احد قربانی-
مشروطیت و قانون اساسی چیستند و چه ویژگیهائی دارند؟ تاریخچه مشروطیت در جهان و ایران کدام است؟ قانون اساسیها و بازنگریها گوناگون آنها، در تاریخ ایران چگونه انجام شد؟ رابطه مشروطیت با شریعت چیست؟ پدران ما روی چه موضوعهای مربوط به مشروطه، قانون اساسی، قوانین عرفی و شرعی باهم بحث و جدل داشتند؟ امروزه کجای کار هستیم؟
سعی کردم در این نوشته بسیار فشرده به این موضوعات بپردازم. این موضوعات امروزه هم بسیار مطرح است. امیدوارم با نقد، بررسی، تصحیح و تکمیل نوشته من، مرا در درک و ژرفش این موضوع مهم یاری کنید. منتظر نظرات شما هستم.
مشروطیت (constitutionalism)، قانونسالاری یا قانون اساسی خواهی[1] یعنی محدود کردن اختیارات دولت و اختیارات اکثریت جامعه نسبت به اقلیتها، جلوگیری از حکمرانی خودسرانه و حفظ منافع و آزادیهای شهروندان با مجموعهای از قوانین وضعیِ بنیادی بنام قانون اساسی (constitution) است.
شَریعت یعنی قوانین، احکام، دستورات، عبادات و اخلاقیاتی که خداوند براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است. شریعت اسلامی برداشت مسلمانان از دین اسلام است نه خود دین اسلام. از اینرو، در اسلام برداشتهای بسیار گوناگون و متفاوت از شریعت وجود دارد. متاسفانه تعریف واحدی از شریعت در اسلام وجود ندارد. حتی تعریف واحدی از شریعت در مذاهب گوناگون اسلامی نیز وجود ندارد. این اختلاف نظر از همان روز درگذشت حضرت محمد شروع شد.
شریعت اسلامی به عنوان یک نظام حقوقی در قرن اول تا سوم هجری شکل گرفت، نه در زمان حیات حضرت محمد و نه حتی در زمان فرمانروایی خلفای راشدین. عربها با خشونتی که امروز با نمونه جمهوری اسلامی، طلبان، داعش و بوکو حرام، ما آنرا بهتر لمس می کنیم در مدتی کوتاهی امپراطوری وسیعی از اسپانیا تا شمال هند تشکیل دادند.
اواخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان قوانین شرعی اسلامی در قالب مذهبهای سنی و شیعه با اقتباس و انطباق قوانین و نظام حقوقی ملتهای گوناگون پیش از اسلام، اعراب بدوی، امپراطوری غیرعرب به ویژه ایران و روم شرقی شکل گرفت. نخستین خلیفهای که تدوین نظاممند (systematic) شریعت را جدی گرفت عمر بن عبدالعزیز (١۰١-٦١ هـ.) بود.
تدوین شریعت اسلامی همچون سایر نظامهای حقوقی برای تنظیم روابط جامعهای معین در تاریخ معین صورت گرفتهاست. این قوانین بر اساس نیاز جامعه بدوی عربستان، کشورهای فتحشده و امپراطوری وسیع اسلامی در قرن دوم و سوم هجری به دست فقها و شاگردانشان که حداقل دو قرن پس از پیامبر اسلام فعالیت داشتند، تدوین شد.
پیشینه تاریخی مشروطیت در جهان
اکثر حکومتهای بزرگ باستانی یک نوعی قانون اساسی حداقل داشتند، هر چند آنرا قانون اساسی نمی نامیدند.
میانرودان و غرب آسیا
در سال ۱۸۷۷ ارنست سارزک (Ernest de Sarzec) باستانشناس فرانسوی در اکتشافات باستانشناسی خود در میانرودان، در عراق کنونی، شواهدی از وجود نوعی قانون باستانی دادگستری (Code of justice) در تمدن سومریان، از اوروکاگینا پادشاه دولتشهر سومری لاگاش، ۲۳۰۰ سال پیش از میلاد، به دست آورد. از شواهد اینطور برمیآید که در بر اساس این قوانین از زنان بیوه، یتیمان و زمینداران کوچک حمایت میشد . زنان بیوه و یتیمان مالیات کمتری پرداخت میکردند و قانون آنها را در برابر رباخواریِ ثروتمندان پشتیبانی میکردهاست.
