نیکآهنگ کوثر
یکی از مفاهیمی که به نظر میرسد بسیاری از مخاطبان رسانهها و اخبار سیاسی هنوز ارتباط عمیقی با آن برقرار نکردهاند، فقر آبی است. فقر آبی وضعیتی است که در آن افراد، جوامع یا حتی کشورها به آب سالم، بهداشتی، کافی و پایدار برای رفع نیازهای اساسی مانند آشامیدن، پختوپز، بهداشت، کشاورزی و شستوشو دسترسی ندارند.
فقر آبی ابعاد متنوعی دارد و صرفاً به کمبود منابع محدود نمیشود. در برخی مناطق، اصولاً آب کافی وجود ندارد؛ عواملی چون خشکسالی، تغییرات اقلیمی و برداشت بیرویه از منابع آبی، این بحران را تشدید کردهاند. در برخی دیگر از مناطق، اگرچه منابع آبی وجود دارند، اما دسترسی فیزیکی به آنها دشوار است و افراد ناچارند برای تأمین آب، مسافتهای طولانی طی کنند یا در صفهای طولانی منتظر بمانند. کیفیت آب نیز دغدغهای جدی است؛ چرا که آب آلوده میتواند سلامت افراد را به خطر اندازد و برای آشامیدن یا رعایت بهداشت مناسب نباشد. از سوی دیگر، ممکن است هزینهی تأمین آب برای برخی خانوارها بسیار بالا باشد و توان پرداخت آن را نداشته باشند. نبود زیرساختهای لازم برای انتقال، تصفیه و ذخیرهسازی نیز از جمله عواملی است که فقر آبی را در بسیاری از مناطق تشدید میکند.
شاخص فقر آبی برای سنجش دقیقتر وضعیت منابع آب در جوامع مختلف طراحی شده و شامل پنج مؤلفه اصلی است. نخست، منابع که به میزان آب تجدیدپذیر موجود اشاره دارد. دوم، دسترسی که میزان سهولت در دسترسی مردم به آب سالم و قابل استفاده را میسنجد. سوم، ظرفیت که توانایی جامعه در مدیریت و استفاده بهینه از منابع آبی را ارزیابی میکند. مؤلفه چهارم، الگوی مصرف است که چگونگی بهرهبرداری از آب در بخشهایی مانند کشاورزی، صنعت و مصارف خانگی را مورد توجه قرار میدهد. و در نهایت، محیطزیست به پایداری زیستمحیطی در مصرف آب و تأثیر آن بر اکوسیستمهای طبیعی میپردازد.
فقر دانش و فقر آبی
اگر بخشهای مختلف جامعه از دانش و آگاهی لازم برای بهرهبرداری و بهرهوری آب برخوردار نباشند، انتظار مشارکت مؤثر آنها در بهبود مدیریت منابع آبی—برای کاهش یا رفع مشکلاتی همچون فقر آبی—بیهوده خواهد بود.
در مسیر مقابله با فقر آبی، آگاهیبخشی و جلب مشارکت مردمی نقشی کلیدی ایفا میکند. مردمی که از محدودیت منابع آبی آگاهند، بهتر درک میکنند که هر رفتار نادرست در مصرف آب، پیامدهایی گسترده و بلندمدت برای جامعه و نسلهای آینده دارد. ارتقای این آگاهی از طریق آموزش عمومی، رسانهها، مدارس و شبکههای اجتماعی میتواند زمینهساز اصلاح الگوهای رفتاری شود؛ از جمله صرفهجویی در مصرف خانگی، بازچرخانی آب، بهرهگیری از فناوریهای نوین در آبیاری و کاهش هدررفت آب در فرایندهای مختلف.
با این حال، بخش مهمی از مشارکت مردمی از مسیر مطالبهگری فعالانه شکل میگیرد. زمانی که مردم بتوانند از مدیران محلی و ملی خواستار مدیریت شفاف، عادلانه و مبتنی بر اصول توسعه پایدار شوند—چه از طریق شوراهای محلی، نظارت بر پروژهها یا حتی اعتراض مدنی—امکان اثرگذاری واقعی افزایش مییابد. چنین سازوکاری میتواند مدیران را نسبت به عملکردشان پاسخگوتر کند.
از سوی دیگر، احیای شیوههای سنتی و بومی مدیریت آب—نظیر قنات و نظامهای محلی تقسیم منابع—نه تنها به افزایش کارآمدی کمک میکند، بلکه میتواند اعتماد ازدسترفته را نیز بازسازی کند. همچنین، ایجاد نهادهای مردمی مانند تعاونیهای آب یا گروههای حفاظت از منابع طبیعی، بستری مناسب برای اجرای برنامههای محلی و منطقهای در مقابله با فقر آبی فراهم میسازد.
با همهی اینها، نباید فراموش کرد که مردم به مشوق نیاز دارند. نبود حمایت نهادی و دولتی، ناگزیر به دلسردی بخشی از جامعه میانجامد—بویژه کسانی که پتانسیل مشارکت و تأثیرگذاری جدی دارند.
فقر آبی و بیعدالتی محیط زیستی
مردمان روستاهای دهدز و ایذه بارها پرسیدهاند: چرا با وجود استقرار دو سد عظیم کارون ۳ و کارون ۴، بسیاری از مردم هنوز از کمبود شدید آب رنج میبرند؟ پاسخ را باید در توزیع نابرابر و ناعادلانه منابع آبی جستوجو کرد. وقتی منابع آب، بهجای آنکه بر اساس نیازهای انسانی، ملاحظات محیط زیستی و اصول عدالت اجتماعی تخصیص یابند، در خدمت کشاورزی صنعتی و پروژههای وابسته به مجموعههای پرنفوذ سیاسی قرار میگیرند، نتیجهای جز بیعدالتی محیطزیستی نخواهد داشت. فقر آبی در بخشهایی از خوزستان و چهارمحالوبختیاری، از همین واقعیت ریشه میگیرد.