یکبار دیگر خدعه ولایی؟

احمد علوی

مقدمه
مذاکرات هسته‌ای اخیر خامنه ای و ترامپ در عمان و اظهارات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، درباره صلح «موقت و تاکتیکی» امام حسن با معاویه، بار دیگر مفهوم «خدعه ولایی» و استراتژی «نه جنگ، نه صلح» را در سیاست خارجی  رژیم ولایی  برجسته کرده است.

گزارش آکسیوس از پیشنهاد رژیم ولایی برای یک توافق هسته‌ای موقت و ارجاع خامنه‌ای به صلح تاکتیکی، نشانه‌هایی از تداوم این استراتژی دوگانه برای مدیریت فشارهای داخلی و خارجی هستند.

خدعه ولایی چیست؟
خدعه ولایی به استفاده از فریب یا تاکتیک‌های سیاسی موقت برای حفظ قدرت، سرکوب داخلی، جلوگیری از ریزش سرسپردگان ولایی، مدیریت دشمن، یا کسب زمان در شرایط بحرانی اشاره دارد.
این مفهوم با برخی از رخدادهای صدر اسلام و بویژه موضوع حکمیت و خدعه امرعاص به‌عنوان اقدامی تاکتیکی برای بقای حاکمیت ولایی تفسیر می‌شود.

در رژیم خامنه ای، خدعه ولایی به‌عنوان ابزاری برای توجیه انعطاف‌های دیپلماتیک در برابر دشمنان، به‌ویژه آمریکا، به کار گرفته می‌شود. برای مثال مذاکرات هسته‌ای (2003-2015): در دوره‌های مختلف،  رژیم ولایی  با پیشنهادات موقت یا تعلیق غنی‌سازی به مذاکرات وارد شد، که اغلب به‌عنوان تلاشی برای خرید زمان یا کاهش فشار تحریم‌ها دیده می‌شد.
خدعه ولایی در این مورد به خامنه ای امکان داد تا ضمن حفظ ظاهر مقاومت، از تشدید بحران جلوگیری کرده و بقای خود را تضمین کند.

استراتژی نه جنگ، نه صلح
استراتژی «نه جنگ، نه صلح» یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی خامنه‌ای از دهه 1990 تاکنون بوده است. این رویکرد به دنبال حفظ تعادل بین مقاومت در برابر غرب و اجتناب از درگیری نظامی مستقیم است.

ویژگی‌های این استراتژی عبارت‌اند از:
اجتناب از جنگ مستقیم: خامنه‌ای بارها تأکید کرده که جنگ نظامی به نفع  رژیم ولایی نیست، اما همزمان از «مقاومت فعال» در برابر غرب دفاع کرده است.

حفظ تنش کنترل‌شده:  رژیم ولایی  با اقداماتی مانند تقویت برنامه هسته‌ای، حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه، یا حملات محدود (مانند حمله موشکی به پایگاه عین‌الاسد در 2020)، تنش را در سطحی نگه می‌دارد که به جنگ تمام‌عیار منجر نشود.

دیپلماسی موازی: مذاکرات دیپلماتیک، حتی اگر به نتایج ملموس نرسد، به‌عنوان ابزاری برای کاهش فشار تحریم‌ها و کسب زمان به کار گرفته می‌شود.
این استراتژی به  رژیم ولایی  اجازه داده تا در برابر فشارهای بین‌المللی دوام بیاورد، اما هزینه‌هایی مانند تحریم‌های سنگین و انزوای اقتصادی را نیز به همراه داشته است.
شواهد اخیر: پیشنهاد توافق موقت

بر اساس گزارش آکسیوس، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه  رژیم ولایی ، در مذاکرات با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، اظهار داشته که دستیابی به توافق جامع هسته‌ای در بازه زمانی ۶۰ روزه پیشنهادی آمریکا به دلیل پیچیدگی‌های فنی دشوار است.
او پیشنهاد کرده که دو طرف ابتدا روی یک توافق موقت تمرکز کنند.

این پیشنهاد می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای از خدعه ولایی و تداوم استراتژی نه جنگ، نه صلح تفسیر شود، زیرا:
کسب زمان: توافق موقت می‌تواند به  رژیم ولایی  فرصت دهد تا ضمن کاهش فشار تحریم‌ها، برنامه هسته‌ای خود را حفظ کرده و از تشدید تنش‌ها جلوگیری کند.