قوانین اور-نامو
قدیمیترین قانون مکتوب کشف شده در جهان قانون اور-نامو (Code of Ur-Nammu) است که حدود ۲۰۵۰ تا ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد به دستور اور-نامو یکی از پادشاهان شهر اور[2] روی لوح سفالین حک شده بودهاست. در دهههای ١٩۵۰ و ١٩۶۰ میلادی، روی متن قطعات مختلف این لوح پژوهشهایی انجام گرفت و حدود ۴۰ بند از قانون که سائیده نشده و از بین نرفته بود، ترجمه شد.
این قوانین در باب حقوق جزا، حقوق مدنی و حقوق تجارت است شیوهی حل اختلافات و روابط خانوادگی، مالکیت و بردگی را به دقت و با جزئیات تدوین کرده است (برای مطالعه قانون به Error! Reference source not found. مراجعه کنید).
قانون حَمورابی
قانون دیگری که در منطقه میانرودان بدست آمده است و نسخهای از آن بر روی لوحی سنگی محفوظ مانده است، قانون حمورابی (Code of Hammurabi) پادشاه بابل است که در حدود ۱۷۶۰ پیش از میلاد مسیح تدوین شدهاست.
قانون حَمورابی شامل ۲۸۲ ماده در باب حقوق جزا، حقوق مدنی و حقوق تجارت است. ستونی که قوانین حمورابی بر روی آن حک گردیده از بازالت است و در حدود ۲٫۵ متر ارتفاع دارد. متن قوانین گرداگرد این ستون در ۳۴ ردیف به خط میخی نوشته شدهاست.
قانون حمورابی نخستین سند شناخته شدهایست که در آن یک فرمانروا یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اعلان عمومی میکند
باستانشناسان قانون حمورابی را در سال ۱۹۰۱ کشف کردند. ترجمه آن در سال ۱۹۰۲ توسط ژان وینسنت شل (Jean-Vincent Scheil) منتشر شد. نمونه تقریبن کامل آن در سنگ یادبود که به شکل انگشت اشاره ساخته شدهاست موجود است.
ستون حاوی قانون حمورابی در اوایل سال ۱۹۰۱ توسط گروه اکتشافی ژاک دو مورگان (Jacques de Morgan) در شوش خوزستان توسط مصرشناس برجسته گوستاو ژاکیه (Gustave Jéquier) از دل خاک بیرون آورده شد. این ستون هماکنون در موزه لوور، پاریس نگهداری میشود.
مجموعه قوانین حمورابی، با توجه به زمان تدوین آن، از قوانین روم و یونان قدیمیتر است.
مجموعه قوانین حمورابی پس از ویرانی سومر، از روی قوانین قدیم سومری ها و عادات و رسوم آن ها نوشته شده و بیشتر مندرجات آن از مجموعه قوانینی که پادشاه اور تدوین کرده بود، اقتباس شده است.
مواد قانون حمورابی:
قانون های ۱ تا ۵: درباره اصول محاکمات
قانون های ۶ الی ۲۵: درباره دزدی و مجازات دزدان
قانون های ۲۶ تا ۴۱: درباره وظایف کارکنان دولت
قانون های ۴۲ تا ۶۵: درباره امور کشاورزی
قانون های ۶۶ تا ۹۹: محو شده است و از آن ها اطلاعات ناقصی در دست است
قانون های ۱۰۰ تا ۱۲۷: درباره تجارت، قراردادها، بدهی ها و خرده فروش هاست
قانون های ۱۲۸ تا ۱۹۱: قوانین مربوط به خانواده
قانون های ۱۹۲ تا ۲۱۴: درباره مجازات و قصاص
قانون های ۲۱۵ تا ۲۵۲: درباره حقوق حرفه ای پزشکان، معماران، کشاورزان و دهقانان
قانون های ۲۵۳ تا ۲۷۷: درباره اجاره
قانون های ۲۷۸ تا ۲۸۲: درباره برده داری.[3]
نمونه هایی از قوانین حمورابی
اگر کسی شخصی را متهم کند و متهم شده به رودخانه برود و در آب غرق شود، اتهام درست بوده و اتهام زننده خانه متهم را صاحب میشود. اگر رودخانه بی گناهی متهم را ثابت کند و او بدون آسیب بیرون بیاید، اتهام زننده به مرگ محکوم است و متهم خانه اتهام زننده را صاحب میشود. اگر شخصی اتهام جرمی را نزد بزرگان (پیران) بیاورد و نتواند اثبات کند، اگر اتهام جرم بزرگ باشد مجازات او مرگ است.
