رمزگشایی از تاکتیک پلکانی جمهوری اسلامی در مذاکرات عمان: از غیرمستقیم تا مستقیم

حمید آصفی

در پیچ و خم تحولات دیپلماتیک خاورمیانه، عمان بار دیگر به صحنه‌ای تبدیل شده است که جمهوری اسلامی ایران با اجرای نمایشی حساب‌شده، تلاش می‌کند نه تنها جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای بازتعریف کند، بلکه پایه‌های اقتدار داخلی را نیز تقویت نماید.
تأکید اخیر تهران بر «مذاکرات غیرمستقیم» در این کشور، تنها گام اولیه از یک نقشه پلکانی است که هدف نهایی آن، انتقال سریع به مذاکرات مستقیم و تحمیل روایت تعیین‌کنندگی به مخاطبان داخلی می‌باشد.

چرا غیرمستقیم؟ منطق تاکتیکی پشت پرده
جمهوری اسلامی به دلیل ساختار ایدئولوژیک و گفتمان «مقاومت‌محور» خود، همواره در برابر هرگونه مذاکره علنی با غرب یا بازیگران عربی منطقه، با چالش مشروعیتی مواجه است. هر حرکت آشکار دیپلماتیک می‌تواند از سوی جریان‌های تندروی داخلی به‌عنوان سازش یا شکست تفسیر شود. از این رو، آغاز مذاکرات از مسیر غیرمستقیم دو هدف کلیدی دارد:

ایجاد سپر انتقادی: با قراردادن مذاکرات در هاله‌ای از ابهام، امکان انکار یا تعدیل مواضع در صورت نیاز فراهم می‌شود.

آماده‌سازی ذهنی هواداران: انتقال پلکانی از غیرمستقیم به مستقیم، این روایت را به حامیان حکومت القا می‌کند که تهران از موضع قدرت، مسیر گفتگوها را دیکته کرده است.
اما این تنها آغاز ماجراست. منابع آگاه در دستگاه دیپلماتیک ایران تأکید می‌کنند که روند غیرمستقیم حداکثر ظرف مدت کوتاهی به گفت‌وگوی رودررو تبدیل خواهد شد؛ این چرخش سریع، بخشی از سناریوی از پیش طراحی‌شده است.

پلکان قدرت: انتقال از سایه به میز مذاکره
نکته کلیدی در این استراتژی، تبدیل مذاکرات غیرمستقیم به سکوی پرش جهت تثبیت هژمونی دیپلماتیک است. جمهوری اسلامی می‌کوشد دو پیام همزمان را منتشر کند:
به مخاطب خارجی: «ما حاضر به گفتگو هستیم، اما تنها در چارچوبی که خود تعیین می‌کنیم.»
به هواداران داخلی: «ما غرب و همسایگان را مجبور کردیم تا در شرایط ما پای میز بیایند.»

این بازی دو وجهی بر پایه این اصل استوار است که تقدم شکل بر محتوا اهمیت دارد؛ برای سیستمی که بقای خود را در گرو حفظ تصویر «مذاکره‌ناپذیر» می‌داند، حتی تغییر ظاهری در قالب مذاکرات (از غیرمستقیم به مستقیم) می‌تواند به‌عنوان دستاورد تبلیغاتی به نمایش گذاشته شود، بدون آنکه الزاماً تغییر محتوایی در مواضع اتفاق بیفتد.
تمهیدات پشت پرده: چرا عمان؟

انتخاب عمان به‌عنوان میزبان این مذاکرات تصادفی نیست. این کشور با سابقه طولانی در میانجی‌گری‌های حساس مانند پرونده هسته‌ای ایران، هم برای غرب قابل قبول و هم برای تهران به‌دلیل روابط تاریخی، کم‌ریسک محسوب می‌شود. ابهام ذاتی در روند مذاکرات غیرمستقیم در عمان، به جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد تا بدون تحمل هزینه‌های رسانه‌ای زیاد، گام‌های اولیه را بردارد.

پایان بازی: وقتی مهره‌ها به حرکت درمی‌آیند
حرکت از مذاکرات غیرمستقیم به مستقیم، نقطه اوج این سناریو است. تهران با این چرخش می‌خواهد به حامیان خود ثابت کند که «اعمال اراده» کرده است؛ به گونه‌ای که طرف مقابل، آمریکا، تسلیم چارچوب تعیین‌شده می‌شود.
این تاکتیک بیش از آنکه ابزاری برای تغییر موازنه قدرت خارجی باشد، ابزاری برای بازتولید روایت داخلی است؛ روایتی که می‌گوید سیستم دیپلماتیک از ابتدا با تاکتیک‌های هوشمندانه وضعیت را کنترل نموده و در نهایت با ورود به مرحله گفت‌وگوی مستقیم، قدرت و عزت کشور را به رخ کشیده است!

نتیجه‌گیری
ادعای مذاکرات غیرمستقیم به‌عنوان مرحله نخست، تاکتیکی محتاطانه و یک آزمون اولیه است (چند ساعت یا دو روز) و در صورت نرمال بودن شرایط، به‌سرعت به مذاکره مستقیم منتقل می‌شود. این انتقال سریع، هم فضای رسانه‌ای را مدیریت می‌کند و هم پیام قاطعی به مخاطبان داخلی خودش ارسال می‌کند که نظام دیپلماتیک آن در هر شرایط، از موضع قدرت عمل می‌کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»