نشان میدهد که چگونه این سیاستها بر روی معیشت خانوادهها تأثیر گذاشته و دامنگیر قشرهای متوسط و ضعیف جامعه شده است. آیا زمان آن نرسیده که جمهوری اسلامی دیدگاههای توانمندساز و واقعنگرانهتری را جایگزین رویکردهای نظامی کند؟ جوابی منفی است مگر اینکه تغییرات بنیادینی در ساختارهای جمهوری اسلامی به وجود آید، که البته در این شرایط دیگر چیزی از جمهوری اسلامی فعلی باقی نمیماند.
۶. نیکویی چین: خود را در معرض ژئوپلیتیک قرار ندهیم!
چین بارها تأکید کرده است که به دنبال تبدیل شدن به یک ابرقدرت نظامی نیست، در حالی که جمهوری اسلامی تمام تلاشش را صرف مقابله با دشمنان فرضی میکند. در اینجا، مقایسه دو کشور قابل تأمل است: ایران در حالی که به دنبال یک دنیای نظامی است، چین در پی ثبات داخلی و گسترش قدرتش بهطور اقتصادی است. آیا این وضعیت به این معنا نیست که جمهوری اسلامی در چاه ژئوپلیتیکی گیر کرده و از دیدگاه توسعه انسانی خبری نیست؟
۷. نتیجهگیری: چرا به دنیای کهنه و شکستخورده بازمیگردند؟
تا نگارش این مقاله، جمهوری اسلامی نمیخواهد به واقعیتهای جهانی پاسخ دهد و از سیاستهای خود از مسیر پرخطر ژئوپلیتیک به جادهای امنتر و پایدارتر در ژئواکونومیک تغییر دهد. جمهوری اسلامی به دلیل عدم اعتماد به توسعه متوازن و پایدار نمیتواند به جای درگیر شدن در بازیهای جنگی، به دنبال رشد و توسعه اقتصادی و شبکههای تجاری نوین باشد. هرچند صدایی متفاوت از درون ساختار قدرت حاکم به گوش میرسد که این مسیر پرخطر را باید کنار گذاشت، ولی این صدا فعلاً هژمونی ندارد. روشنفکران و الیت مترقی و پیشرو جامعه مدنی و معتبر و مستقل و معترض با الگوگیری از تجربههای توسعه جهانی و بهویژه معجزه اقتصادی چین، به الگوی توسعهای توجه دارند که در همگرایی اقتصادی و توسعه زیرساختها، نوری از امید به آیندهی بهتری برای مردم ایران باشد.
علاوه بر این، به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده است که مردم و جامعه مدنی ایران به دنبال یک حکمرانی دموکراتیک و توسعهبخش برای رفاه اجتماعی و اقتصادی باشند. هر نظام حکمرانی که در ایران در قدرت باشد، باید بتواند از رویکردهای عقلانیتر و واقعنگرانهتر بهرهبرداری کند و میتواند با مسیرهای جدید به رشد و ثبات دست یابد. آیا واقعاً جمهوری اسلامی با ایدئولوژی و استراتژی نفوذ ژئوپلیتیک و تقویت محور مقاومت، فرصتهای جهانی رشد و توسعه را به واقعیت تبدیل خواهد کرد یا همچنان سقوط در دنیای خیالات و توهمات ادامه خواهد یافت؟ این جواب منفی است، اما الیت و روشنفکران ارگانیک ایران باید بر یک الگوی رشد و توسعه متوازن در دستور کار پژوهشی و برنامهای خود قرار دهند، زیرا روزگار چنین نمیماند و جمهوری اسلامی قطعاً در این مسیر به شکست و بنبست خواهد رسید.