اگر شخصی چیزی را از معبد یا دربار بدزدد هم دزد و هم دریافت کننده جنس محکوم به مرگ هستند.
اگر کسی از پسر یا برده مرد دیگری بدون شاهد یا قرار داد چیزی بخرد، طلا یا نقره، برده مرد یا زن، گوسفند یا گاو، خر … فرد خریدار در حکم دزد است و به مرگ محکوم است.
اگر کسی گله یا گوسفند یا خوک یا بزی بدزدد و آن متعلق به خدا یا دربار باشد باید ۳۰ برابر بپردازد.
اگر متعلق به مرد آزاد دیگری باشد باید ۱۰ برابر بپردازد و اگر چیزی برای پرداخت ندارد به مرگ محکوم است.
اگر کسی جنسی را از دست بدهد و آن را در مالکیت دیگری بیابد و این شخص ادعا کند که آن را از بازرگانی و در برابر شاهدانی خریده، و صاحب مال نیز ادعا کند که شاهدانی دارد که شهادت دهند این جنس از آن اوست، آنگاه باید خریدار تاجر و شاهدان خود و مالک نیز شاهدان خود را بیاورد و قاضی شهادت آنها را بیازماید. در اینصورت تاجر دزد به حساب میآید و به مرگ محکوم است.
اگر خریدار تاجر و شاهدان را نیاورد و مالک شاهد بیاورد، خریدار دزد است و به مرگ محکوم.
اگر مالک شاهدی نیاورد در آن صورت او بدکار است و به مرگ محکوم.
اگر شاهدان در دسترس نباشند، قاضی فرجه شش ماههای میدهد و اگر در آن ۶ ماه نیز شاهدان نیایند، فرد بدکار است و باید جریمه بپردازد.
اگر کسی برده مرد یا زنی از دربار یا از مرد آزاد دیگری را در خارج از دروازه شهر بگیرد، او به مرگ محکوم است.
اگر برده مرد یا زن فراری از دربار یا متعلق به مرد آزاد دیگری به خانه کسی بروند و او آن را به محل اعلان عمومی نیاورد رئیس خانه به مرگ محکوم است.
اگر کسی برده مرد یا زنی را در مناطق بیابد و آن را به صاحبش برگرداند صاحب برده باید دو شکل نقره به فرد بپردازد.
اگر برده از گفتن نام صاحب خود خودداری کند باید آن را به قصر آورند و جستجوی بیشتری شود تا او را به صاحبش باز گردانند.
اگر کسی سوراخی به خانهای حفر کند (برای دزدی) شخص در برابر همان سوراخ باید کشته و دفن شود.
اگر از کسی دزدی شد و دزد گرفته نشد او باید با سوگند آنچه از او دزدیده شده را بیان کند و جامعه یا آنکه در محدوده قدرت او این دزدی رخ داده باید دزدی را جبران کند.
اگر شخصی دزدیده شد، جامعه باید یک مینا نقره به بازمانندگان شخص بپردازد.
اگر آتش خانهای را ویران می ساخت و کسی که آمده بود آتش را خاموش کند چشم به مال صاحبخانه داشت و آن مال را تصرف کرد باید خود در آتش افکنده شود.
اگر سردسته یا سرباز معمولی ای که باید به فرمان شاه به جنگ میرفت، سربازی را اجیر کند تا به جای او به جنگ رود، اگر از پرداخت خودداری کند آن سردسته/سرباز به مرگ محکوم است و فرد اجیر خانه او را صاحب میشود.
