تئوری توطئه و آموزش به زبان مادری

محسن رازدار-

بیماری توطئه پنداری (پارانویا) به بخش جدایی ناپذیر اندیشه و تحلیل سیاسی در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است به وجهی که ” با نادیده گرفتن این پدیده که تقریبا در تمام منطقه همه گیر است، برخی از ویژه گیهای دنیای سیاست جهان عرب و ایران در پرده ای از ابهام فرو خواهد رفت. بررسی اوضاع این منطقه بدون در نظر گرفتن ” دست پنهان” مهانقدر زیان بار است که مطالعه اقتصاد امریکا بدون وال استریت و یا سیاست های اتحاد شوروی [سابق] بدون مارکسیسم لنینیسم” [1]

در ایران، با توجه به پدیده بالا، هر رویدادی به سادگی با جمله “کار انگلیسی هاست” تفسیر می شود. در همین رابطه بحث و جدل سیاسی در کشور از واژه های زیر انباشته است:

” توطئه، جاسوس، [دشمن]، وابسته، خطر خارجی، دست های خارجی، نفوذ بیگانه، اسرار، عروسک، ستون پنجم، نوکر استکبار، پشت پرده و پشت صحنه، بکار بردن واژه های بالا در گفتمان سیاسی ایران به این مفهوم است که نخبگان سیاسی داخلی، عروسک هایی اند که با بندهای پنهان قدرت های خارجی مهار شده اند. پیام این است که یک ناظر با هوش باید از ظواهر چشم پوشی کرده و روی پیوند های پنهان دقت کند. تنها در آن زمان است که می توان از توطئه سر درآورد، به دستور کار پنهانی پی برد و مجرمین حقیقی را شناخت “[2]

توطئه پنداری و بدگمانی بیمارگونه، در کشورهای غربی نیز مشاهده می گردد. اما در ایران مدرن بیشتر از کشورهای دیگر رایج است. به گمان آقای ابراهامیان در غرب ترس از دسیسه، چه واقعی و چه خیالی، در زمان های ناامنی مانند جنگ، انقلاب و یا بحران اقتصادی بروز می کند اما در ایران در تمام نیمه سده گذشته فراگیر بوده است. در غرب بیشتر به گروه های کوچک محدود می شود که بجای برانگیختن نگرانی در خط اصلی (mainstream) سبب خنده می گردد. در ایران در عوض، جنون بدگمانی تمام جامعه را فرا می گیرد و به تمام طیف های سیاسی کشور ازجمله، سلطنت خواهان، ملی گراها، چپ ها و بی شک طرفداران خمینی سرایت می کند.[3]

بیماری مزبور که مفهومی کاملا سیاسی دارد، به شکل افراطی اش در دوران اخیر در گستره نیروهای سیاسی قابل مشاهده بوده است. اما هر نیرویی بنا به بینش و فلسفه سیاسی اش بر توطئه ای خاص و بازیگران ویژه ای انگشت گذاشته است:

برای خمینی استعمار به کمک اقلیت ها [قومی- ملی] که ستون پنجم دشمن را تشکیل می دهند، تهدید دائمی برای مردم مسلمان بشمار می‌ آمد. برای چپ ها، امپریالیست ها به کمک طبقات بالای جامعه، علیه کارگران و دهقانان کشور توطئه می چیدند. ….. سلطنت خواهان باور داشتند که قدرت های خارجی به ویژه انگلیس و روسیه، مرتب می کوشند که سلسله پهلوی بویژه سلطنت محمد رضا شاه را سرنگون کنند.[4]

بی شک این بیماری ریشه تاریخی دارد. کشور ما در چند سده گذشته محل تاخت و تاز آشکار و پنهان قدرت های استعماری بوده است به گونه ای که اغلب تصمیم های سیاسی کشور بدون صوابدید و یا نفوذ آنها اتخاذ نمی شد. البته آقای مجید تهرانیان گرایشات توطئه پنداری را ناشی از روحیه میهن پرستی ایرانیان می داند. و بگمان دانیل پیپس (Daniel Pipes)، باور های اسلامی نیز در پدید آوردن گرایشات توطئه پنداری و بدگمانی مزمن دخیل اند.

