کنفرانس مونیخ-۲ بهلحاظ تبلیغاتی موفق و از نظر اجرایی بسیار حرفهای برگزار شد، اما رویکرد برگزارکنندگان و انتظاری که از این نشست میرفت، فراتر از یک «شوی سیاسی» نبود. در طول روز برگزاری، دعوتشدگان با تکرار شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، بار دیگر بیعت خود را با رهبری ایشان در دوران گذار از نظام اسلامی اعلام کردند. همچنین حمل پرچم کشور اسرائیل در کنار پرچم شیر و خورشید ایران، از نکات تأملبرانگیز این نشست بود.
در واقع مونیخ-۲، بیش از آنکه یک نشست محتوایی باشد، بهخوبی بهعنوان یک رویداد تبلیغاتی سازماندهی شده بود. بهاحتمال فراوان، یک تیم اجرایی حرفهای مسئول اجرای آن بوده و تعدادی از چهرههای مختلف نیز برای ارائه نظرات سیاسی در مورد آینده ایران دعوت شده بودند تا محتوا شکل نمادین داشته باشد. در تمام مراحل، شعارهای سلطنتطلبانه، از جمله شعار پایانی شاهزاده رضا پهلوی: «ما ملتی کبیریم، ایران را پس میگیریم» فضای نشست را شکل میداد.
پیامهای متعددی از سوی طیفهای مختلف اپوزیسیون، از جمله شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، و همچنین بازماندگان خیزشهای مدنی در ایران ارائه شد. پیامها و سخنان غمانگیز برخی از مدعوین، از جمله قربانیان خشونتهای دولتی، باعث تأثر بسیاری از حاضران شد. حتی صحنهای از سجده یکی از افراد در مقابل شاهزاده رخ داد که واکنشی از جانب ایشان در پی نداشت.
منتقدان این نشست زنجیرهای، انتقادهای شکلی و محتوایی متعددی مطرح کردهاند. از جمله اغراق در تمجید از شاهزاده، رفتارهای نمایشی از سوی برخی شرکتکنندگان، و حضور پرچم اسرائیل در برنامه که به زعم بسیاری، نشانهای از تصور واهی طرفداران پادشاهی است که گویا اسرائیل قصد دارد نظام اسلامی را سرنگون کرده و حکومتی سلطنتی با رهبری رضا پهلوی جایگزین کند.
در همین راستا، لورا کوئینزبرگ، خبرنگار بیبیسی، در یکی از برنامههای خود به بررسی جنگ ۱۲ روزه و پیامدهای آن پرداخت. وی با سفیر اسرائیل در لندن، وزرای دفاع و خزانهداری بریتانیا، و کریستین امانپور از CNN گفتوگو کرد. در این گفتوگوها تأکید شد که اسرائیل هدفی برای تغییر نظام در ایران ندارد و صرفاً از حق حاکمیت خود دفاع میکند؛ نکتهای که مقامات آمریکایی و اسرائیلی نیز پیشتر بر آن تأکید کرده بودند.
در گفتوگو با وزرای بریتانیایی، نگرانیها درباره احتمال گسترش جنگ به خلیج فارس و تأثیرات اقتصادی ناشی از آن، از جمله بسته شدن تنگه هرمز، مورد بررسی قرار گرفت. پاسخ مسئولان بریتانیایی حاکی از آمادگی کشورشان برای دفاع از منافع ملی خود در صورت وقوع درگیریهای جدید بود.
شاهزاده رضا پهلوی در پایان کنفرانس، به دو نهاد موسوم به «شورای اجرایی» و «شورای خیزش مردمی-مشورتی» اشاره کرد، اما توضیح مشخصی درباره ساختار و برنامهریزی اجرایی این شوراها ارائه نداد. ایشان همچنین به QR Code ارائهشده توسط شبکه ایران اینترنشنال برای ثبتنام نظامیان و کارمندان دولتی نظام اسلامی اشاره کرد و مدعی شد تاکنون بیش از ۵۰ هزار نفر در حمایت از رهبری وی در دوران گذار ثبتنام کردهاند.
برخی مقامات جمهوری اسلامی واکنش تمسخرآمیزی نسبت به این نشست داشتند و آن را «طبل توخالی» توصیف کردند. رسانههای وابسته به نظام نیز با اشاره به پراکندگی چهرههای اصلی نشست، آن را نشانهای از «ناتوانی اپوزیسیون در حفظ انسجام» دانستند.
رامین پرهام، که سابقاً در حلقه مشاوران شاهزاده بود اما اکنون از منتقدان جدی اوست، بر این باور است که اپوزیسیون یک کشور باید در داخل همان کشور حضور ملموس داشته باشد و گروههای خارجنشین بیشتر نقش نظری-گفتمانی دارند. او اقدامات رضا پهلوی را فاقد مشروعیت سیاسی کثرتگرا دانسته و به نبود حمایت گسترده و ملموس در داخل ایران اشاره کرده است (۱).
