چشم‌انداز ۱۴۳۰؛ وقتی هنوز از خم کوچه ۱۴۲۰ رد نشده‌ایم!

حمید آصفی

آقای آقامحمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با افتخار اعلام کرده‌اند که سند چشم‌انداز ایران ۱۴۳۰ در حال تدوین است. سندی دیگر، افقی دیگر، وعده‌ای دیگر.

لابد قرار است ایران در سال ۱۴۳۰ “الگوی تمام‌عیار تمدن اسلامی در جهان” شود؛ درست همان‌طور که در چشم‌انداز ۱۴۲۰ قرار بود قدرت اول منطقه شویم، با اقتصادی شکوفا، مردمی راضی و کشوری توسعه‌یافته.

اما امروز، در حالی که تنها دو سال از پایان آن سند گذشته، بهتر است از آقایان سؤال کرد: با چشم‌انداز ۱۴۲۰ چه کردید که حالا سودای ۱۴۳۰ در سر دارید؟

چشم‌انداز ۱۴۲۰ قرار بود منشور پیشرفت باشد، نه مانیفست فراموشی. قرار بود ایران تا آن سال قدرت اول اقتصادی، علمی و تکنولوژیک منطقه شود. اما آنچه در عمل دیدیم، رشد منفی اقتصادی، فرار نخبگان، فقر گسترده، تورم سه‌رقمی و گسترش بی‌سابقه فساد بود. رتبه علمی؟
هنوز درگیر دعواهای پوشالی بر سر حجاب در دانشگاه‌ها هستیم. قدرت منطقه‌ای؟

با یک نگاه به وضعیت عراق، لبنان، سوریه و یمن می‌توان فهمید که آن “نفوذ منطقه‌ای” چطور به باتلاقی برای خود ایران تبدیل شد.
دستاورد چشم‌انداز ۲۰ساله این بود که امروز حتی برای خرید دارو هم باید التماس کرد؛ حالا بفرمایید در چشم‌انداز ۱۴۳۰ قرار است به کجا برسیم؟ کره ماه یا کره شمالی؟

ظاهراً در جمهوری اسلامی چشم‌انداز فقط برای آینده است، آن‌هم تا زمانی که به حال تبدیل نشده باشد. وقتی زمان تحقق وعده‌ها فرا می‌رسد، یا هیچ‌کس مسئول نیست، یا تقصیر با «تحریم»، «نفوذ»، یا «جریان انحرافی» است.

تازه بعد از شکست، نسخه‌ای جدید پیچیده می‌شود. چرخه‌ای از وعده‌های بی‌سرانجام که فقط مصرف داخلی دارد و بهانه‌ای است برای ادامه وضعیت موجود.

اگر سند ۲۰ساله شکست خورد –که بی‌تردید شکست خورد– آیا قرار است همان طراحان و تصمیم‌گیران دوباره سند ۱۴۳۰ را بنویسند؟
اصلاً کسی از آنها درباره نتایج قبلی بازخواست کرده است؟

در این کشور چشم‌انداز داریم، اما نقشه راه نداریم. هدف داریم، اما ابزار نداریم. شعار داریم، اما سیاست نداریم. برای رسیدن به چشم‌انداز باید دست‌کم اراده‌ای برای اصلاح داشته باشی؛ نه اینکه همچنان در حلقه بسته‌ی انکار و لجاجت بچرخی و فکر کنی با تکرار یک واژه، واقعیت تغییر می‌کند.

مگر می‌شود با همین ساختارهای پوسیده، همین نهادهای غیرپاسخگو، همین بودجه‌ی رانتی، به آینده‌ای متفاوت رسید؟

چشم‌انداز ۱۴۳۰؟ شاید بد نباشد ابتدا یک سند برای فهم شکست چشم‌انداز ۲۰ساله تدوین شود. بگذارید مردم بدانند چرا نشد. چرا وعده‌ها بر باد رفت. بعد، اگر اندکی صداقت باقی ماند، از چشم‌انداز تازه بگویید. در غیر این صورت، چشم‌انداز ۱۴۳۰ هم مثل چشم انداز ۲۰ساله، فقط یک عدد خواهد بود: عددی که در آن، باز هم عده‌ای وعده می‌دهند، عده‌ای می‌نویسند، عده‌ای چاپ می‌کنند، و در نهایت… مردم فراموش می‌کنند.