بهرروی، بدگمانی بیمارگونه، بطور آشکار در گفتار و تحلیل های رهبران کشور و حتی صاحب نظران سیاسی کشور دیده می شود که نمونه هایی از آنها را در زیر خواهیم دید:

در زمان انقلاب بهمن، خمینی در این جا و آنجا و همه جا توطئه می یافت. ادعا داشت که تمام جهان علیه ما صف آرایی کرده اند. حتی از اصطلاح چپ و راست بهره می گرفت که نشان دهد چگونه جمهوری تازه تاسیس، ظاهرا به محاصره سلطنت خواهان و مارکسیست ها در آمده است

و خامنه ای بدگمانی بیمار گونه خود را در امورداخلی با کلید واژه “دشمن” بیان می سازد. چنانچه در خیزش آبان ماه ۹۸ که در ۲۷ استان کشور روی داد و نظام دینی با چالش بی سابقه تهیدستان و اقوام، از جمله در خوزستان و کردستان روبرو گردید، دست های ” دشمن ” را می دید که از آستین همیشگی آمریکا، اسرائیل و عربستان بیرون می آمد.

اما شوربختانه بد گمانی های بیمارگونه در پندارهای رهبران دینی و دست اندرکاران کشور خلاصه نمی گردد و در سطح جامعه و حتی در باورهای روشنفکران مخالف نظام نیز ریشه های ژرفی دارد. این امر از دید ناظران خارجی مقیم ایران نیز دور نمانده است. ریچارد کاتم که مدتی در زمان شاه در ایران اقامت داشت، برای نمونه بد گمانی ایرانیان را به عنوان عملی که از یادگیری زبان های محلی جلوگیری می کند چنین شرح می دهد:

” برخی از ایرانیان انقدر در مورد زبان های محلی و اینکه به عامل تفرقه تبدیل شوند، حساسیت دارند که برای ریشه کن کردن آن ها بطور منظم برنامه می ریزند. حتی ایرانی های لیبرال هم با آموزش اجباری زبان فارسی و ممنوع کردن چاپ مطلب به زبان ها غیر فارسی روی خوش نشان می دهند”[5]

آقای منوچهر یزدی نیز تدریس بزبان مادری را ” توطئه ای ” برای تجزیه ایران می سنجد:

” آیا کسانی که نسخه فدرالیسم برای جامعه ایران می پیچند، شرایط اجتماعی، سیاسی و جغرافیایی کشور را در ک کرده اند؟ آیا کسانی که امروز دغدغه خاطرشان زبان اقوام است توجه دارند، استقلال زبان ترکی، کردی و عربی و گسستن از زبان فارسی، سر آغازی است برای توطئه های بعدی و سپس تجزیه و جدایی….؟!”[6]

و آقای کاوه فرزند ملت، آموزش به زبان مادری را ” تلاش نهفته برای تجزیه ایران” می سنجد.[7]

این در حالی است که براساس ماده ۲۷ حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل در کشورهایی که اقلیت های قومی، مذهبی یا زبانی وجود دارند، مردم متعلق به این اقلیت ها را نمی توان از حقوقشان محروم کرد . این افراد حق دارند به تنهایی یا با افراد گروهشان زندگی فرهنگی خودشان را اداره کنند و زبان خودشان را بکار برند.

ماده ۱۳ میثاق حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز تصریح کرده که تمام کشورهای عضو این پیمان، باید حق مردمانشان را برای آموزش به رسمیت به شناسند و این آموزش باید در جهتی باشد که حقوق و آزادی های اجتماعی را ترویج کند.

لازم به یادآوری است که در کبک، استان فرانسوی نشین در کانادا، آموزش به زبان مادری است. در این استان حتی علامت های رانندگی و نام خیابان ها بزبان فرانسوی نوشته شده است. این استان امور مهاجرتی خود را در دست دارد، در هیات نمایندگی کانادا در یونسکو نماینده ای از کبک نیز حضور دارد و با وجود فعال بودن حزب جدایی طلب کبک کوا, این استان از کانادا جدا نشده است چرا که این کشور از جمله حقوق فرهنگی و زبانی اقلیت فرانسوی زبان را کاملا به رسمیت شناخته است. یکی از شرایط استخدام در دولت فدرال کانادا، صحبت به هردو زبان رسمی در این کشور است. این امر مشوقی برای فرانسوی زبانان است که زبان انگلیسی را در مدارس بخوبی فراگیرند.