پرهام، نویسنده کتاب «مشروطه نوین»، رضا پهلوی را حامل سرمایهای عاطفی در میان تودهها، نه نخبگان میداند و انتخاب شهر مونیخ را با اشاره به سابقه فاشیسم در آلمان، «بدسلیقگی» مینامد. او از شاهزاده بهعنوان «رهبر خودخوانده» یاد کرده و عملکرد او را با «هیچانگاری سیاسی» (نیهیلیسم) مقایسه کرده است.
در نشست مونیخ-۲، سعید قاسمینژاد پروژهای با عنوان «شکوفایی ملی در مرحله اضطراری» را ارائه داد. با مروری بر این سند، بهویژه در بخشهای مرتبط با نظامی، امنیتی و انتظامی، میتوان بهوضوح نارسایی در درک واقعیتهای موجود در ساختارهای ارتش، سپاه، و نیروهای امنیتی ایران را مشاهده کرد. حتی قاسمینژاد در مقدمه سند، صراحتاً مسئولیت محتوای آن را نپذیرفته است.
مروری بر اسامی نویسندگان پروژه نشان میدهد که هیچ فرد متخصص یا شناختهشدهای که مورد تأیید نظامیان، سیاستمداران یا مردم ایران باشد، در این فهرست وجود ندارد. بیشتر نویسندگان چهرههایی جوان و ناشناخته در رسانههای مجازی هستند و ضعف تجربی در سراسر سند مشهود است.
نویسندگان این سند با ساختار موجود کشور بیگانهاند و در بخشی از متن، سقوط نظام اسلامی توسط اسرائیل و آغاز اجرای برنامه اضطراری را مطرح میکنند، مشابه مدل عراق پس از حمله ۲۰۰۳ آمریکا. اما سازوکار این سناریو کاملاً مبهم و خیالپردازانه است و از عاقبت هرجومرجآمیز عراق و افغانستان پس از اشغال نظامی، درسی نگرفته است.
در عین حال، برخی از مدعوین کنفرانس مونیخ-۲، پیشنهادهای قابلتأملی به شاهزاده ارائه دادند. یکی از مدعوین، با تأکید بر لزوم همگرایی در میان طیفهای اپوزیسیون، به مخاطرات جدی آینده ایران اشاره کرد و خواستار تمرکز بر یک پروژه جمعی برای رهایی شد. او به درستی یادآور شد که جنبش «زن، زندگی، آزادی» به یک تحول فرهنگی عمیق در ایران منجر شده که باید از آن بهره گرفت.
با در نظر گرفتن فضای شعاری نشست مونیخ-۲، پروژه خام «شکوفایی» و انفعال اپوزیسیون، چشمانداز رهایی از نظام اسلامی همچنان مبهم و دور از دسترس به نظر میرسد. اما شاید بیانیه مهندس میرحسین موسوی و گروه ۱۷ نفره، که بر مسیر مقاومت مدنی تأکید دارد، آغاز مناسبی برای تغییر باشد. موسوی با آگاهی از ساختار نظام اسلامی و وفاداریاش به منافع ملی، بیش از یک دهه است که در حصر خانگی مقاومت کرده و بر ایده رهایی مردم ایران ایستاده است.
نشانههای آغازین مقاومت مدنی، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، آشکار شدهاند. مردم توانستهاند در مواردی دولت را وادار به عقبنشینی کنند، مانند لغو مصوبه دو فوریتی درباره مجازات خبرهای نادرست در فضای مجازی، یا عدم اجرای مصوبه اجباریسازی حجاب.
گزارشها همچنین نشان میدهد که حکومت دچار هراس شده است. از جمله، خبر تشکیل شورای دفاع ملی بر اساس اصل ۱۷۶ قانون اساسی که توسط دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام شده، نشان از این دارد که حکومت خود را برای مقابله با تهدیدات خارجی و ناآرامیهای داخلی آماده میکند (۲). رسانههای نزدیک به سپاه خبر از بازگشت احتمالی علی لاریجانی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی دادهاند تا هماهنگی کاملتری میان نیروهای نظامی برقرار شود.
با توجه به آنچه گفته شد، مردم ایران راهی جز مقاومت مدنی برای رهایی از نظام اسلامی ندارند. بیانیه مهندس موسوی و گروه ۱۷ نفره نیز بر همین مسیر تأکید دارد.
پاینده ایران
ناخدا محمد فارسی
۵ آگوست ۲۰۲۵
1 – https://www.radiofarda.com/a/radio-farda-roudtable-reza-pahlavi-munich-conference-parham-heidari/33487420.html
2 – https://www.radiofarda.com/a/33493245.html