نگاهی به پیامد های احتمالی فاجعه آتش‌سوزی ‎در بندر شهید رجایی بندرعباس، ناخدا محمد فارسی

بنابر گزارش رادیو فردا در تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۲۵، کمیته بررسی حادثه آتش‌سوزی در بندر شهید رجایی اعلام کرد که «قصور در رعایت اصول ایمنی و پدافند غیرعامل محرز شده و مواردی از خلاف‌اظهاری نیز شناسایی شده است» (۱). این‌گونه بیانیه‌ها از سوی نهادهای جمهوری اسلامی شباهت زیادی به اطلاعیه‌های مشابه در حوادث دیگر، نظیر سقوط بالگرد رئیس‌جمهور رئیسی دارد که در آن‌ها دلیل اصلی پنهان مانده و گزارش‌ها نتوانسته‌اند افکار عمومی را قانع کنند. مردم ایران، که طی ۴۶ سال گذشته با گزارش‌های ناقص و نادرست حکومتی مواجه بوده‌اند، اعتماد و اعتقادی به نتایج گزارشات این‌گونه کمیته‌ها ندارند و آن را تلاشی برای پنهان‌کاری و کنترل خشم عمومی تلقی می‌کنند.

واقعیت آن است که جمهوری اسلامی مواد شیمیایی، به‌ ویژه پرکلرات سدیم، را به ‌طور قاچاق از چین خریداری کرده و با پنهان‌سازی در بین کانتینرهای حامل اقلام ضروری، که از تحریم‌ها معاف هستند، وارد بندر کرده است. بر اساس اطلاعات منابع مطلع از روند اداری بندر، ورود کالا به اسکله منوط به بازرسی اولیه و تأیید ایمنی است. اما شرکت واردکننده این محموله، که ارتباط نزدیکی با مقامات عالی‌رتبه حکومتی دارد، با فشار و تهدید بازرسان، مجوز تخلیه بار را دریافت کرده است. گفته می‌شود این شرکت وابسته به بنیاد مستضعفان بود که مستقیماً به معاونان رئیس‌جمهور متصل است.

در ساعت ۷:۳۰ صبح روز یکشنبه ۲۷ آوریل، انفجار این مواد شیمیایی آغاز شد و به‌صورت دومینویی به دیگر کانتینرهای مجاور سرایت کرد و فاجعه‌بارترین آتش‌سوزی تاریخ بندر شهید رجایی را رقم زد. تا روز سه‌شنبه آتش همچنان مهار نشده بود، با اینکه روسیه دو فروند هواپیمای آتش‌نشانی به کمک فرستاده بود. کشورهای حوزه خلیج فارس نیز پیشنهاد کمک ارائه دادند، اما جمهوری اسلامی به‌منظور پنهان‌سازی علت انفجار، این پیشنهادها را رد کرد. طبق گزارش‌های رسمی، تاکنون ۷۰ نفر جان باخته و بیش از ۱۲۰۰ نفر مجروح شده‌اند. با این حال، منابع غیررسمی تعداد قربانیان را بسیار بیشتر عنوان کرده‌اند. دولت از مردم استان هرمزگان درخواست اهدای خون کرد و از شهرهای دیگر نیز محموله‌های خون ارسال شد.

رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای، برخلاف معمول، دو روز پس از حادثه و تحت فشار افکار عمومی، پیام تسلیت کوتاه و بی‌روحی منتشر کرد. این در حالی است که برای درگذشت افرادی چون اسماعیل هنیه، از رهبران حماس، سه روز عزای عمومی اعلام شده بود. این گونه تبعیض خشم و نارضایتی عمومی را دوچندان کرده است.

مراد ویسی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال، در تاریخ ۲۸ آوریل ۲۰۲۵ پرسیده است: «چرا جمهوری اسلامی می‌خواهد ابعاد فاجعه بندرعباس را تنزل دهد؟» تحلیل‌گران معتقدند شدت انفجار و گستردگی تخریب به حدی است که حتی با دریافت کمک از روسیه نیز آتش مهار نشد (۲). برخی نیز با اشاره به احتمال خرابکاری توسط اسرائیل، سعی در انتقال مسئولیت دارند، در حالی که هیچ نشانه‌ای از اقدامات نظامی اسرائیل علیه غیرنظامیان ایرانی گزارش نشده است.

از سوی دیگر، محمد سراج، نماینده تهران، در مجلس شورای اسلامی اظهار داشته که انفجار اسکله «رجایی» نمی‌تواند تصادفی بوده باشد و به وجود نشانه‌هایی از خرابکاری اشاره کرده است. وی عنوان کرده که وقوع انفجار در چهار نقطه همزمان، احتمال جاسازی قبلی مواد منفجره و کنترل از راه دور را تقویت می‌کند.

در این میان، رسانه‌های داخلی تحت فشار شدید برای خودداری از گزارش‌گری مستقل قرار گرفته‌اند. دادستان کل کشور هشدار داده است که انتشار اطلاعات غیررسمی با برخورد قضایی مواجه خواهد شد. دادستان کشور همچنین اعلام کرده که به قربانیان این حادثه دیه پرداخت خواهد شد؛ اقدامی که از نظر افکار عمومی، توهینی به جان انسان‌ها تلقی شده است. به ‌روشنی می‌توان گفت تا زمانی که این نظام فاسد و سرکوبگر در قدرت است، امنیت جانی و مالی برای مردم ایران وجود نخواهد داشت.

با در نظر گرفتن تحولات اخیر، بویژه از زمان حمله حماس و جهاد اسلامی به اسرائیل در ۷ آبان ۱۴۰۲ (اکتبر ۲۰۲۳) و حمایت مستقیم جمهوری اسلامی از آن، روند فروپاشی و سقوط نظام آغاز شده است. پاسخ سخت اسرائیل، از جمله ترور رهبران حماس و حزب‌الله در سوریه، لبنان و حتی تهران، و حملات موفق به تأسیسات موشکی و هسته‌ای ایران، موقعیت رژیم را بیش از پیش متزلزل کرده است.

همزمان، آمریکا به رهبری دونالد ترامپ با رویکردی تهاجمی‌تر وارد عمل شده و با افزایش فشارهای نظامی و تحریمی، جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار داده است. مذاکرات هسته‌ای که قرار بود در سوم ماه مه در رم برگزار شود، بنا بر درخواست ایران به تعویق افتاده و تحلیل‌گران احتمال دخالت روسیه در این تصمیم را بالا می‌دانند.

در این میان، اعتماد به نفس عمومی در ایران رو به افزایش و ترس از سرکوب کاهش یافته است. اعتراضات و سوگواری‌های خودجوش، همانند جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نشانه‌ای روشن از شکل‌گیری یک مقاومت مدنی گسترده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا گروه‌های مخالف نظام در خارج از کشور، از این موج مردمی حمایت خواهند کرد یا خیر؟

 

‎ناخدا محمد فارسی

‎۳ مه ۲۰۲۵

1 – https://www.radiofarda.com/a/33397563.html

2 – https://www.iranintl.com/202504270642