در آفریقای جنوبی نیز ۱۱ زبان رسمی شامل زبان انگلیسی وجود دارد و براساس ماده ۲۹ قانون اساسی این کشور حق آموزش به زبان مادری برای تمام اقلیت ها به رسمیت شناخته شده است. با این وجود بسیاری آموزش به زبان انگلیسی را ترجیح می دهند زیرا در میان زبان های برسمیت شناخته شده از جایگاه بالاتری برخوردار است.[8]

در برابر مخالفت دولت مرکزی ترکیه از جمله با برسمیت شناختن زبان و فرهنگ کردی جنگ خانمان سوزی را به این کشور تحمیل کرده است که تاکنون هزاران کشته برجای گذاشته است.

در تاریخ مدرن ایران بویژه دوران چهل ساله جمهوری جهل و جنایت، پناه بردن رهبران کشور به تئوری توطئه فاجعه بار بوده است. روح الله خمینی که در گیر پارانویای دخالت خارجی برای سرنگونی نظام دینی اش بود، جنایات بی سابقه ای را در دهه ۶۰ مرتکب شد که اوج آن در کشتار زندانیان سیاسی ۶۷ نمایان گردید. علی خامنه ای نیز تاکنون با پنداشتن دست پنهان ” دشمن ” در اعتراضات مردمی، این خیزش ها را به خاک و خون کشیده است که سرکوب وحشیانه رویداد آبان ماه ۹۸ آخرین نمونه آن بود.

پناه بردن به تئوری توطئه در موضوعات قومی از سوی کنشگران و گروه های سیاسی خارج کشور نیز حاصلی جز افزایش گرایش های جدایی طلبانه در میان اقلیت ها و ایجاد سدی در برابر ائتلاف همه نیروهای دمکرات، سکولار و پشتیبان منشور جهانی حقوق بشر علیه جمهور اسلامی نخواهد داشت و  به سرکوب اقلیت ها از سوی نظام های حاکم تداوم خواهد بخشید.

آذر ۹۸

https://www.dw.com/fa-ir/%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C/a-18051100

بر اساس ماده ۲۷ میثاق حقوق مدنی و سیاسی در کشورهایی که اقلیت‌های قومی، مذهبی یا زبانی وجود دارند، مردم متعلق به این اقلیت‌ها را نمی‌توان از حقوقشان محروم کرد. این افراد حق دارند به تنهایی یا با افراد گروهشان زندگی فرهنگی خودشان را اداره کنند و زبان خودشان را به کار برند.

ماده ۱۳ میثاق حقوق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز تصریح کرده که تمام کشورهای عضو این پیمان، باید حق مردمانشان را برای آموزش به رسمیت بشناسند و این آموزش باید در جهتی باشد که حقوق و آزادی‌های اجتماعی را ترویج کند.

ماده ۱۵ این پیمان بین‌المللی می‌گوید هرکسی حق زندگی منطبق با فرهنگ خودش را دارد. قطعنامه مصوب یونسکو در سال ۲۰۰۷ نیز تصریح کرده که حفظ زبان‌های موجود در هر کشور بر عهده دولت آن کشور است و حذف زبان موجب حذف فرهنگ و خود آن ملت می‌شود.

 

سعید پیوندی همچنین با ارائه دو نمودار نشان داد که میزان بیسوادی در استان‌هایی از ایران که زبان مادریشان غیرفارسی است، بسیار بالاتر است. همچنین این استان‌ها سطح آموزشی پایین‌تری نسبت به استان‌های فارسی‌زبان دارند.

وی در پایان با اشاره به اینکه ۳۰ درصد جمعیت ایران در مناطق غیرفارس زندگی می‌کنند، مسئله آموزش به زبان مادری و نیز آموزش زبان مادری را نه یک مسئله کم‌اهمیت، بلکه موضوعی مربوط به ۲۵ میلیون نفر از مردم ایران دانست و آن را یکی از مطالبات اصلی برای جامعه دموکرات ارزیابی کرد.

 

https://kavefarzandemelat.com/2019/10/14/%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%db%8c-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/

کاوه فرزند ملت

عادل علمی دری برای عبارات تخصصی ، از آنجا ناشی می شد که زبان آموزشی آنان ، زبان ” روسی ” بوده و زبان فارسی در کنار آن و در طی 70 سال به زبانی مهجور و فقیر تبدیل شده بود و این درست همان پیشنهاد ” شورای مدیریت گذار ” است که می خواهد زبان فارسی هم در کنار ” زبان آموزشی” کرد و بلوچ و آذری ، آهسته آهسته و در آن مناطق به زبانی مرده و مهجور تبدیل شود  !

