حاکمیتی که با پول! اشتباهاتش را پنهان می‌کرد!

رضا کمال / تحلیل زمانه

در نهایت؛ غرب و آمریکا، نتنها تحریم ها را برنداشتند بلکه بر آن افزودند. برجام دیگر به محاق رفته و دست‌کم تا مشخص شدن نتیجه اعتراضات، کارکردی برای آن متصَوَّر نیست .

عده‌ای از مردم ایران که هنوز هم مخالف تحریم‌ها هستند، معتقدند؛ فشار تحریم روی مردمِ عادی‌ست و حاکمیت و وفاداران آن از دبی تا تورنتو ،صاحب اموال کلان هستند و ککشان هم نمی‌گزد.

آنچه اما! اینروزها میبینیم، فشاری‌ست که صرفاً متوجه مردم بوده، امروز در قالب اعتراضات به حاکمیت،منتقل شده‌است.  لذا حاکمیت در کنه اندیشه خویش، راضی به ادامه تحریم نیست و دائما بدنبال فرصتی‌ست که از موضع بالا، اقدام به احیای برجام کند. دقیقآ مشابه آنچه در جنگ با عراق، باید اتفاق می‌افتاد، و نیفتاد و نهایتأ در موقعیت ضعف، ناچار به پذیرش صلحی شدند که غرب با قدرت بخشی به صدام و ایجاد توازن،به آن سرعت بخشبد.

آنچه برجام را زنده نکرد نیز دلیلی واضح دارد؛ برنامه غرب، دسترسی و توقف برنامه اتمی از طریق برجام و  تداوم تحریم‌ها به بهانه‌های مختلف مانند حقوق بشر و….. بود. نقشه‌ای که نظام بدون تضمین لغو تحریم و بستن مباحث پادمانی، زیر بار آن نرفت. تقریبآ روشن بود که طرف غربی تضمینی نخواهد داد و طرف ایرانی نیز زیر بار این توافق متزلزل، نخواهد رفت .

▫️اما ! چرا تحریم ایران، به نفع معترضان تمام شده است.؟!   جمهوری اسلامی، مانند هر ثروتمندی، اشتباهات اقتصادی و خطاهای تاکتیکی‌اش لابلای پول و ریخت و پاش، دفن می‌شد .

اگر یک شخص یا کشور  با ثروت مادی و انسانی معمولی، در پروژ‌ه‌ای اشتباه محاسباتی، اجرایی و مالی داشته باشد، بی‌درنگ؛ دچار تزلزل خواهد شد.(اغلب کشورها توان هزینه صدها میلیاردی در انرژی و سلاح هسته‌ای ندارند و اگر داشته باشند،  عمده دولت‌ها درصورت شکست پروژه، محکوم به فروپاشی هستند).

ولی این قاعده در مورد ثروتمندان، صدق نمی‌کند . آنها با پرداخت پول و هزینه بیشتر  (از منابع دیگر)، خبط و خطای خود را پنهان می‌کنند و اثری از ورشکستگی در ویترین رسانه‌ای خود بجا نمی‌گذارند. اصولأ  اشتباهات پولداران، مانند ضعفا؛ مشهود و محسوس نیست.

در این 30 سال، بدلیل پرداخت‌های غیرمعقول و هزینه کردهای ویژه و خارج از بودجه رسمی، اشتباهات مهلک نظام مشاهده نشد. از خرج در بوسنی و هرزگوین گرفته تا لبنان و اریتره. هزینه‌های بدون برگشت و بازده ملموس که می‌تواند هر کشوری را به ورطه نابودی بکشد. ولی وجود دلار نفتی، مثلأ در حوادث بنزینی و  جراحی اقتصادی احمدی‌نژاد و….. با پرداخت یارانه چند ده یا چندصد هزارتومانی از کیسه خلیفه، نارضایتی‌ها را بکمک پول، زیر فرش پنهان کردند  و جراحی هم بی‌نتیجه ماند. یا هزینه در سوشیال مدیا، رسانه و ماهواره.

اکنون با وجود تحریم‌های سنگین؛ دیگر اشتباهات راهبردی و تاکتیکی حاکمیت، با پول  قابل پنهان کردن نیست، چون پولی در کار نیست. هرچه هست؛ پول بدون پشتوانه است که بمب تورمی آن،اکنون منفجر شده است .

با تداوم تحریم‌های غرب، مهمترین ابزار نظام که همان دلار نفتی بود، از آنها ستانده شده و آنها دیگر توان اختفای ناتوانی‌های خود در حکومتداری را بکمک دلارهای نفتی ازدست داده‌اند و ناگزیر به اخاذی مالیاتی، روی آورده که موجب افزایش نارضایتی‌ها شده است.

اینجا، دست حکومت برای مرددین هم رو می‌شود و ریزش قشر خنثی و افزایش خشم مخالفان، حاکمیت را بیشتر تهدید می‌کند. همزمان با نبود نقدينگی، چرخه اقتصادی، دچار خلل شده و موج بیکاری و گرانی ارز و کالا بشکل تصاعدی،این دور و تسلسل را مستمر و موجب خستگی می‌گردد. (افزایش قیمت ارز،برای جلوگیری از خروج ثروت، اکنون تبدیل به فشار روی عامه مردم شده است).

مردم آگاه شداَاند که در این سالها، با تزریق پول بی‌پشتوانه، چه کلاه گشادی برسر آنها رفته و این؛ آنها را خشمگین‌تر ساخته و نهایتأ  زمینه اجرای نقشه غرب در قبال یک حکومت جاه‌طلب و  گاه دارای تزاحم جهانی، مهیا می‌شود.   (نقشه مذکور، دو حالت داشت؛ یا توافق طبق میل غرب و بدون امتیاز به جمهوری اسلامی صورت می‌گرفت و یا  دولت، شکست ناشی از فشار داخلی و محدودیت‌های خارجی را می‌پذیرد که ثمره آن؛  تعطیلی پروژه‌های پرهزینه و جاه‌طلبانه، تحت عنوان عمق استراتژیک منطقه‌ای‌ست).

یک دام در کوچه‌ای بن بست که گریزی از آن ممکن نبود. سرنوشت مشابه قذافی، خمرها، کیم جونگ ایل و صدام.

لذا رهبر انقلاب اعلام کردند؛ هدف آنها، سقوط نظام است و اتم، حجاب یا  حقوق بشر، بهانه است. و حالا این دام در مرحله گسترش است و  توانسته آثارش را اگرچه با تاخیر، به طراحان، نمایش دهد. علی‌رغم اینکه برنامه، با مقاومت پر هزینه و دور زدن تحریمها، بکندی پیش رفت ولی نهایتأ؛ خطوط  ظاهرا موازی فشار چندجانبه، در حال تلاقی هستند .