ن_نعمتزاده
۸ اسفند ۱۴۰۳
تجربهی جنبشهای اعتراضی در ایران و جهان نشان داده است که صِرف نارضایتی عمومی، هرچند گسترده و عمیق، برای دستیابی به تغییرات پایدار کافی نیست.
جنبشهایی مانند «بهار عربی» و اعتراضات ایران در سالهای ۱۳۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بارها ثابت کردهاند که «نبود سازمانیافتگی فراگیر و منسجم»، یکی از عوامل اصلی ناکامی در دستیابی به اهداف جنبشها بوده است.
اعتراضات مردمی، فارغ از شدت و گستردگی، زمانی میتوانند تأثیرگذار باشند که بتوانند قدرت خود را از یک نیروی پراکنده به یک نیروی متمرکز و هدفمند تبدیل کنند. بدون سازماندهی، انرژی جنبشها همچون بخاری که در فضا محو میشود، به هدر خواهد رفت.
برای درک بهتر این موضوع، میتوان جنبشهای اعتراضی را به یک سیستم انرژی تشبیه کرد:
—مردم ناراضی، مانند آب هستند: حجیم، پرقدرت، اما پراکنده و بیشکل.
—گفتمانها، استراتژیها، تحلیلها، رسانهها، احزاب، گروهها، تجهیزات، رهبران و سایر عوامل، بمثابه ابزارهای تولید بخار(انرژی) عمل میکنند
—اما بدون یک سیستم هدایتکننده، این انرژی هدر میرود: اگر بخار تولیدشده در یک ماشین بخار متمرکز نشود، تنها در هوا پراکنده و محو خواهد شد.
#سازمانیافتگی، همان ماشین بخار است که انرژی مردم را به حرکت پایدار و هدفمند تبدیل میکند.
ارزیابی وضعیت کنونی:
حکومت در مسیر سقوط اجتنابناپذیر؛
حکومت ناکارامد ج.ا با رهبری خودکامه و سیاستهای ناکارامد به ورشکستگی کاملِ گفتمانی، سیاسی و اقتصادی رسیده است. این نظام به بنبست غیرقابل برگشت درغلطیده و با موجی از مخالفتهای داخلی و فشارهای جدی بینالمللی مواجه است!
در چنین شرایطی، هر لحظه ممکن است این حکومت، تحت فشار داخلی و خارجی، مجبور به ترک قدرت شود؛ سناریویی که شباهت زیادی به سرنوشت رژیمهای سرکوبگر در لیبی، تونس، مصر و سوریه دارد.
مردم در مسیر تغییرِ آگاهانه و هدفمند؛
امروز سطح آگاهی و بلوغ سیاسی مردم ایران به حدی رسیده است که دیگر فریب شعارهای عوامفریبانهی جریانهای قدرتطلب را نمیخورند.
از چپ افراطی تا راست افراطی، حتی گروههای فاشیستی و اقتدارگرا، همه مجبورند دستکم تا لحظهی سقوط حکومت و پیش از دستیابی به قدرت، خود را دموکراسیخواه و مردممحور نشان دهند!
ادعای انتخابات آزاد و رفراندوم به گفتمان مسلط جامعه تبدیل شده است، زیرا حتی فرصتطلبترین گروهها نیز میدانند که بدون پذیرش این گفتمان، شانسی برای جذب مردم ندارند.
این شرایط، فرصتی بینظیر برای دموکراسیخواهان واقعی فراهم کرده تا از طریق «برگزاری رفراندوم مردمنهاد»، گذار از استبداد و استقرار دموکراسی را به شیوهای پایدار و غیرقابل بازگشت محقق کنند.
رفراندوم مردمنهاد: راهکاری برای گذار دموکراتیک
رفراندوم مردمنهاد، برخلاف رفراندومهای حکومتی، کاملاً مستقل از ساختار قدرت حاکم سازماندهی میشود و توسط خود مردم، برای مردم برگزار میگردد.
در این مدل:
—هزینههای برگزاری رفراندوم، مستقیماً توسط مردم تأمین میشود.
—نیروهای اجرایی، نظارتی و حفاظتی، توسط خود مردم و بدون هیچگونه دخالت حکومت انتخاب و سازماندهی میشوند.
—روند رأیگیری و شمارش آرا، شفاف و مستقل از نهادهای دولتی صورت میگیرد.
اما تحقق چنین رفراندومی، تنها در صورتی ممکن است که مردم پیش از آن، به سطحی از سازمانیافتگی و «آمادگی جمعی» برسند.
گام نخست و بنیادین:
تشکیل گروههای پنجنفره دوستانه؛
برای ایجاد یک «شبکهی سازمانیافته» و غیر متمرکز، هر فرد باید چهار نفر از دوستان و آشنایان نزدیک خود را—بدون توجه به گرایش سیاسی-عقیدتی آنها—انتخاب کند و یک هستهی پنجنفرهی دوستانه تشکیل دهد.
ویژگیهای اعضای هسته:
اعتماد متقابل: اعضای گروه 5نفره باید رابطهای صمیمانه و اطمینانبخش داشته باشند.
هممحلی بودن: تا حد امکان، در نزدیکی یکدیگر زندگی کنند.
ارتباط مستمر: جلسات حضوری، تماس تلفنی یا ارتباط از طریق روشهای امن ارتباطی داشته باشند.
تعهد به همکاری و حمایت متقابل: اعضای گروه باید برای حمایت از یکدیگر، در لحظات حساس آمادگی داشته باشند.
این شبکههای کوچک، هستههای اولیهی سازمانیافتگی مردمی را شکل میدهند که در مراحل بعدی میتوانند به هم متصل شده و:
به یک نیروی اجتماعی قدرتمند تبدیل شوند.
در شرایط خلأ قدرت، بهعنوان آلترناتیوی دموکراتیک ایفای نقش کنند.
زمینهی لازم برای برگزاری رفراندوم مردمنهاد را فراهم نمایند.
سازمانیافتگی مردمی از پایین به بالا، رمز عبور از استبداد به دموکراسی است.
اگر هر فرد مسئولیت خود را بپذیرد و در این شبکهسازی مشارکت کند، جنبش دموکراسیخواهی میتواند به نیرویی غیرقابل مهار و قدرتبرتر تبدیل شود.
https://t.me/nafarmani_madani_social