 

 از نظام و دانشکده های افسری وحقوق و علوم انفورماتیک و مالیه و وزارتخانه های مختلف نشان خواهد داد و بعد از مدتی آذری های ایران که تحت آموزش کتب آموزشی ترکیه ای تحصیل کرده اند ، پان ترک ، خوزستانی ها ، پان عرب ، بلوچ ها خواهان پیوستن به بلوچ های پاکستان و کردها خواهان پیوستن به اقلیم کردستان عراق خواهند شد و در چنین حالت مفروضی ، دشمنان ایران و ایرانی به مقصود خود رسیده اند ! زمینه تجزیه ایران فراهم خواهد شد . انسان به هر زبانی ، آموزش ببیند ،همان زبان با خود ، فرهنگ و الگوهای رفتاری سیاسی – اجتماعی  خود را به وی نه تحمیل که در روان وشخصیت او خواهد نشاند ،  تاجیکها که به زیان روسی آموزش دیده اند وبه آن زبان می نویسند و می خوانند ، اکنون بخشی از گستره جغرافیای سیاسی ، روسیه به حساب آمده و در نزدیک مدت امکان بازگشت به زبان مادری را ندارند

با پیشنهاد شورا ما نیز باید فرزندان آذری وکرد و عرب زبان خود را عملا به ترکها و عربها و … بسپاریم تا آنان فرزندان ما را به نژاد پرستانی از نوع پان ترک و پان عرب تبدیل کرده و تخم برادر کشی وتجزیه در میان ما ایرانیان کاشته شود .

 

آموزش به زبان مادری ” تلاش نهفته برای تجزیه ” ایران ” است

ورای مدیریت گذار ” آخرین تیر ترکش “بن سلمان ” است ؟ 


شورا” در سه سند اولیه خود و در بخش ب- نظام و ساختار سیاسی آینده کشور جمله ای آورده است که میتوان آنرا تلاش خطرناک دشمان همبستگی ملی و یکپارچگی سرزمینی ایران دانست ، این جملات رامورد توجه قرار دهید :

  • رفع هرگونه تبعیض و به رسمیت شناختن حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گروه‌های اتنیکی ایران. به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در کنار زبان فارسی

در اینکه حقوق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گروه‌های اتنیکی ایران باید برسمیت شناخته شود شکی نیست اما جمله بعدی را باهم بررسی می کنیم : به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در کنار زبان فارسی … از این جمله این معنا مستفاد شده و بر می آید که در کردستان آموزش تحصیلی بزبان کردی ، در خوزستان بزبان عربی ، در آذربایجان بزبان ترکی ، در بلوچستان بزبان بلوچی خواهد بود و هر منطقه ای که خود را صاحب زبان بداند حق خواهد داشت که تحصیل ابتدایی و متوسطه و دانشگاهی را به همان زبان دنبال کرده و زبان فارسی را هم در کنار ، زبان تحصیلی فرا گیرند یعنی چند ساعت در هفته نیز به آموزش زبان فارسی اختصاص داده خواهد شد !

 

[1] – Daniel Pipes, The Hidden Hand; Middle East Fears of Conspiracy, (New York: St. Martin’s Press, 1996), 2

[2] – Ervand Abrahamian, “The paranid Style in Iranian Politics”, Khomeinism, (Los Angeles: University of California Press, 1993), 111

[3] – Ibid. 112

[4] – Ibid, 120

[5] – Richard Cottam, Nationalism in Iran, (Pittsburgh: University of Pittsburgh Press,1964), 32

[6]  – منوچهر یزدی، گفتمان قومگرایی یک فتنه غربی است، در تارنمای مرز پر گهر به نقل از حزب پان ایرانیست

[7]  – کاوه فرزند ملت، آموزش به زبان مادری “شورای مدیریت گذار” ، ” اسم رمز دشمنان ” ملت ” برای تجزیه ایران است ! در یارنمای نامبرده

[8] – World Education Blog, https://gemreportunesco.wordpress.com/2016/02/22/south-africa-proof-that-language-in-school-can-be-a-source-of-grievance-if-not-done-right/

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»