اگر شخصی مزرعه خود را به نرخ مشخصی اجاره داد و پول را دریافت کرد ولی هوای بد محصول را از میان برد خسارت بر عهده کشاورز است.
اگر کشاورز به دلیل نا موفقیت در سال نخست کشت را به دیگری بسپارد، مالک نمیتواند ایرادی بگیرد و مطابق قرارداد سهمش را در پایان دریافت میکند.
برخی قوانین مربوط به روابط خانوادگی
اگر کسی به دلیل قرض که پرداخت نکرده خود، همسر، پسر یا دخترش را بفروشد یا به کار اجباری بفرستد آنها تا سه سال باید برای کسی که آنها را خریده کار کنند و در سال چهارم آزاد میشوند.
اگر مردی همسری بگیرد ولی با هم آمیزشی نداشته باشند آن زن همسر او نیست.
اگر زنی با مرد دیگری رابطه داشته باشد، باید هر دو با طناب بسته شوند و به آب انداخته شوند. ولی شوهر میتواند زن خود را ببخشد و شاه بردگان خود را.
اگر مردی به همسر باکره کسی را که هنوز در خانه پدرش زندگی میکند دست درازی کند، مرد به مجازات مرگ میرسد.
اگر زنی متهم به رابطه نامشروع شود ولی در حال همخوابگی دستگیر نشده باشد، آن زن باید برای شوهرش در آب رودخانه بپرد.
اگر مردی در جنگ اسیر شود و در خانه او وسیله معاش هست ولی زن او خانه را ترک کند و به خانه دیگری برود، آن زن باید به آب انداخته شود.
ولی اگر در خانه معاش نیست و زن به خانه دیگری برود، بر زن گناهی نیست.
اگر مردی بخواهد از زنی که برای او فرزند آورده است جدا شود باید علاوه بر جهیزیه او بهره مالی مزرعه، باغ و منقولات را به او بپردازد. زمانی که او بچههایش را بزرگ کرد، بخشی از آن به فرزندان تعلق میگیرد، معادل آنچه به یک پسر تعلق میگیرد، با او میرسد. و او میتواند با مرد مورد علاقه اش ازدواج کند.
اگر مردی بخواهد از زنش که از او دارای فرزندی نشده جدا شود باید معادل پول خرید او و همچنین جهیزیهای که از خانه پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.
اگر برای خرید او قیمتی نپرداخته باید معادل یک مینا طلا به عنوان هدیه بپردازد.
اگر زن مردی که در خانه او زندگی میکند بخواهد که از او جدا شود، یا در قرض فرو رود، یا تلاش کند خانه را ویران کند یا شوهرش را نادیده بگیرد یا از نظر قضایی محکوم باشد، اگر شوهر بخواهد که او را آزاد کند لازم نیست که به او مبلغی بپردازد ولی اگر شوهر او را آزاد نکند و زن دیگری بگیرد، زن اول باید در خانه شوهر به صورت خدمتکار باقی بماند.
اگر زنی با مردی ازدواج کند و به او یک خدمتکار بدهد و برای او فرزند بیاورد، و آن مرد بخواهد زن دومی بگیرد، نمیتواند.
اگر مردی زنی بگیرد و از او بچه دار نشود و بخواهد زن دومی بگیرد و او را به خانه بیاورد، زن دوم هرگز نباید به جایگاه زن نخست (مرتبه) باشد.
اگر زن مردی بیمار شود و مرد بخواهد زن دیگری اختیار کند، نباید زن نخست را از خانه اخراج کند بلکه باید در خانهای که ساخته نگه دارد و او را تا زمانی که زنده است حمایت (مالی؟) کند.
اگر این زن نخواهد در خانه مرد بماند، مرد باید جهیزیه او را بپردازد و او را به خانه پدرش بفرستد.
اگر زنی که در خانه مردی زندگی کرده با مرد توافق کرده باشد که هیچ بستانکاری نتواند او را بگیرد، اگر مرد پیش از ازدواج قرضی داشته، پس از اینکه زن به خانه وارد شد بستانکار نمیتواند او را بگیرد. همچنین اگر زن قرضی داشته باشد، بستانکار نمیتواند شوهر او را دستگیر کند.