مدیریت فشار داخلی: با توجه به انتقاد تندروها از مذاکره با آمریکا، توافق موقت به‌عنوان اقدامی «تاکتیکی» توجیه می‌شود که از تسلیم کامل در برابر غرب جلوگیری می‌کند.

انعطاف ظاهری: این پیشنهاد  رژیم ولایی  را به‌عنوان طرفی انعطاف‌پذیر در مذاکرات معرفی می‌کند، اما هدف اصلی آن با هدف خرید زمان برای تقویت موضع مذاکراتی یا پیشبرد برنامه‌های دیگر یا حتی فرسوده کردن نمایندگان ترامپ باشد.

سخنان خامنه‌ای و صلح امام حسن
اظهارات خامنه‌ای درباره صلح «موقت و تاکتیکی» امام حسن با معاویه، زمینه‌ای گفتمان برای توجیه مذاکرات کنونی فراهم می‌کند. او با اشاره به این روایت تاریخی، مذاکرات با آمریکا را به‌عنوان اقدامی تاکتیکی و نه استراتژیک معرفی می‌کند.
این رویکرد:
مشروعیت‌بخشی دینی: ارجاع به صلح امام حسن، انعطاف در برابر آمریکا را برای پایگاه مذهبی توجیه می‌کند.

کنترل افکار عمومی: این سخنان انتقادات تندروهای داخلی را که مذاکرات را «سازش» می‌دانند، کاهش می‌دهد.

پیام به غرب: تأکید بر ماهیت «موقت» صلح، به آمریکا هشدار می‌دهد که  رژیم ولایی  ممکن است به تعهدات بلندمدت پایبند نماند، مگر آنکه منافعش تضمین شود.

تحلیل استراتژیک
پیشنهاد توافق موقت و سخنان خامنه‌ای نشان‌دهنده تداوم استراتژی دوگانه نه جنگ، نه صلح است:
دیپلماسی فعال:  رژیم ولایی  با پیشنهاد توافق موقت، خود را به‌عنوان طرفی منطقی در مذاکرات معرفی می‌کند، که می‌تواند فشار بین‌المللی را کاهش دهد.

حفظ خطوط قرمز: تأکید بر ماهیت موقت توافق و ارجاع به صلح تاکتیکی، به  رژیم ولایی  اجازه می‌دهد از تعهدات بلندمدتی که حاکمیت یا برنامه هسته‌ای‌اش را محدود کند، اجتناب ورزد.

مدیریت منطقه‌ای: این رویکرد به  رژیم ولایی  امکان می‌دهد تا ضمن مذاکره با آمریکا، نفوذ منطقه‌ای خود را از طریق گروه‌های نیابتی هر چند ضعیف حفظ کند.
آرام کردن فضای اقتصادی و بازار ارز: تاکتیک خدعه این امکان را به رژیم ولایی میدهد تا التهاب بازارهای مالی را آرام کند و بحرانهای عمیق را پنهان نماید

با این حال، این استراتژی ریسک‌هایی نیز دارد:
بی‌اعتمادی طرف مقابل: آمریکا ممکن است توافق موقت را با توجه به سابقه مذاکرات گذشته به‌عنوان وقت‌کشی تفسیر کند، و گزینه جنگ را انتخاب نماید.

فشار داخلی: تندروهای داخلی ممکن است حتی توافق موقت را نشانه ضعف بدانند، به‌ویژه اگر نتایج ملموسی برای اقتصاد  رژیم ولایی  نداشته باشد.

واکنش اسرائیل و متحدانش: اسرائیل، که با هرگونه توافق با  رژیم ولایی  مخالف است، ممکن است اقدامات تحریک‌آمیزی برای برهم‌زدن مذاکرات انجام دهد.

نتیجه‌گیری
پیشنهاد خامنه ایی برای توافق هسته‌ای موقت و سخنانش درباره صلح تاکتیکی امام حسن، نمونه‌ای از به‌کارگیری خدعه ولایی در چارچوب استراتژی نه جنگ، نه صلح است.
این رویکرد به رژیم ولایی این امکان می‌دهد تا ضمن حفظ ظاهر مقاومت، در مذاکرات انعطاف نشان دهد و زمان بخرد.
سابقه تاریخی خدعه ولایی، از پذیرش قطعنامه 598 و “برجام” نشان‌دهنده استفاده مکرر از این تاکتیک برای مدیریت بحران‌های خارجی و داخلی است.

با این حال، موفقیت این استراتژی به عوامل متعددی، از جمله واکنش آمریکا، فشارهای داخلی، و تحولات منطقه‌ای بستگی دارد.