شیرین عبادی
در گفتوگویی که از لندن با روزنامه کرونه داشتم، تأکید کردم که جمهوری اسلامی ایران سقوط خواهد کرد: اما نه در زمانی که بمبها در حال فرود آمدن بر سر مردم هستند. در چنین شرایطی، مردم نمیتوانند همزمان در برابر سرکوب حکومت و حملات خارجی مقاومت کنند. بههمین دلیل، هرچند این جنگ رژیم را تحقیر کرد و ضعف آن را آشکار ساخت، ولی قربانی اصلی، مردم ایراناند. همانهایی که حالا در پی شکست حکومت، باید تاوان بدهند: فقط در ۱۲ روز بیش از هزار نفر بازداشت شدند، و دستکم شش نفر را بدون دادگاه عادلانه اعدام کردهاند.
وقتی خبر حمله به تأسیسات هستهای ایران را شنیدم، تعجب نکردم. این همان نتیجه ۴۶ سال سیاست خارجی جمهوری اسلامیست؛ از همان ابتدای تأسیس در سال ۱۳۵۷، نابودی اسرائیل و بیرون راندن آمریکا از منطقه را هدف قرار داده بودند. حالا همان سیاست، ایران را به نقطهای رسانده که نه امنیت دارد، نه مشروعیت. حتی حکومت خودش هم اعتراف کرد که پهپادها در خاک ایران مونتاژ شده و از همانجا به پرواز درآمدهاند—این یعنی رسوایی امنیتی و ضعف مطلق.
در این مصاحبه گفتم که مردم ایران سالهاست از این رژیم عبور کردهاند. بیش از ۸۰ درصد جامعه خواستار پایان جمهوری اسلامیاند. زنان، مثل همیشه، در صف اول ایستادهاند. در یک دیکتاتوری همه در بندند، اما زنان بیشتر از همه رنج میبرند: حق طلاق، سفر، ارث، تحصیل ندارند، مگر با اجازه یک مرد. من خودم شاهد بودم که پس از انقلاب ۵۷، چگونه با از سمت قضاوت برکنار و به منشیگری تنزل داده شدم، چون زن بودم.
در پایان، وقتی از من پرسیدند که آیا هنوز در این مسیر هستم، گفتم: تلاش کردن. دویدن، وظیفه همه ماست، من مشعل نوبل را به نرگس محمدی دادم، اما خودم هم هنوز در مسیر ایستادهام. اگر کسی به هدفش ایمان داشته باشد، تحمل سختیها سادهتر میشود. من یکی از دهها زن مدافع حقوق بشر هستم که تهدید، حبس و تبعید را تجربه کردهاند، اما هرگز از راه بازنگشتهاند. آینده، از آن مردم ایران است.