اگر کسی با مادر یا پدر خود زنا انجام دهد، هر دو فرد سوزانده میشوند.
متن کامل قوانین حمورابی به زبان انگلیسی (ترجمه L. W. King): دانلود فایل PDF
(برای مطالعه بیشتر به Error! Reference source not found. مراجعه کنید).
ایران
گزنفون تاریخنگار یونان باستان میگوید که پارسیها، مساوات در برابر قانون را عدالت میدانند. او مینویسد که کوروش در دم مرگ وصیت کرده بود که حرمت قانون را بر خود واجب شمارید. [4]
یکی از مجموعه قوانین مشهور باستانی، منشور کوروش بزرگ است که در سال ۵۳۹ پیش از میلاد پس از فتح شهر بابل به دستور وی نگاشته شد. از این منشور به عنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان نام برده میشود و نسخهای از آن به عنوان کهنترین فرمانِ شناختهشده تفاهم و همزیستی ملتها در ساختمان سازمان ملل متحد در نیویورک نگهداری میشود. این کتیبه در فضای بین تالار اصلی شورای امنیت و تالار قیمومت قرار دارد. در منشور آمده است:
من برای همه انسانها آزادی پرستش خدایانشان را برقرار كردم و فرمان دادم كه هیچكس حق ندارد به این دلیل مورد بدرفتاری قرار بگیرد. من فرمان دادم كه هیچ خانهای ویران نشود. من صلح و آسایش را برای تمام انسانها تضمین كردم.
از روی این فرمان، نسخههای گوناگونی برای ارسال به نواحی امپراتوری هخامنشی نوشته و ارسال شده است.
منشور کوروش کبیر روی استوانهی گلی که در موزه بریتانیا نگهداری میشود.
موضوع گلنوشته منشور کوروش کبیر بهقرار زیر است:
- سطرهای ۱–۲: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً مقدمهای دربارهٔ بابل و خدای بزرگ آن مردوک.
- سطرهای ۳–۸: توصیف کارهای ناشایست نبونایید.
- سطرهای ۹–۱۱: توجه خدایان به رفتارهای نبونایید و رحم آوردن بر بابلیان.
- سطرهای ۱۲–۱۵: معرفی کوروش و گزینش او از سوی خدایان.
- سطرهای ۱۶–۱۷: تصرف بابل.
- سطرهای ۱۸–۱۹: ستایش مردمان و بزرگان از کوروش و شادی آنان.
- سطرهای ۲۰–۲۲: معرفی کوروش، عنوانهایش و نیکانش از سوی خود او.
- سطرهای ۲۲–۲۶: شرح رفتار کوروش در بابل.
- سطرهای ۲۶–۲۷: حمایت خدای مردوک از کوروش، کمبوجیه و سپاهیانش.
- سطرهای ۲۸–۳۰: اعلام اطاعت مردمان و سرزمینهای دیگر از کوروش.
- سطرهای ۳۰–۳۶: بازگرداندن مردمان و خدایانشان بر سرزمینهای خود.
- سطرهای ۳۷–۳۸: افزایش پیشکشی برای خدایان.
- سطرهای ۳۸–۴۳: شرح آبادگریهای کوروش در بابل.
- سطرهای ۴۳–۳۳: نامشخص (شکستگی).
- سطر ۴۵: نامشخص (شکستگی)، احتمالاً دعا برای کوروش و خاندانش.
برای مطالعه بیشتر به Error! Reference source not found. مراجعه کنید.
عشق به قانون و آرزوی محدود کردن قدرت زمامداران همیشه در تاریخ ایران وجود داشت. برزویه طبیب، پیروی از خودکامگان را ناشی از «بیم جان» و در نتیجه «رکنی لرزان» میداند.
مدتها پیش از آنکه جان اکتون (١٨٣۴ – ١٩۰٢ John Acton) بنویسد که قدرت فساد میآورد و قدرت مطلق، فساد مطلق[5] در کلیله و دمنه آمده است: «هر کس دست خویش مطلق دید، دل بر خلق عالم کژ کند.»[6]
فردوسی بزرگ نگران چیرگی مذهب است و روشنبینانه پیشبینی میکند:
چو با تخت منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمر شود
تبه گردد این رنجهای دراز شود ناسزا شاه گردن فراز
. . . .
زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش
در دین زرتشت، انسان موجودی است که اهورامزدا را در رسیدن به پیروزی کمک میکند.تاریکی، جهل و گناه لشکریان اهریمن هستند و شکست این لشکریان به دست بشر ممکن است. انسانی که کمک خداست در نتیجه ارج ، مقام و احترامی والا دارد و شخصیت او گرامی است.
دقیقی در شعری مشروعیت قدرت در فرهنگ ایران باستان به دقت توصیف میکند:
ز دو چیز گیرند مر مملکت را یکی پرنیانی یکی زعفرانی
یکـی زرّ نام مَلِک بَرنبشته دگر آهن آب داده یمانی
کرا بویه وصلت مُلک خیزد یکی جنبشی بایدش آسمانی
زبانی سخنگوی و دستی گشاده دلی هَمْش کینه هَمَش مهربانی
که مُلْکت شکاری است کو را نگیرد عقاب پرنده نه شیر ژیانی
دو چیز است کو را به بند اندرآرد یکی تیغ هندی دگر زرّ کانی
به شمشیر باید گرفتن مر او را به دینار بستنش پای، ار توانی
کرا تخت و شمشیر و دینار باید به بالا تن نیزه، پُشتِ کیانی
خرد باید آن جا وجود و شجاعت فلک مملکت کی دهد رایگانی؟
فردوسی در شاهنامه در ستایش شکوهمندش از کرامت انسان او را کلید بندهای جهان، برگزیدهی دو گیتی و نخستین فطرت میخواند:
چو زین بگذری، مردم آید پدید شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرنده هوش و رای و خرد مر او را دد و دام فرمان برد
ز راه خرد بنگری اندکی که مردم به معنی چه باشد یکی
مگر مردمی خیره خوانی همی جز این را نشانی ندانی همی
تو را از دو گیتی برآوردهاند به چندین میانجی بپروردهاند
نخستین فطرت، پسین شمار تویی خویشتن را به بازی مدار
افضل الدین کاشانی شاعر و عارف قرن هفتم هجری مینویسد:
خاصیت و هنر و معنای حکومت در حکمرانان کمتر دیده میشود. میل حکمران به شهوترانی از همهی مردم بیشتر است و بیخردی او بیشتر و حرص او بر اندوختن مال زیادتر و در دانش و اخلاق و فضیلت از مردم عقبتر در خلوت گرفتار شکمبارگی و جمع اسباببازی و غفلت و گفتن سخن ناشایسته که این همه مخالف آیین جهانداری و در خور شیر و پلنگ . . . انجام چنین حکومتی زوال ابدی است.[7]
[1] زنده یاد محمدعلی فروغی که یکی از نخستین کتابهای حقوق عمومی در ایران را نوشته است، در نوشتههایش «دولت مشروطه» را «دولت بااساس» مینامد.
[2] اور نام شهری باستانی در جنوب میانرودان بود، نزدیک دهانه دو رود دجله و فرات آنجا که در خلیج فارس میریزند. اور یکی از شهرهای مهم تمدن سومر و اکد بود و شاید نخستین تمدن بشری باشد.
[3] Horne, Charles F.(2007). The Code of Hammurabi. USA: Forgotten Books
[4] گزنفون (١٣٨۶). کوروشنامه. ترجمه رضا مشایخی. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی
[5] Power tends to corrupt, and absolute power corrupts absolutely.
[6] کلیله و دمنه. به اهتمام عبدالعظیم قریب. ص ۴٣
[7] مصنفات افضل الدین محمد مرقی کاشانی – رسالهی ساز و پیرایه شاهان پرمایه به تصحیح و اهتمام مجتبی مینوی و یحیی مهدوی. انتشارات دانشگاه تهران. ص ٢۷